پس از اول ماه می – محمدرضا پویا

کارگری

اول ماه مه را پشت سر گذاشتیم، چگونه باید به تحرکات سیاسی حول و حوش آن نگاه کرد؟

از هفته ها قبل رژیم اسلامی، همانگونه که انتظار میرفت، تعقیب و تهدید و دستگیری فعالین کارگری را در دستور کار خود گذاشت. اعتراضات جاری در جامعه و سظح توقعات و نوع مطالبات مردم را باید از پرتو پیشروی ها و تغییرات سیاسی پس از اعتراضات دی و آبان 96 و 98 دید و بررسی کرد. تحرکات سیاسی و بیانیه های سیاسی تشکلات کارگری در جامعه علیرغم همه محدودیتهای کرونایی و سرکوب ، بخوبی سطح اعتراضات در جامعه را منعکس مینمود. به همین علت جمهوری اسلامی به سطح اعتراضات احتمالی اول مه کاملا واقف بود و از همینرو با تهدید و بگیر ببند و احضار فعالین کارگری بزعم خو.دش دست به “پیشگیری” زد.
علیرغم تلاش رژیم اسلامی برای تحمیل سکوت به خیابان در اول ماه مه، در چندین شهر کارگران به خیابان آمدند. صف آرایی کارگران در مقابل رژیم اسلامی در یک پروسه زمانی لباس “مستضعف پناهی” را از تن اسلامیون بدر آورد. اینکه رژیم اسلامی جمع “دزدان، جنایتکاران و چپاولگران” هستند و باید بروند، امروز مورد توافق عمومی جامعه است و به ملکه ذهن مردم تبدیل شده است. برگرفتن آن نقاب(مستعضف پناهی) و رسیدن به این “توافق عمومی” از دل یک مبارزه طولانی بدست امده است که صف آرایی کارگران بویزه در اول ماه مه در سالهای متمادی سهم بزرگی در این روند ایفا کرده است.
شاید در نگاه اول محدود بودن اعتراضات در اول ماه مه به کم و یا بی اثر بودن این اعتراضات ترجمه شود. اما حتی اگر همینها هم انجام نمیگرفت، بیانیه هایی که در هفته های گذشته از جانب تشکلات کارگری منتشر شد، نشانگر یک غلیان پر قدرت رادیکال سیاسی در جامعه است. اینها پیام جنبش چپ جامعه است که به زیر همه چیز زده و به کمتر از تغییر رضایت نمیدهد. این اعلان چنگ پایینی ها به بالایی ها است. جنبشی که به رهبری سیاسی نیازمند است. رادیکالیسیم موجود در جامعه نمیتواند متضمن “تغییرات رادیکال” هم باشد. برای تغییرات رادیکال، به رهبری سیاسی رادیکال نیازمند است.