“میک ایران گریت اگین” Make Iran Great Again «عظمت را دوباره به ایران برگردانیم»یا دستورالعمل ساختن عظمت از جیب خالی مردم؟✍️علی جوادی

مقالات

“میک ایران گریت اگین” Make Iran Great Again
«عظمت را دوباره به ایران برگردانیم»یا دستورالعمل ساختن عظمت از جیب خالی مردم؟
این شعار با قیافه ای ساده لوحانه و صدایی پدرانه عرضه می شود. انگار تاریخ ایران یک پروژه نیمه کاره بوده که فقط یادمان رفته دکمه “عظمت” را بزنیم. کافی است کسی بیاید، دستی به ریش گذشته بکشد، پرچمی تکان بدهد و بگوید: “برگردیم به دوران طلایی”. سیاست اما قصه شبانه کودکان نیست. هر شعاری که وعده بازگشت به عظمت می دهد، دارد چیزی را پنهان می کند. سوال ساده است، و پاسخ ویرانگر: عظمت چه کسی؟ برای چه طبقه ای؟ و روی شانه های چه کسانی؟
عظمت ایران؟ یعنی عظمت چه کسانی دقیقا؟
در کدام برهه از تاریخ ایران که امروز با آه و حسرت از آن یاد می شود، کارگر و توده مردم زحمتکش سهمی از این عظمت داشتند؟
در امپراتوری ها؟ عظمت شمشیر بود و تاج. مردم رعیت بودند، و سوخت جنگ و مالیات و کار بی مزد. در عصر پهلوی؟ عظمت ویترین بود. برج و جشن و ژست مدرن. اما کارگر بی تشکل، زن نا برابر، دهقان کنده شده از زمین، و پلیس و ساواک، همیشه آماده. در جمهوری اسلامی؟ عظمت شد موشک و عمامه و لشگرهای اجیر شده نیابتی و “عمق راهبردی”. و زندگی مردم شد صف، تحقیر، فقر، نابرابری و سرکوب.
پس این “ایران گریت” دقیقا کجای تاریخ نفس می کشید؟ هیچ جا. چون عظمت هیچ وقت متعلق به مردم نبود. عظمت همیشه مال قدرت و طبقه حاکمه بود، هر بار با یک لباس تازه.
معنای عملی شعار: ساکت باش، ما بزرگ می شویم
اما “میک ایران گریت اگین” یعنی چه؟ یعنی بگوئیم دعوای اصلی نه سر نان است، نه آزادی، نه برابری. دعوا سر “پرستیژ ملی” در صحنه منطقه ای و بین المللی است. یعنی موقعیت طبقه حاکمه سرمایه داری در جهان، استبداد سیاسی و نابرابری را با لعاب غرور ملی بزک کنیم و بگوییم: “فعلا سختی بکش، داریم بزرگ می شویم”، “باید کار کنی جانم”، و یا “باید بیشتر کار کنی و کمتر انتظار داشته باشی”!
این شعار وعده نمی دهد که تو بهتر زندگی کنی، وعده می دهد که بالادست قوی تر شود. این عظمت، عظمت سرمایه است. سرمایه ای که نیروی کار ارزان تر می خواهد، اعتراض ضعیف تر می خواهد، جامعه مطیع تر و تو سری خورده می خواهد. این شعار نه برنامه رهایی، که دستورالعمل مدیریت خشم و سرکوب و بی حقوقی مردم است.
وقتی “عظمت ایران” و “عظمت اسلام” یک لطیفه اند
نقطه خنده دار و البته دردناک ماجرا اینجاست: این حرف ها را قبلا هم شنیده ایم. جمهوری اسلامی سالها با همین منطق حکومت کرد. فقط واژه ها فرق داشت: عظمت اسلام، عظمت امت، عظمت نظام! و نتیجه؟ فقر مقدس شد. سرکوب توجیه شد. اعتراض جرم شد. و انسان و نیازهایش، آزادی و برابری و رفاهش، مزاحم پروژه عظمت.
اسلام سیاسی هم مثل ناسیونالیسم عظمت طلب ایرانی امروز گفت: “زندگی ات مهم نیست، رسالت داریم”. یکی گفت رسالت الهی، آن یکی می گوید رسالت ملی. اما هر دو یک کار کردند: قدرت طبقه و دستگاه حاکمه را مقدس کردند. انسان و آرزوهایش را له کردند. و از مردم خواستند به فقرشان افتخار کنند.
امروز گفتن “میک ایران گریت اگین” همان قدر مضحک است که دیروز گفتن “اسلام ما را به قله می رساند”. هر دو وعده هایی بودند که فقط جلادان، مدیران و صاحبان قدرت از آن سود بردند.
نسخه امریکایی: عظمت یعنی لگد از بالا
اگر هنوز کسی شک دارد، کافی است به نسخه امریکایی این شعار نگاه کند. آنجا عظمت چه شد؟ میلیتاریسم افسارگسیخته، قلدری رسمی، حمله فاشیستی به مهاجر، تعرض به حقوق مدنی، و انداختن طبقه کارگر به جان خودش.
عظمت یعنی نجات سرمایه از بحران، با تحقیر فقیرترها. یعنی ساختن دشمن خیالی برای پوشاندن نابرابری واقعی. یعنی سیاست با مشت آهنین، نه با زندگی. حالا همان نسخه، با نوستالژی ایرانی، بازارش از قرار دوباره گرم شده و روی میز است.
یک نتیجه گیری ساده: عظمت یعنی فقر شیک
بی پرده بگوئیم: این شعار یعنی شکاف طبقاتی عمیق تر، یعنی حقوق مدنی کمتر، یعنی دولت قوی تر و جامعه ضعیف تر، یعنی بازتولید همان نظمی که مردم از آن به ستوه آمده اند، فقط با بسته بندی تازه.
ما عظمت نمی خواهیم. ما زندگی می خواهیم. زندگی آزاد، برابر، مرفه و امن. اگر قرار است چیزی، پدیده ای، “گریت” شود، فقط یک چیز است: انسان، نه دولت، نه سرمایه، نه طبقه حاکمه و نه تاریخ جعلی.
و هر کس که عظمت را جای زندگی می نشاند، نه ناجی، که دلال ارتجاع است؛ با لبخند، با پرچم، و با وعده ای که همیشه از جیب مردم خرج می شود.