مارش روزجهانی کارگر، فقط کف خیابان،بدست میاد حقمان! (۲) – پدرام نواندیش

کارگری

دوم: جنگ بی امانی که از سوی سرمایه داران و دولت هار اسلامی آنها، چه اصول گرا و چه اطلاح طلب شان، علیه کارگران و میلیونها توده کارکن جامعه در جریان است، با اعتراضات وسیع و هر روزه اجتماعی روبرو شده است. بنا بر ماهیت رژیم اسلامی سرمایه داری ایران و طی 42 سال گذشته، پیامد اتخاذ سیاست سرکوبگرانه تحمیل فلاکت اقتصادی از سوی رژیم اسلامی، فقر و فلاکت بخش های وسیعی از شهروندان را به دنبال داشته است. واقعیت های زندگی شهروندان، بیانگربحران در بسیاری از حوزه های اجتماعی جامعه تحت حاکمیت رژیم است. بحران موجود که در تمامی عرصه های اجتماعی خود را نمایان می کند، استنتاج استیلا مناسبات ویرانگر اقتصادی سرمایه داری و حاکمیت یکی از هارترین و خوفناک ترین دولتهای مدافع این نظام اقتصادی ویرانگر است. موجودیت جمهوری اسلامی از ابتدا، توام با بحران های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی بوده است. سرمایه داری به عنوان یک نظام اقتصادی منقسم به طبقات، مطابق قوانین ذاتی اش،از ابتدای تسلطش بر جوامع، با بحران های ادواری مواجه بوده است. دولتهای سرمایه داری همواره بار بحران های اقتصادی شان را به طبقه کارگر شاغل و بیکار،تحمیل کرده اند. این طبقات کارگر و توده های کارکن جوامع سرمایه داری بوده که قربانی بحران های این نظام نابرابر شده اند. در هر بحران بخش های وسیعی از شهروندان به فقر در غلطیده و به صف عظیم طبقه کارگر رانده شده اند.
دولت بورژوازی اسلامی بحران زده ایران نیز طی 42 سال گذشته، بار بحران هایش را به طبقه کارگر و میلیونها توده کارکن جامعه تحمیل کرده است. مقاطعی مثل آذر ماه 89(حذف یارانه های انرژی) و آبان 98 (افزایش سه برابری بهای بنزین)، نمونه های تیپیک و برجسته ای در تحمیل بار بحران های رژیم اسلامی به طبقه کارگر و توده های کارکن جامعه بوده است. هر سال عمر رژیم اسلامی، تشدید نکبت و مصیبت برای شهروندان جامعه را به دنبال داشته و توده های وسیعتری از شهروندان را به کام فقر کشانده است. همانطور که گفته شد، آمار ها بیانگر رشد فقر و بیکاری و بسیاری مصائبی است که گریبان بالغ بر 95 درصد شهروندان را گرفته است، و به این اعتبار، جنبشهای اجتماعی در عرصه مبارزه علیه رژیم اسلامی شکل گرفته اند.
بنا برهمین مشاهدات میدانی، بخش های وسیعی از شهروندان با مطالبات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، زیست محیطی، در اشکال مختلف، مطالبه گری خود را افزایش داده اند. افزایش شمار اعتراضات کارگران، معلمان، پرستاران، بازنشستگان، دانشجویان، به فقر رانده شدگانی که حداقل پس اندازهایشان توسط دولت غارتگر اسلامی به یغما برده شده، مدافعین محیط زیست، و…بسیاری دیگر از اعتراضات اجتماعی که هر روزه گزارشاتی از آنها در عرصه شبکه های اجتماعی توسط معترضان منتشر می شود، بیانگر روند غیر قابل بازگشت، عدم توانایی ادامه حاکمیت از سوی رژیم اسلامی سرمایه داری از یک سو، و نخواستن تداوم حاکمیت جمهوری اسلامی از سوی کارگران و میلیونها توده کارکن جامعه است.
سیر رویداد های سیاسی، خصوصا ازاعتراضات دی ماه 96 و آبان 98 مبین تغییرات قابل ملاحظه ای در سازماندهی اعتراضات، افزایش کمی اعتراضات و معترضان، رادیکال شدن مطالبات اجتماعی معترضان، و تاکید بر حضور خیابانی به جای حضور مجازی است . علاوه بر آن میتوان مشاهده کرد که معترضان از شبکه های اجتماعی به عنوان ابزاری هم برای فراخوان اعتراضات و هم از آن به عنوان ابزاری برای انتقال تجارب مبارزاتی استفاده می کنند.
برای آنها که شناختی از مکانیزم جامعه طبقاتی سرمایه داری دارند، سرمایه داری با بفرما و لطفا حقوق انسانی طبقه کارگر را اعم از حق تشکل،حق اعتصاب، دستمزد مکفی برای یک زندگی مرفه و انسانی و …به رسمیت بشناس و به آن گردن بنه، یک توهمی بیشتر نیست. خصوصا در جوامعی که دولت های هاری مثل جمهوری اسلامی اریکه قدرت سیاسی سرمایه را در کف دارند، فقط با اعتصاب و اعتراض کف خیابان و میادین است که میتوان این دولتها را به پذیرش مطالبات به حق کارگران مجبور ساخت. شعار های این روزهای کارگران و بازنشستگان و معلمان در مقابل مراکز حکومت اسلامی سرمایه، کاملا آشنا است. شعار فقط کف خیابان بدست میاد حق مان، فریاد آنهایی است که هیچی برای از دست دادن ندارند، مگر زنجیرهایشان. این فریاد آشنا در جای جای جهانی است که نظام سرمایه داری عنان آن را در کف گرفته و موجد تمام مصائب بشر امروز است.
طبقه کارگر ایران، میلیونها کارکن جامعه، زندگی و حیات شان توسط رژیم اسلامی به گروگان گرفته شده است. افزون بر گرسنگی و فقر و فلاکت، بیماری کرونا، جان میلیونها نفر را تهدید می کند. دولت سرمایه داری ایران نه میخواهد و نه اراده ای برای تامین بهداشت عمومی و رایگان و در اینجا تامین واکسن برای بیماری مهلک کرونا را دارد.
تمام ثروت خلق شده توسط طبقه کارگر، در قرق عده ای سرمایه دار انگل و دولت هار اسلامی آنها قرار دارد که می بایست صرف تامین هزینه واردات واکسن کرونا و تامین رایگان مایحتاج عمومی شهروندان در شرایط پاندومی کرونا شود.
کارگران و توده های کارکن جامعه، شهروندانی که تمام هستی شان از سوی رژیم اسلامی سرمایه به گروگان گرفته شده است، اگر امروز کاری نکنند، یا باید از گرسنگی بمیرند و یا جانهای عزیزشان توسط بیماری کرونا گرفته می شود.
جمهوری اسلامی کاملا بر این دوگانه مردن از گرسنگی و یا مردن از کرونا، آگاه است و خود در واقع این دوگانه را مقابل کارگران و توده های کارکن جامعه قرار داده است. از کرونا به عنوان ابزاری برای حفظ عمر نکبت بار خود استفاده می کند. بنابراین تمام بردگان مزدی چه آنها که شاغل هستد، چه آنها که ارتش میلیونی بیکاران را تشکیل می دهند و چیزی برای از دست دادن ندارند به جز زنجیرهایشان، باید این دوگانه تحمیلی از سوی رژیم اسلامی سرمایه داران را بشکنند و خود این نظام و دولت متحجر و غارتگر آن را بزیر بکشند. پیام اول ماه مه روز جهانی کارگر به درستی از سوی میلیونها کارگر و مزدبگیر جامعه دریافت شده است. فقط کف خیابان،بدست میاد حقمان!

کارگران جهان متحد شوید!
زنده باد اتحاد و همبستگی سراسری کارگران!
زنده باد اول ماه مه روز جهانی کارگر!
مرگ بر جمهوری اسلامی!