ملاحظاتی بر نوشته رفیق مجید حسینی تحت عنوان “عاملان مرگ غزال” ✍️محمد آسنگران

مقالات

ملاحظاتی بر نوشته رفیق مجید حسینی تحت عنوان “عاملان مرگ غزال”
رفیق مجید گرامی،نوشته‌ات را با دقت خواندم و بر آن شدم نکاتی را، به قصد روشن‌تر شدن بحث و نه جدل، با تو در میان بگذارم. امید که این سطور در جهت تعمیق نگاه جمعی ما به چنین فجایعی مفید افتد.
نخست آنکه، در همین دو ماه گذشته و در متن همان فاکتورهای جدیدی که به آن‌ها اشاره کرده‌ای، موارد متعددی از موشک‌باران و حملات پهپادی به اردوگاه‌های احزاب مورد بحث در کردستان رخ داده و متأسفانه تلفات انسانی نیز به‌دنبال داشته است. با این‌حال، هیچ‌یک از آن رخدادها به ابعاد و بازتاب مورد “غزال” نرسید. شایان توجه آنکه این موارد نیز دستمایه نقدی مشابه در نوشته تو قرار نگرفتند و اگر نقدی مطرح شده، هرکدام بر مبنای خود و روی پای خود و در ظرف مشخص خویش بوده است.
دوم آنکه، مواضع سیاسی جریان‌ها در قبال سیاست‌های احزاب ناسیونالیست کرد، چه در تأیید و چه در نقد، امری تازه و وابسته به این واقعه خاص نیست. این مواضع پیش‌تر نیز بیان شده و امروز و فردا نیز می‌تواند موضوع بررسی و ارزیابی قرار گیرد.
سوم، حتی رخدادهایی که از حیث تلفات انسانی سنگین‌تر بودند—از جمله حمله به اردوگاه حزب دمکرات کردستان ایران که اندکی پس از فاجعه غزال رخ داد—نتوانستند همان سطح از توجه عمومی را برانگیزند. این تفاوت در واکنش اجتماعی، خود نشانگر وجود عاملی فراتر از صرفِ وقوع یک حمله نظامی و سیاست پرو آمریکایی این احزاب است.
چهارم، سیاست ائتلاف احزاب ناسیونالیست کرد و امید بستن آنان به حمایت نیروهای خارجی، از جمله ایالات متحده و شخص ترامپ، موضوعی است که از مدت‌ها پیش مطرح بوده و در دسترس نقد و بررسی همگان قرار داشته است. بنابراین، پیوند زدن آن به‌طور مستقیم با این واقعه خاص، نیازمند دقت و احتیاط بیشتری است.
بر این اساس، به‌نظر می‌رسد در کنار عوامل یادشده، ویژگی خاصی در مورد “مرگ غزال” وجود دارد که آن را تا این حد برجسته کرده است. اتفاقاً همین ویژگی است که باید در کانون تحلیل قرار گیرد.
این واقعه تلخ، مستقل از سیاست‌های کلان نیز می‌توانست رخ دهد و حتی اگر در زمانی دیگر اتفاق می‌افتاد، احتمالاً باز هم چنین واکنش گسترده‌ای را برمی‌انگیخت. زیرا آنچه در اینجا بیش از هر چیز به چشم می‌آید، نه صرفاً یک رویداد سیاسی، بلکه یک تراژدی عمیق انسانی است که با عواطف جمعی، حس عدالت‌خواهی و حتی رگه‌هایی از همبستگی ملی گره خورده است.
در این میان، چند عامل را می‌توان در تشدید این حساسیت مؤثر دانست:نخست، زن بودن قربانی که در بستر اجتماعی امروز، بار معنایی ویژه‌ای یافته است. دوم، نارضایتی و نفرت بخشی از جامعه از ساختارهای حاکم در اقلیم و نیز نقش مخرب جریان‌های اسلامی.سوم، امید به تضعیف جمهوری اسلامی و نگاه انتقادی مردم نسبت به مناسبات احزاب کردستان عراق با قدرت‌های منطقه‌ای.و مهم‌تر از همه، تأثیر عمیق جنبش “زن، زندگی، آزادی” که حساسیت اجتماعی نسبت به سرنوشت زنان را به‌طرزی چشمگیر افزایش داده و همذات‌پنداری با قربانیانی چون غزال را تقویت کرده است. افزون بر این، تجربه حمایت از کردستان سوریه در ماه‌های گذشته نیز در شکل‌گیری این فضا بی‌تأثیر نبوده است.
در چنین بستری، ورود برخی مباحث با رویکردی موسوم به “ضد امپریالیستی”—که از سوی افرادی چون اسد گلچینی و محمود قزوینی، هرچند با دوز متفاوت، مطرح شده—نه‌تنها کمکی به روشن شدن موضوع نکرده، بلکه به‌نظر می‌رسد از تمرکز بر اصل فاجعه کاسته است. متأسفانه، نوشته شما نیز تا حدی در این مسیر قرار گرفته است. متاسفانه برخورد آن دوستان سابق فضای غیر سیاسی و غیر اجتماعی ایجاد کرده است که هر نوع احساس و عواطف انسانی را به ریشخند گرفته اند.
حال آنکه انتظار می‌رفت، به‌ویژه از سوی نیروهای منتسب به سنت‌های کمونیستی، تأکید اصلی بر دفاع از کرامت انسانی باشد: حق مداوا برای یک انسان مجروح، احترام به پیکر او، و یادآوری مسئولیت جامعه در پاسداشت این اصول ابتدایی. این‌ها نه مسائل حاشیه‌ای، بلکه بنیادین‌ترین معیارهای انسانیت‌اند.
در شرایطی که عواطف عمومی جریحه‌دار شده و خانواده‌ای در سوگ نشسته است، ورود به مباحثی که می‌توانست در زمانی دیگر نیز طرح شود، ضرورتی نداشت. چه‌بسا این‌گونه پرداختن، ناخواسته موجب آزردگی بیشتر بازماندگان شود. کافی است لحظه‌ای خود را جای پدر یا برادر غزال بگذاریم و این سطور را از منظر آنان بخوانیم.
بی‌تردید، نقد سیاست‌ها امری لازم و اجتناب‌ناپذیر است. اما زمان، لحن و اولویت‌بندی این نقدها نیز اهمیتی کمتر از خودِ محتوا ندارد. می‌شد در این مقطع، با همدردی صمیمانه، محکوم کردن عاملان مستقیم و غیرمستقیم این فاجعه، و نقد ارزش‌های ضدانسانی، در کنار جامعه ایستاد—و نقدهای سیاسی را به فرصتی دیگر سپرد.
امید که این نکات، در بازنگری و تعمیق بحث‌ها مفید واقع شود.
محمد آسنگران
۱۹ اوریل ۲۰۲۶