اعتصاب کارگران نفت: تکرار ۵٧ نه لازم است و نه مطلوب – عباس گویا

کارگری

اعتصاب کارگران نفت بواقع از طریق بخطر انداختن چرخه اقتصاد در کشورهای متروپل بود که کمر شاه را شکست و آمریکا را به عقب نشینی واداشت. اعتصاب کارگران نفت که از اواخر مهرماه شروع شد تا اواخر آبان بتدریج میزان تولید و صادرات نفت را کاهش داد. این اعتصاب تازه در اوایل دیماه بود که تولید نفت را بمیزان مصرف داخلی از نفت کاهش داد و تا پایان دیماه، ژانویه ١٩٧٩، صادرات نزدیک به پنج میلیون بشکه ای نفت ایران که برابر با ٧ درصد از عرضه نفت در جهان بود متوقف شد. اعتصاب کارگران نفت در این مدت کوتاه نمیتوانست ضربه اقتصادی جبران ناپذیری به شاه وارد کرده باشد و حتی اگر هم وارد میکرد، آن ضربه بلافاصله به سیاست و آن سیاست بلافاصله به خروج شاه از ایران ترجمه نمیشد.
اما همین اعتصاب، بازار غرب را درست به این دلیل که بحران قبلی نفت تا سال ١٩٧٧ ادامه پیدا کرده بود، متشنج میکرد و بهمین دلیل اقدام پیشگیرانه برای تثبیت تولید و قیمت نفت روی میز تمام رهبران اروپائی و آمریکا قرار گرفته بود. بنظر من اگر اعتصاب کارگران نفت نبود، نه شاه بدستور کارتر ایران را در ٢٦ دیماه ترک میکرد و نه غرب، که در ١٤ تا ١٧ دیماه مشغول کنفرانس گوادلپ بود، به این سادگیها پشت شاه را خالی میکرد.
برای رفع هر شبهه ای لازم میبینم تاکید و اضافه کنم که فاکتور نفت تنها یک فاکتور حاشیه ای در جنگ قدرت غرب و شرق در دوران جنگ سرد بود. برای آمریکا، بود و نبود شاه قبل از هر چیز تابعی از حفظ ایران در کمپ غرب بود. آمریکا پیش از کنفرانس گوادلپ تصمیم گرفته بود شاه را مرخص کند. شواهد این ادعا یکی ورود هویزر به تهران در اولین روز کنفرانس گوادلپ و دیگری درخواست دولت آمریکا از کیسینجر برای یافتن مسکنی برای شاه در آمریکا در اولین هفته ژانویه ١٩٧٩ – یعنی همزمان با برگزاری کنفرانس گوادلپ – بود.
اولویت اهمیت ایران در جنگ سرد بر اهمیت نفت ایران را میتوان در دفاع دولت نیکسون از شاه در سال ١٩٧٤ بوضوح یافت. کیسینجر و نیکسون برخلاف وزیر وقت اقتصاد دولت آمریکا در اوایل دهه هفتاد میلادی، سایمون، شاه را بدلیل اهمیت استراتژیکش در تقابل با بلوک شرق میستودند و بهمین دلیل اصرار شاه بر بالا بردن قیمت نفت در آن هنگام را نادیده میگرفتند. همان کیسینجر در همان مقطع هیچ تردیدی در فشار آوردن به عربستان سعودی برای کاهش قیمت نفت نمیکرد چون عربستان سعودی اهمیت ژئوپولیتیکی ایران در جنگ سرد را نداشت. پس اگر فاکتور نفت به تمام فاکتورهای دیگر دخیل در انقلاب ۵٧ اضافه نشده بود، احتمالا شاه مجبور به ترک ایران در دیماه نمیشد. بنظر من فاکتور نفت نه در تصمیم بر بود و نبود شاه در حاکمیت که در زمان خروج شاه تاثیر گذار بود.