هفت تپه،پیروزی یا سراب،زنده باد اعتصاب!- کامران پایدار

کارگری

اختلاف طبقاتی،اختلاف بین کارگران وسرمایه داران آشتی ناپذیراست.پیشروی ویاعقب نشینی هرطبقه درمقابل طبقه دیگرفقط با توازن وتثبیت قوا درمیدان واقعی مبارزه طبقاتی بدست می آید.آشتی مابین طبقه کارگروبورژوازی ازمحالات است.طبقه کارگرتنهاباتکیه به نیروی خود،تنهاباتاکیدبرمجامع عمومی وشوراهایش وصف مستقل طبقاتی خودش قادرخواهدبودبه خواسته ها ومطالبات صنفی واهداف بلندمدت سیاسی خود برسد.هرگونه توهم وخوش بینی ساده لوحانه نسبت به سرمایه داران وحکومتشان وفرورفتن درلطایف الحیل وسناریوهای سرمایه تنها تیرخلاصی به مغزجنبش کارگری است.من فکرمی کنم اگراین بدیهیات اولیه رابه هرکارگرپیشرو رزمنده و یا به کمونیستی که فقط الفبای مارکسیسم راشناخته است بگویی درصحت وتایید آن تردیدی نخواهدکرد.آنهایی که درگفته های فوق تردید وابهامی دارند،عمدا یا سهوا، ازنظرطبقاتی ازجنس وقماش همان تبلیغات چی های سرمایه هستند که می گوید سیاست پدرومادرندارد، تا راه برای هر توجیه زمختی هموارگردد.
حرف وخواست ما کارگران خیلی ساده، سرراست، رک وبدون ابهام است. ما میگوییم ازصبح تا شب کارمی کنیم، خالق این دنیا نیروی کار ودستان توانای ماست. ما گرسنه ایم، نان نداریم، مسکن ودرمان وبهداشت ورفاه وامنیت شغلی نداریم. گرسنگی وبیماری وحوادث کار قاتل خاموش ما وخانواده هایمان است. به جای شیر، خوراک بچه هایمان آب قند وکمبود وبیماری وتحقیراست. اینها وبسیاری بسیاردیگرحرف وخواسته های ابتدایی ما کارگران درمقابل سرمایه داران ومفتخوران وجنایتکاران حرفه ای تا دندان مسلح وغرق درثروتهای افسانه ای هستند که خالقش ماییم اما علیه ما به کارش می گیرند. حالا دیگراگرسرمایه داران با هزارو یک ترفند اززندان وشلاق وشکنجه واعدام گرفته تا نفوذ و پروکاسیون درصفوف جنبش ما کارگران وبسیاری مواقع خریدوتطمیع حتی رهبران خوش نام وخوش سابقه کارگران و…این دیگرراه ما نیست. حق تشکل واعتصاب ازجمله حقوق ابتدایی ومسلم ماست. تشکل واعتصاب واتحاد ومبارزه ومجمع عمومی وشوراهای مستقل سلاح کارا وبرنده وبدون توهم ما کارگران برعلیه سرمایه داران وحکومت مزدورشان است.من قبلاهم گفته ام آنچه ازسال96 به این سوکارگران رزمنده هفت تپه را در چشم همگان بزرگ ومحبوب کرد، رزمندگی واتحاد و پیگیری پرشور کارگران درمبارزه برای احقاق خواسته های صنفی شان وافراشتن شعارنان، کار، آزادی وحکومت واداره شورایی با پرچمداری اسماعیل بخشی بود.تاخلع ید ونفی خصوصی سازی !و…دراردیبهشت همین امسال حکومت اسلامی سرمایه داران دریک سناریوی ناگهانی(خلع یداز بخش خصوصی) اماکاملا حساب شده وساختگی آن هم درموسم مضحکه انتخاباتشان برای نشاندن جلاد وقاتل حرفه ای آخوند رییسی برمسند ریاست حکومت جهل وفساد اسلامی! جنبش کارگری نه درایران ما، که البته درسرتاسردنیا به لحاظ طبقاتی یکدست ویکپارچه نیست.همین الان درجنبش کارگری ما انواع گرایشات سندیکالیستی، اتحادیه ای، فقط صنفی وقانون مدار و چانه زن ومصامحه کاربا حکومت…موجود است.حالا اگر حکومت با طرح سناریوی خلع ید درحرف و در این مقطع زمانی جهت دستیابی به اهداف معین خودش با توجه به بازی انترچرخانی انتصاباتش وسراب خلع ید ازاسدبیگ وشرکا را طرح نموده است. دراین هیاهو و گرد وخاک گرایش راست کارگری وازطرف دیگرفرقه ها واحزاب چندنفره پوپولیست واپورتونیسم مدعی چپ و کمونیسم دنباله رو حوادث و فرصت طلب هم به طرفداری ازهمین گرایش راست وخطرناک ضد کارگری به رقص وشادمانی وتبریک پیروزی پیروزی افتاده اند به من کارگرکمونیست کاملانامربوط وبی ربط است.چندی پیش درجایی نوشتم این بادکنک هیاهوی توهم وپیروزی که احزاب راست وگرایش راست کارگری بادش کرده اند هوانرفته خواهد ترکید. هنوزیک ماهی ازخلع ید و توهم اعلام پیروزی وشادی و…نگذشته که حقایق هفت تپه گویای واقعیت تلخ دیگری است. کارگران به مقصد وهدف نرسیده اند، ادامه راه بسی طولانی وصعب و دشوارتراست! درهمان اولین روزهای اعلام خلع ید درمحاکم قضایی حکومتی برای فرزانه زیلایی وکیل کارگران هفت تپه پرونده ای گشوده و برایش وپاپوش دوخته اند. ازروز سه شنبه یازدهم خرداد دوباره اعتصاب کارگران رزمنده هفت تپه شروع شده است .با خواست دریافت حق آبه،طلب دستمزدهای معوق 70روزه ازاول سال تا حالا،امنیت شغلی،بازگشت به کارکارگران اخراجی،بیمه ها و…این اعتصاب فعلا به مدت 4روزیعنی تا روزجمعه ادامه داشته است، البته درروزپنجشبه مزدوران حکومتی متوسل به تیراندازی علیه کارگران اعتصابی هم شده اند چون اوضاع خطیر است !!.همه اینها گویای چیست.اگرسرراست وخلاصه بگویم میشود اینکه: کارگران هفت تپه حتی به ابتدایی ترین خواسته هایشان هم دست نیافته اند و…همچنین وعلاوه براین و مهمتر، این روزها کارگران رزمنده وهوشیارهفت تپه بدرستی متوجه شده اند دستیابی به خواسته های حتی صنفی شان ازمسیراتحاد ومبارزه و اعتصاب وتاکید برمجامع عمومی وشوراها ومهمترتاکید برمنفعت وصف مستقل طبقاتی وپرهیزازنفوذ و پروکاسیون عوامل حکومتی با هرنام وعنوانی میگذرد. این مورد آخری بسیار بسیار گویا وروشن ونقطه امید واتکا بسیارمهم وارزشمندی است که راه وافق مبارزات کارگران هفت تپه برای حال وآینده را نمایانگراست. راه همین است نه هیچ چیزدیگری.علاوه براینها اتفاق دیگری هم که افتاده وبسیارناگواروتاسف برانگیزاست شرکت محمدخنیفر ومسلم چشم آذردرمراسم ومناسک مضحکه انتخاباتی و ستاد آخوند جانی وقاتل ابراهیم رییسی است. رییسی قاضی مرگ و قاتل هزاران زندانی سیاسی بیگناه درسالهای67است. شخصا با تمام وجود ازشرکت این اشخاص در ستاد ابراهیم رییسی اوباش وقاتل متاسف شدم. نقل به معنی،محمدخنیفر به حکومت مشاوره میدهد ومیگوید دراین اوضاع خطیر انتخابات، جناب رییسی محترم گوشه چشمی به کارگران داشته باشد که مبادا زبانم لال فردا کارگران اعتصاب کنند.آقای خنیفر میگوید کارگر زندان میرود،شکنجه میشود،شلاقش راهم میخورد گردنش هم از مو باریکتراست. خنیفرازآخوند جانی رییسی میخواهدهمانطورکه برای مغان نماینده فرستاده برای هفت تپه هم نماینده یاحاکمی! بفرستند تاشاید معجزه شود! مایلم ازآقای خنیفربپرسم تا وقتی قدرت خود کارگران مانده چرا به رییسی و ستادش متوسل شده اید؟ چرا همانند رئیسی ازاعتصاب کارگران اینقدر وحشت داری ونگران موقعیت خطیرحکومت هستی وزبانم لال میگویی؟
چراباید کارگرزندان برود،شکنجه شودوشلاق بخوردوگردنش هم ازموباریکترباشد؟ آقای خنیفرخوش رقصی تا کجا برای آخوندها وسرمایه داران؟ قبل ازهرچیزبا صراحت وبدون هرگونه تردید وحاشیه سازی باید گفت شرکت خنیفر وچشم آذر درمراسم جنایت وکثافت وفضاحت آخوند قاتل وجانی رییسی واین دریوزگی وخوش رقصی نامیمون وتحقیرآمیزتنها یک تصمیمم خطای تاکتیکی واشتباه لپی نیست. این اقدام نشانه یک گرایش ویک خط راست ومعینی است که جایگاه طبقاتی واهداف خاص خودش رادارد.این خط ادامه کاری خط راست و انحرافی وضدکارگری طوماریون، گرایش سه جانبه گرایی،اصل41قانون کار، ودخیل بستن به شورای عالی کار و شوراهای کذایی اسلامی ، خانه کارگرو در یک کلام این خط وگرایش، یک خط و گرایش راست وضد کارگری درجهت توهم پراکنی وانشقاق درصفوف کارگران است.این خط انحرافی درجهت ایجاد انحراف ومانع ولوث نمودن وتحقیرمبارزات برحق کارگری وبه بیراهه بردن آن،وپادویی وخوش رقصی برای سرمایه داران وحکومتشان است.پیروزی ازنظرماکارگران وکمونیستها چیزدیگری است.شرکت درسناریوهای ساختگی ومزورانه حکومتی پیروزی نیست توهم است.اگریک لیوان شیر،اگریک قرص نان، اگریک کیلو گوشت ودو کیلو میوه،به سفره خانواده کارگری افزون شوداین پیروزی شیرین است.اگر کارگران اخراجی به سرکارشان بازگردند،اگربیمه وبهداشت ومسکن مناسب باشد،اگرقراردادهای موقت وسفید امضا برچیده شود،اگربه روزی برسیم که دیگرهیچ کارگری بخاطرغم نان ومحرومیت وشرمندگی ازخانواده اش خودراحلق آویزنکند،این پیروزیست. ما کارگران بازیچه ومشاورسرمایه داران وحکومتشان نیستیم.باتوجه به حاکمیت 43 ساله حکومت غیرمتعارف جنایتکاروفاشیست اوباش اسلامی سرمایه داران که برمبنای سرکوب عریان وکارگرارزان وخاموش استواراست دیگردراین شرایط واوضاع واحوال برای کنترل کارگری،اداره شورایی،نظارت شورایی چشم اندازی نیست. پیروزی برای نان وآزادی،برای رفاه وخوشبختی،برای امنیت درمقابل سرمایه داران وحکومت تا دندان مسلحشان با شاخه های گل، با خیال وتوهم، با محافظه کاری وریش گرو گذاری وخوش خدمتی تحقیرآمیزوپا منبری شدن آخوندها وسرمایه داران به دست نمی آید .
ماکارگران باید متحد شویم، باید با دیگربخشهای کارگری ودیگرجنبشهای مطالباتی هم سرنوشت یکی شویم.بایدشوراها ومجامع عمومی مان را زنده تر ومحکم تربه پاداریم. باید وباید با تاکید بررادیکالیسم،برچپ گرایی وتاکیدبرگرایش چپ کارگری به مقابله وطرد وایزوله انواع گرایشات راست وخیانتکارضدکارگری به پاخیزیم.بایدصف مستقل ورزمنده خودرا درمقابل سیاست پروکاسیون عوامل حکومتی باهرنام وهرعنوان وهرموقعیتی که هستند بپا داریم.
زنده باد اعتصاب،زنده باد صف مستقل کارگری
کامران پایدار