جنگی که امروز جریان دارد، نه جنگ جامعه ایران است و نه مسیری برای تحقق خواسته هایی که جامعه برای آن به خیابان آمد. اولین آثار این جنگ ارتجاعی فی الحال موجود خالی شدن خیابانها از اعتراضات و اعتصابات است. همانطور که انتظار آن می رفت صف آرایی نظامی این دو نیروی ارتجاعی در مقابل هم و هردو در مقابل جامعه، نیروهای ارتجاعی باند سیاهی را نیز به تحرک واداشته است. اعلام آمادگی احزاب ناسیونالیست کرد برای ایفای نقش «نیروی زمینی» آمریکا؛ در صورتیکه چنین پروژه ای عملی شود، یعنی انتقال این جنگ به جغرافیای زندگی مردم؛ یعنی تبدیل خانه، روستا و شهر به اهداف نظامی طرفین. این مسیر، مسیر نجات نیست بلکه یک دام است. برای مردم کردستان آزادی به ارمغان نمی آورد بلکه آنها را قربانی و سپر این جنگ ارتجاعی میکند و از این هم مهتر آینده را از دست مردم کردستان می گیرد. آمریکا در این زمینه سابقه اش روشن است. استفادهٔ ابزاری از نیروهای غیر اجتمای، رسیدن به هدف تاکتیکی و نهایتا رها کردن همان نیروها زیر فشار منطقهای. نزدیک ترین نمونه آن شمال سوریه است.
قطع پیوند مبارزهٔ سراسری با مبارزات کردستان یکی دیگر از تبعات چنین پروژه ای است. تبدیل شدن احزاب ناسیونالیست به پیاده نظام نتانیاهو و ترامپ آنهم وقتی کردستان بهعنوان «بازوی زمینی امریکا» معرفی شود، مبارزهٔ مردم کردستان از یک مبارزهٔ سیاسی به پروژه جنگ نیابتی تبدیل خواهد شد و دست بقایای رژیم یا هر جریان دیگری را برای تفرقه در مبارزات باز می کند. چنین پروژه ای در صورت ماندن یا نماندن رژیم اولین ضربه را به پیوند مبارزاتی در سطح سراسری وارد می آورد. این دقیقاً همان شکافی است که هر نیروی ارتجاعی آرزویش را دارد. مردم کردستان باید با هشیاری به تغییرات سیاسی در منطقه نگاه کنند. ناسیونالیسم مسلح ، نه آلترناتیو رهایی، بلکه شکل دیگری از بازتولید سلطه هستند. احزاب ناسیونالیست کردستان از هم اکنون و از بالای سر جامعه صحبت از “اداره مشترک جامعه کردستان” می کنند، گویی مردم ایران توان اداره جامعه و زندگی به دست خود را ندارند.
راس جنایتکار رژیم از بین رفته است، نیروهایش درهم شکسته شده و خلاء سیاسی بدون خلاءی محسوس در قدرت ایجاده شده است. دولت آمریکا و شخص ترامپ گوشش را به زمین چسپانده است و هر صدایی برای مذاکره و تسلیم از جانب هر بخشی از رژیم را با گوش جان پذیرا است. ادامه جنگ یا مصالحه با بقایای رژیم برغم ادعای رویافروشان در اپوزسیون ارتجاعی ایران نه برای آزادی بلکه برای تامین و تضمین منافع سرمایه داران در امریکا است. در این راستا دولت ترامپ و نتانیاهو صدها پروژه و برنامه برای بازتولید و تحمیل استبدادی دیگر به مردم ایران در چنته دارند. برای ما مردم ایران و کردستان تحت هر شرایطی سرنگونی انقلابی و رهایی از استبداد و بردگی مزدی باید قطب نما باشد. ما کارگران و میلیونها انسانی که فقر و فلاکت اقتصادی و بردگی مزدی طی ۴۷ سال عمر ننگین رژیم آمکشان اسلامی بخش جدایی ناپذیر زندگی مان بوده است. اپوزسیون بورژوایی ایران از سلطنت طلب گرفته تا ناسیونالیسم کردستان برای این به پا به صحنه گذاشته و می گذارند تا طناب استثمار و بردگی مزدی را از هر جایی که پاره شد گره بزنند. برپایی شورای محلات، شورای شهر و نهادهای تصمیم گیری جمعی و از پایین، تحت هر شرایطی یگانه راه ضمانت کوتاه کردن دست دلالان، رویافروشان و نیروهای نیابتی شان است.