حکومت نظامی ✍️ سیاوش دانشور

مقالات

ایران از پنجشنبه ۱۸ دیماه از دسترس چشم جهانیان خارج و قرنطینه کامل شد. قطع کلیه ارتباطات اعم از اینترنت و شبکه تلفن داخلی، نگرانی از یک یورش همه جانبه و سازماندهی مجدد قتل عام را واقعی کرد. ٰرژیم با تمام توان و سبعیت و بصورت کور با گلوله جنگی و تیربار سنگین دوشکا و انواع سلاح سرد و گرم به اجتماعات و هر کسی که جلو دست‌شان بود حمله کرد. بسیاری پشت پنجره ها، درب منزل و سرکوچه، در بیمارستان، در ماشین و در خیابان گلوله خوردند. گزارشاتی از تیر خلاص زدن به زخمی‌ها و کشتن با سلاحهای سرد و کلت کمری بازداشتی‌ها میگویند. کشتاری کور به امید فائق آمدن بر اوضاع. قطعی اینبار اینترنت از قطعی آبان ۱۳۹۸ هم طولانی‌تر شده و هنوز ایران در تاریکی است و مختصر ارتباطات داخلی بشدت کنترل شده و موقت است.
امروز مردمی که میلیونی بپاخاسته بودند، در منازلشان زندانی‌اند. نیروهای امنیتی و نظامی رژیم باضافه هزاران نفر از پروکسی‌های جمهوری اسلامی در منطقه که برای سرکوب و کشتار وارد شده بودند؛ در کوچه و خیابان شهرها رژه میروند، تیراندازی میکنند، رجز میخوانند و اعلام میکنند کسی حق ندارد از منزل خارج شود.
حکومت نظامی در هر رژیم درگیر بحران سیاسی و اجتماعی خاکریز آخر است. رژیم سلطنتی نیز در دوره انقلاب ۵۷ در تهران و شهرهای بزرگ با فرمانداری نظامی و وضع قوانین منع عبور و مرور و قرق نظامی میدانها و خیابانها و مراکز حساس مملکت داری میکرد. اما دینامیزم انقلاب این فرمانداریهای نظامی را یکی بعد از دیگری درهم شکست. حکومت نظامی امروز نیز نمیتواند به روش معمول ساکت نگهداشتن مردم و عر و تیز مجدد طایفه قاتلین فرزندان مردم بدل شود. خیزش انقلابی اگر با قتل عام متوقف میشد، در ده سال گذشته با چهار برآمد وسیع و سنگین روبرو نبودیم. با سرکوب خونین شاید بتوان موقتاً عقب نشینی تحمیل کرد اما نخواستن وضع موجود و تلاش برای تغییر را نمیتوان با گلوله و طناب دار منتفی کرد. تازه سیاست در ایران داغ شده است.
جمهوری اسلامی از وحشت برآمد توده‌ای وسیع که گوشه گوشه ایران را دربرگرفت و بدون واسطه درهم کوبیدن ارگانهای قدرت و سرنگونی رژیم اسلامی را هدف خود قرار داده بود، دست به قتل عام زد با این محاسبه که شاید بتواند جنبش جاری را متوقف کند و برای بازسازی خود وقت بخرد. این اقدام رژیم اسلامی مسبوق به سابقه بود اما ابعاد توحشی که اینبار بکار گرفت نشان داد که فقط و فقط با قتل عام و نسل کشی میتواند در مقابل دستان خالی و نهایتاً سنگ و کوکتل مولوتوف مقاومت کند. اما روی همین تناقض وجودی خرد خواهد شد، رژیمی که بدون هیچ مرزی دستجمعی می‌کشد و امثال میرباقری در تلویزیون اعلام میکند که “نصف مردم هم کشته شوند مهم نیست”، قاعده و قانون جنگ و اعتراض را تغییر داده است.
مردم کارگر و زحمتکش، زنان و مردان، پیر و جوان، آمدند که بگویند دیگر نمی‌توانند فقر و گرانی و استبداد و سرکوب را تحمل کنند. با صدائی رعدآسا به جهانیان اعلام کردند حکومت اسلامی نمیخواهند. جواب رژیم اسلامی گلوله و قمه و قتلهای فجیع به سبک داعش بود. هدف ایجاد ارعاب و وارد کردن شوک به جامعه با راه انداختن حمام خون بود تا هر کسی در کنج عزلت خود تسلیم شود و به این نتیجه برسد که نمیشود کاری کرد. آنچه را که نخوانده‌اند و یا هنوز “خطر” بلافصل نمی‌بینند، این واقعیت است که جامعه‌ای که کاسه صبرش لبریز شده، اینبار مملو از نفرت و دشمنی با حکومتی است که یک دریای خون میان آنها قرار دارد. رژیم که از حضور عادی مردم در کوچه و خیابان می ترسد و به زور حکومت نظامی ترسش را می‌پوشاند، هر لحظه و از هر سمتی و به هر روشی میتواند مورد هجوم قرار بگیرد. اینبار دیگر معترضین فقط فریاد نمیزند، ناچارند حکومت و ماشین مبتنی بر جنایت جمعی و قهر ضد انقلابی را قاطعانه درهم شکنند.
قتل عام معترضین توسط حکومت، رژیم اسلامی را در پس لرزه‌های بعدی قتل عام بدرون گرداب میکشد و نابودی‌اش را قطعیت می‌بخشد. جمهوری اسلامی ازجمله حکومتهائی است که باید با قدرت و قهر انقلابی از سر تا بن درهم کوبیده شود. مقامات رژیم نسل کش جمهوری اسلامی، رادان‌ها و اژه ای‌ها و حاکم شرع‌ها و طایفه آدمکشان متفرقه باید “دعا” کنند به چنگ مردم نیافتند.