بسیاری از مردم دچار این فریب یا خودفریبی شده اند که رضا پهلوی و طرفداران وی قصد تاسیس یک پادشاهی مشروطه با ساختار سیاسی دموکراتیک دارند. تحت تاثیر دروغ های تلویزیون ایران اینترنشنال، عده ای بر این باور اند که رضا پهلوی بعد از اجرای نقش خود در دوره گذار، یک ساختار سیاسی دموکراتیک تحویل مردم داده و در کاخ خود جلوس کرده و به یک مقام نمایشی جهت حفظ وحدت ملی بسنده می کند. پس ایشان در این خوش خیالی کودکانه فرو رفته اند که با اعتماد به رضاپهلوی، یک پادشاهی مشروطه و موجه مانند پادشاهی های سوئد، نروژ، هلند یا اسپانیا خواهند داشت.
در وهله اول، این پرسش مطرح است که چرا می خواهید چنین اعتماد فوق العاده ای به یک نفر بکنید که سرنوشت یک ملت را دست یک نفر و خاندانش بدهید؟ چرا می خواهید مقامی مادام العمر و تام الاختیار مانند شاه داشته باشید که فراتر از قانون می ایستد و هیچ مکانیزم تعریف شده برای کنترل قدرت وی وجود ندارد. هدف یک سیستم سیاسی دموکراتیک این است که نیازمند اعتماد به افراد نداشته باشیم و همه مقام های حکومتی صرفا مناصبی قابل عزل با اختیارات محدود و وظایف مشخص باشند. عناوینی مانند «رهبر» و «ولی» و «شاه» و «وکیل الرعایا» یا کارکردهای مبهم و مغالطه آمیزی مانند «حفظ وحدت ملی»، «عمود خیمه نظام»، «هدایت کشور»، «سایه» و «نماینده» خدا بودن، همگی خلاف این اصل حاکمیت مدرن هستند. پس تمامی مناصب باید اختیارات و وظایف محدود، تعریف شده و مشخصی داشته باشند.
اما جدا از این ریسک بزرگ، بیایید برنامه مکتوب رضا پهلوی را بعد از سقوط احتمالی یا فرضی رژیم بررسی کنیم تا ببینیم آیا برنامه وی به یک پادشاهی مشروطه دموکراتیک می انجامد یا خیر. مطابق «دفترچه اضطرار» که توسط بنیاد نوفدی رضا پهلوی نوشته شده، رضا پهلوی به عنوان رهبر خودخوانده خیزش ملی (با کارنامه عملی به کشتن دادن هزاران نفر)، به خود حق می دهد که «رهبر دوره گذار» نیز باشد. این «رهبر دوره گذار» قدرت مطلقه دارد یعنی هر سه قوه را تاسیس می کند و فرمانده کل قوا است.
قرار است که این رهبر نهادی تاسیس کند به نام «نهاد خیزش ملی» که تمامی اعضای آن توسط رضا پهلوی منصوب می شوند. به زعم این دفترچه، نهاد خیزش ملی به مدت حداکثر سه سال «بازوی سیاست گذاری و تصمیم گیری» رضا پهلوی محسوب می شود. به این ترتیب رضاپهلوی به مدت سه سال قدرت مطلقه خواهد داشت زیرا نهادخیزش ملی هم به عنوان مجلس عمل می کند و هم به عنوان فرماندهی کل قوا، هم قوه قضائیه را تاسیس می کند و هم دولت موقت (یا به اصطلاح دفترچه دولت گذار ) و وزرایش را منصوب می کند. به این ترتیب، مطابق این دفترچه قرار است به مدت دو تا سه سال، رضا پهلوی قدرت مطلقه و تام الاختیار داشته باشد طوری که هر سه قوه را تاسیس کرده و نیز فرمانده کل قوا است. در واقع، قدرت و اختیاراتی در کشور باقی نمی ماند که وی نداشته باشد.
پس رضا پهلوی با خیال راحت و بدون مشارکت دادن هیچ بخشی از گروه های سیاسی دیگر، تمامی نهادهای حکومتی را از نوکران و دست بوسان خود پر خواهد کرد. تمام شاکله حکومت را چاکران اعلی حضرت در اختیار خواهند گرفت و هیچ شانسی برای ظهور چهره های سیاسی مخالف نخواهد بود. قطعا عده ای را به عنوان اپوزیسیون دست ساز برخواهد گزید و مانند پوتین احزاب نمایشی در انتخابات درست خواهد کرد. رسانه ها (دفترچه اضطرار قائل به رسانه دولتی و خبرگزاری دولتی است!) و سرمایه گذاران نیز به تبلیغ و ترویج این دست نشانده های رضا پهلوی خواهند پرداخت و هرگونه انتخاباتی از ابتدا اصطلاحا rig یا چینش و دستکاری می شوند.
پس این قدرت مطلقه صرفا موقتی نخواهد بود بلکه به واسطه نهادسازی، شخصیت سازی و حزب سازی، براحتی به دوره بعد نیز تسری می یابد. اگر همه پرسی مضحک بین پادشاهی و جمهوری برگزار شود و اکثریت مردم پادشاهی را برگزیند، رضا پهلوی نه تنها شاه می شود، بلکه همان اکثریت مردم به نمایندگان مطیع وی رای خواهند داد و مجلس فرمایشی نخست وزیر مطبوع ایشان را انتخاب خواهد کرد. پس ما دوباره همان شاه و نخست وزیر نوکر و بی اختیار را خواهیم داشت. اگر مردم جمهوری را برگزینند، باز هم وی رییس جمهور خواهد شد چون از قبل تمامی نهادها تحت اختیار وی خواهند بود و او براحتی می تواند با رقبا و احزاب ساختگی خود را در یک رقابت کاذب شکست دهد، زیرا وی برای چینش و آرایش صحنه سیاسی کشور سه سال وقت و قدرت مطلقه دارد. (و در نظر داشته باشید که وی نه تنها احزاب کورد را با برچسب تجزیه طلبی به رسمیت نخواهد شناخت بلکه به جنگ آنان نیز خواهد رفت.)
قدرت مطلقه رضا پهلوی در مقام رهبر خیزش ملی به مراتب از ولایت مطلقه فقیه بیشتر است. یادتان باشد که خمینی حتی زمانی که از پهلوی به قدرت نزدیکتر بود می گفت «روحانیون خودشان حکومت نخواهند کرد؛ بلکه بر کار حکومت نظارت خواهند داشت.» یا «من شخصاً هیچ مقام دولتی را نمیپذیرم.» این «ولایت مطلقه فقیه» امروزی از دل جایگاهی برآمده که در ابتدا صرفا به دنبال هدایت معنوی جامعه بود. این خوش خیالی که مقام «رهبر دوره گذار» با چنین اختیارات تام و فوق العاده ای به پادشاهی مشروطه مانند نروژ و سوئد می رسد، جنون آمیز است. آیا می خواهید به یک نفر چنین اعتماد کنید که از این قدرت مطلق دست کشیده و به یک منصب نمایشی در یک کاخ بسنده کند؟
تاسیس یک حکومت جدید یا دوره گذار نیاز به یک رهبر ندارد بلکه باید به صورت ائتلافی و با مشارکت حداکثری تمامی نیروهای سیاسی صورت بگیرد. پس تمامی نیروهای سیاسی تا قبل از انتخابات فرصت برابر خواهند و هیچکدام از پیش تمامی افراد خود را در نهادها و مقام های حکومتی جا نمی دهد. بعد از انتخابات، مشخصا مقام ها متناسب با میزان رای توزیع خواهد شد اما تا قبل از آن به دلایل امنیتی و شرط انصاف، باید مشارکتی و ائتلافی باشد.
اما جدا از قدرت مطلقه رهبر دوره گذار، امکان تاسیس پادشاهی مشروطه با انتخابات میسر نیست، زیرا مشروطه سازی یک فرآیند تاریخی است که در تمامی کشورهای کنونی، با ده ها سال جنگ و مبارزه قانونی بدست آمده است. در مورد پادشاهی سوئد مشروطه کردن قدرت مطلق شاه به قانون بیش از یک قرن طول کشید. در انتخابات و صندوق رای این پروسه تاریخی طی نمی شود، این اقلیم سیاسی وجود ندارد و زنجیره فرمان از دست شاه خارج نمی شود. وقتی شما به فردی قدرت مطلقه پادشاهی بخشیده اید، گوشت را دست گربه داده اید، و همزمان امکان مشروطه کردن وی وجود ندارد. دقت کنید که در پادشاهی های مشروطه، شاه همچنان این اختیارات فوق العاده، (امکان انحلال مجلس و معزول کردن نخست وزیر، فرماندهی کل قوا و …) را داراست و صرفا به لحاظ عملی و شرایط سیاسی حاکم بر آن کشور، مسیرهای استفاده از این قدرت مطلق روی شاه بسته است. در مورد ایران آینده و برگزیدن یک شاه، چنین موانع عملی وجود ندارد زیرا پروسه تاریخی اش طی نشده است، خصوصا اینکه شاه مذکور از قبل تمامی نوکرهای خود را در نهادها گنجانده است.
پس بیدار شوید. مردم ایران این شانس را دارند که در صورت سقوط رژیم در اثر حمله احتمالی آمریکا، یک جمهوری دموکراتیک داشته باشند که در آن تمامی مقام ها با انتخابات قابل عزل باشند و این مهمترین مکانیزم برای جلوگیری از فساد و استبداد است. آمریکا و سنت جمهوری خواهی آن نیز علیه هر نوع سیستم پادشاهی است و طبعا آنها نیز به دنبال تاسیس جمهوری در ایران هستند. بنابراین دلیلی وجود ندارد که کسی از برنامه رضا پهلوی برای تاسیس یک نظام استبدادی طرفداری کند. پهلوی و دار و دسته او توان سرنگونی رژیم ایران را ندارند و روی آوردن مردم به وی صرفا تضمینی است برای بازتولید یک استبداد دیگر.