در ساعات پایانی “ضرب الاجل” ترامپ ترافیک اخبار و پیغام پسغام های طرفین از طریق پاکستان به نقطه اوج خود رسید. “آتش بس” دو هفته ای فعلا ماشین کشتار دو طرف را متوقف کرده است. گرچه آینده این آتش بس معلوم نیست اما جامعه می تواند نفس راحتی بکشد. کشتار غیرنظامی ها، تخریب زیرساختهای حیاتی، آوارگی بیشتر برای دو هفته متوقف شد. این جنگ، بازی باخت باخت بود. رژیم اسلامی می تواند با اتکاء به تک محصولی بودن در صنعت جنگ جاری با آمریکا “موشک و درون” نمایش برنده بر پرده سینما ببرد و آمریکا می تواند از بازگشایی تنگه هرمز احساس پیروزی کند، اما آنچه که در ورای این جنگ ارتجاعی به نمایش گذاشته شد عدم توانایی طرفین در محو دیگری از صفحه جنگ بود.
رژیم اسلامی توسط کسی خط پایان را مشاهده کرد که هیچ استراتژی اعلام شده ای برای این جنگ ارتجاعی نداشت و تنها ۹ ساعت قبل از اتمام ضرب الاجل به سیم اخر زد و ادعای محو “یک تمدن” را مطرح کرد. ادعای “محو یک تمدن” گرچه هنوز هم کاملا ناپدید نشده است، اما فریادی از سر استیصال ترامپ و دارو دسته اش بود. ترامپ توسط رژیمی دوباره بر سر میز معامله ولو موقت نشانده شد که چندین لایه از جانیان اسلامیش از بین رفته اند و بنا به اعتراف خودش نود درصد توان آن از بین رفته است. برغم هر ادعایی از جانب ترامپ، استراتژی دولت امریکا هنوز هم نه سرنگونی رژیم بلکه “فشار” برای معامله است. برغم ادعای طرفین جنگ، این جنگ سه طرف داشت. از نگاه طرف سوم، این جنگ یک کشمکش ارتجاعی به ضرر طرف سوم، برای تمکین طرف سوم، برای عقب نشینی و به شکست کشاندن طرف سوم بود. این جنگ بر سر سویه نگاه و منافع طرف سوم بود. طرفی که نه اسلحه داشت، نه هایپرسونیک و اف ۳۵ اما پیشرویش، مبارزه اش و جنگ بی امانش این دو طرف به تحرک واداشت و تا کنون به شکست کشانده است. جنگ تنها عرصه برسی توانایی نظامی نیست، جامعه ایران، سمت گیری و تمکین یا عدم تمکین جنبش طبقه کارگر ایران به عنوان ستون فقرات جنبشها، به طرف هرکدام از طرفین، بازنده و برنده را تعیین می کند. آیا جنبش طبقه کارگر ایران به رژیم اسلامی، به فقر و فلاکتش و به استبداد سیاسی اش ، به مرگ زیر خط فقر، خرابی بعد از جنگ، فلاکت اقتصادی تشدید شده پس از جنگ تمکین می کند، یا برای خلاصی از این وضع پشت سر ماشین کشتار آمریکا و اسرائیل به خط می شود، یا همچنان به صف مستقل از طرفین جنگ ارتجاعی به راه خود یعنی سرنگونی انقلابی رژیم آدمکشان اسلامی سرمایه ادامه می دهد. زمینه های سیاسی و اقتصادی، سطح همبستگی و آگاهی طبقاتی، موضع یکپارچه جامعه در عدم همراهی با طرفین جنگ طلب و فاکتورهای دیگر به هر ناظر سیاسی می گویند که طبقه کارگر ایران نه به رژیم و نه به ترامپ و نتانیاهو تمکین می کنند.
مزدوران جنگ طلب در هردو طرف
جنگ و وقفه در آن احساسات متفاوت و متناقضی ایجاد کرده است. مزدوران رژیم دوباره به خیابان آمده اند. می خواهند از این همه کشته و ویرانی زیرساختها فاکتور بگیرند و معامله با قاتل رهبر معلق نظام را پیروزی قلمداد کنند. اما مزدوران ترامپ و نتانیاهو نمی توانند برغم سرخوردگی از بازیچه شدن به دست یک مشت سایکوپات پدوفیل این مراسم را با شادی برگزار کنند. قیافه اینها هم دیدنی است. بعضا زمینه چینی می کنند تا اراجیف قبلی شان را پس بگیرند، بعضا می گویند رژیم “پیروز” شد. اگر این احساس “پیروزی” رژیم در آنها تقویت شود، اگر آتش بس از وقفه موقتی خارج شده و دائمی شود، پیوستن این بخش از اپوزسیون مزدور ترامپ و نتانیاهو به رژیم حتمی است.