قطعنامه ای درباره مساله فلسطين

نشريات

توضيح: قطعنامه فوق، یک قطعنامه جامع و اساسی در مورد مساله فلسطین است. اساس این قطعنامه همچنان به قوت خود باقی است. نشریه پرسش این سند را به دلیل اهمیت شرایط حاضر مجددا تکثیر میکند
مساله فلسطين مشقت بارترين مساله ملى جهان امروز است. بيش از نيم قرن است که ابتدائى ترين حقوق مردم فلسطين، از حق حيات و سکونت تا برخوردارى از ضروريات زندگى مدنى و متعارف امروزى، به خشن ترين شيوه توسط دولت اسرائيل پايمال شده است. بخش اعظم اين مردم، بر اثر اشغال مناطق، کشتار جمعى، قهر و تروريسم دولتى از محل سکونت خود بيرون رانده شده و بخش ديگر تحت شرايط مادون انسانى به اسارت کشيده شده اند.
مردم فلسطين تاريخا قربانى بهره بردارى شوونيستى دولت اسرائيل از ستم تاريخى بر مردم يهود شده اند. مساله يهود يک معضل قديمى جهان است. يهودستيزى، اذيت و آزار و کشتار جمعى يهوديان، شرم آورترين صفحات تاريخ ستمگرى حکومت ها بوده است. اوج اين توحش آنتى- سميتيستى، قلع و قمع يهوديان توسط نازيسم آلمان در سالهاى جنگ جهانى دوم بود. دولت اسرائيل اين ستم تاريخى بر مردم يهود را مبنا و دستاويز ستم بر مردم فلسطين قرار داده است .
سرنوشت مردم فلسطين در نيم قرن گذشته از هر دو سو دستخوش جدال قدرت و جنگ دولتها، احزاب و گروههاى ناسيوناليست و قوم پرست و مذهبى بوده است: در يکسو دولت اسرائيل که سياستهايش عليه مردم فلسطين، مورد حمايت دائم دولتهاى غربى بويژه آمريکا بوده است؛ و در سوى ديگر دولتهاى مرتجع و مستبد عرب و جريانات ناسيوناليستى و اسلامى، که از بيحقوقى مردم فلسطين براى اشاعه نفرت و دشمنى قومى و مذهبى، گسترش يهودستيزى و تحميل حاکميت و تثبيت موقعيت خود در جدال قدرت در منطقه بهره بردارى کرده اند. ارتجاع حاکم در کشورهاى عرب در عين حال همواره يک رکن بيحقوقى مردم آواره فلسطين و نسلهاى بعدى آنها بوده است. در نتيجه اين جدال قدرتها، مساله فلسطين به يک بحران مزمن و دامنه دار منطقه اى مبدل شده و همواره از جانب ناسيوناليسم عرب، دولت هاى ارتجاعى منطقه و اسلام سياسى مورد بهره بردارى ارتجاعى قرار گرفته است. حل اصولى و قطعى رهائى مردم فلسطين و خلاصى از ستم و تحقير و بيحقوقى، در گرو تحقق آزادى و برابرى و رفاه و استقرار سوسياليسم است. اما در فقدان اين شرايط راه حل فورى براى مساله فلسطين به قرار زير است :

١- تشکيل کشور مستقل فلسطين در کنار کشور اسرائيل گام اول حل قطعى مساله فلسطين است. دولت فلسطين ميبايد نظير هر دولت ديگرى در سطح بين‌المللى از کليه حقوق متعارف يک دولت برخوردار باشد. طرحهاى تاکنونى با محروم کردن دولت فلسطين از حق کنترل مرزها، کنترل هوايى، ذخائر آبى، … و قطعه قطعه کردن سرزمينهاى فلسطينى عملا طرحهايى براى تحميل دائم کولونياليزاسيون (بانتوستان) بر حيات سياسى، اقتصادى و اجتماعى اين مردم بوده است.

٢- حل مشکل چهار ميليون آواره و پناهنده فلسطينى در اقصى نقاط جهان جزء لاينفک حل مساله فلسطين است. برسميت شناختن حق تابعيت و شهروندى اين مردم در کشورهاى کنونى محل سکونتشان، جبران خسارت ناشى از اخراج و آوارگى، و برداشتن مانع بازگشت، اجزاء راه حل مساله آوارگان فلسطينى است. گزينش هر کدام از اين راه حل ها به انتخاب خود اين مردم است.

٣- يک مانع جدى در راه حل مساله فلسطين، سياست ايجاد “شهرکهاى يهودى نشين” در سرزمينهاى فلسطينى توسط دولت اسرائيل است. اين سياست بايد سريعا متوقف گردد. در عين حال تشکيل کشور فلسطين مستلزم اعمال حاکميت اين دولت بر تمامى سرزمينهاى فلسطينى و از جمله اين “شهرکها ” است.

٤- در شرايط فعلى بخشى از سرزمينهاى فلسطينى همچنان تحت اشغال دولت اسرائيل هستند و اين دولت با تداوم سياست اشغال و اشغال مجدد، مردم فلسطين را تروريزه و بطور دسته جمعى مجازات ميکند. از طرف ديگر گروههاى تروريست اسلامى با عمليات انتحارى خود امنيت و آسايش مردم غيرنظامى اسرائيل را از بين برده‌اند. حل اين معضل قبل از هرچيز مستلزم خروج فورى نيروهاى اسرائيل از مناطق اشغالى و بازگشت به مرزهاى قبل از سال ١٩٦٧ و همچنين مستلزم استقرار نيروهاى حافظ صلح سازمان ملل در منطقه است.

٥- صلح خواست انکار ناپذير مردم اسرائيل و فلسطين است. صلح واقعى و پايدار در منطقه فقط ميتواند صلحى مبتنى بر آزاديخواهى، انترناسيوناليسم، انساندوستى و برابرى طلبى باشد. اما پروژه‌هاى جارى صلح نيز تا آنجا که به کاهش مشقات مردم فلسطين، قطع کشتار مردم غيرنظامى در دو طرف، و ايجاد کشور مستقل فلسطين کمک کند بايد به سرانجام برسد.

٦- دولت آمريکا در راس يک قطب بين المللى تروريسم در کنار دولت تروريست و اشغالگر اسرائيل، حامى بى قيد و شرط و تامين کننده منابع مالى و تسليحاتى آن دولت است. يک محور تلاش براى حل مساله فلسطين اعمال فشار جهانى بر دولت آمريکا براى قطع حمايت از تجاوزگرى دولت اسرائيل است .
حل مساله فلسطين يک رکن مهم مقابله با اسلام سياسى و تروريسم اسلامى در منطقه است. حل مساله ملى فلسطين راه را براى عمل مستقيم توده‌هاى کارگر و زحمتکش در فلسطين و اسرائيل و جنبشهاى سياسى و آزاديخواهانه هموار ميکند. ما بار ديگر تاکيد ميکنيم که آزادى و رفاه و برابرى در منطقه تنها با انقلاب اجتماعى و خاتمه دادن به اسارت طبقاتى بدست خواهد آمد .