جنایتکاران در دو سکانس – محمدرضا پویا

مقالات

معیارهای دو گانه، در سیاست بیداد میکنند: همزمان با بساط مضحک انتخاباتی رژیم اسلامی، کمی انورتر در شهر لاهه، راتکو ملادیچ معروف به “قصاب بوسنی” در دادگاه فرجام “دیوان رسیدگی به جنایات جنگی سازمان ملل متحد” بجرم قتل عام 8000 نفر در سربرنیتسا محاکمه و به حبس ابد محکوم شد. اما همکار و همقطارش ابراهیم رییسی که چه بسا تعداد بیشتری را به قتل رسانده، در تهران بر صندلی کاندیداتوری ریاست جمهوری تکیه زده و همه قرائن نشان از ان دارد که عنقریب پست ریاست جمهوری را مالخود کند. منافع دول عضو پیمان ناتو حکم میکرد تا در جنگ داخلی در یوگسلاوی دخالت کنند و پس از جنگ تعداد انگشت شماری از جنایتکاران جنگی را به پای میز محاکمه بکشانند. رهبران جمهوری اسلامی و در اینجا ابراهیم رییسی بی شک کمتر از جنایتکاران جنگی یوگسلاوی ادم نکشته اند و علیرغم خواست بر حق دستگیری این جانیان که آزادانه به کشورهای غربی سفر میکنند ، ولی هرکز دول غربی گوش شنوایی برای این مطالبه بر حق نداشته اند. البته مسله فراتر از دستگیری و محاکمه این جانیان است. سازش و چشم پوشی از جنایات سران رژیم اسلامی از جانب غرب قبل از انکه ریشه اقتصادی داشته باشد، سیاسی است. میزان مراودات اقتصادی اتحادیه اروپا و امریکا با جمهوری اسلامی به میزانی نیست که این کشورها نتوانند از ان صرف نظر کنند و یا جایگزینی برایش بیابند. مسله بر سر این نیست. کل کمپ دول غربی از تصفیه حساب با اسلام سیاسی واهمه دارند. دول غربی بخوبی اگاهند که یک جدال وسیع و بزرگ در کل خاورمیانه بر علیه اسلام سیاسی و بویژه در ایران در جریان است. مبارزه ای که همواره توسط اسلامیون بخون کشیده شده اما علیرغم تلافات بالای انسانی، این مبارزه نتنها فروکش نکرده بلکه دارد به مرز “تعیین تکلیف” میرسد. آنچه دول غربی را میترساند، پیامدهای سیاسی این مبارزه است.
اسلام سیاسی در خاور میانه به بخشی از ساختار حاکمیتی تبدیل شده است حتی در انجاییکه ظاهرا در قدرت نیستند. نگاهی به عراق بیندازید. ظاهرا احزاب و گروه های اسلامی دولت را در دست ندارند ولی همینها عامل کشتار مردم معترضی هستند که رفاه و نان خود را از دولت عراق ظلب میکنند. وضع در لبنان هم به همین منوال است. سوریه، افغانستان، یمن و لیبی هم به مخروبه ای تبدیل شده اند که میلیونها نفر از بیم جانشان آواره اینجا و انجا شده اند. ساختار سیاسی در اسراییل به یمن وجود جریانات اسلامی، ماهیتی سلبی پیدا کرده است. احزاب موجود در اسراییل فلسفه وجودی خود را از میزان جنگ و جدل با اسلامیون (و صد البته و همواره در کشتار مردم فلسطین) توضیح میدهند. اما سر این مار عظیم الجثه در تهران است. پیامدهای مبارزه مردم در ایران محدود به جغرافیای ایران نخواهد ماند. سرنگونی رژیم اسلامی سرآغاز فروپاشی جریان اسلام سیاسی در کل خاور میانه است. همانگونه که سقوط برلین به سقوط فاشیسیم در سراسر جهان انجامید، تصرف قدرت در تهران همین سرنوشت را برای کل جریان اسلامی در خاورمیانه رقم خواهد زد هر چند که این روند میتواند پیچیده تر و طولانی تر از سقوط فاشیسیم باشد. سقوط رژیم اسلامی و حذف اسلام سیاسی از معادلات قدرت، چهره سیاسی خاورمیانه را دگرگون خواهد ساخت. حتی دولی که رسما یک رژیم اسلامی نیستند ولی همواره از قوانین اسلامی در بی حقوق کردن مردم، سود جسته اند، از این تحولات در امان نخواهند ماند. اینکه چه مسایلی در هر کدام از کشورهای خاورمیانه در لحظه هزیمت اسلام سیاسی طرح خواهند شد، قطعا به این بستگی دارد که کدام نیرو رهبری تحولات را در دست دارد. اما صرفنظر از این نکته مهم، قطعا مسایلی مانند حذف اسلام از حکومت، قانون و اموزش و پرورش، حقوق مدنی شهروندان و حقوق زنان، میتواند در کل خاورمیانه در صدر اولویتها قرار بگیرد. شیفت کردن خاورمیانه به این شرایط مساوی است با عوض شدن کل معادلات سیاسی در سطح جهان. شرایطی که دول غربی نمی دانند چه میزان در شکلگیری و یا فرجام ان میتوانند نقش و کنترل داشته باشند. خاورمیانه بدون اسلام سیاسی برای دول غربی سفر در راهی است که پایان انرا نمی دانند. سر منشا مماشات و سازش غرب با جانیان اسلامی در همین نکته خوابیده است. از همینرو باید فردا شاهد سفر ابراهیم رییسی به نیویورک برای سخنرانی در سازمان ملل باشیم. جنایتکاریکه بمانند راتکو ملادیچ خیلی پیشتر از این میبایست دستگیر و محاکمه میشد. زحمت اینکار بدوش مردم افتاده است. در روز محاکمه این جانیان در دادگاه های مردم، جنایاتی افشا خواهد شد که جهان نورنبرگ را بفراموشی خواهد سپرد.