تقبیح پژاک به خاطر اظهارات عهد عتیق رهبری آن همچنان ادامه دارد و این روند بیشک اتفاقی مثبت است. بازنشر فایلهای صوتی بهاصطلاح “آموزشی” و “افشاگرانه” سرکرده پژاک علیه احزاب و بهویژه علیه کمونیسم در کردستان – که دستکم یکی از اهدافش خدمت به جمهوری اسلامی بود – بهسرعت علیه پژاک برگشت. بازنشر سخنان این سردسته پژاک که در هیبت “محمد اسلام” و پیشقراول لشکر جهالت اسلامی، از درون غاری در “نقطه صفر مرزی” سخنپراکنی میکرد، در مواجهه با واقعیتهای سخت موجود، پرده از وضعیت فلاکتبار داخلی این گروه در این غارها برداشت.
درباره محتویات این بهاصطلاح آموزشها میتوان ماهها از زوایای گوناگون نوشت. اما هجمه های اسلامی امیر کریمی به آزادی زنان مسلح و کمونیست در صفوف کومهله – که خیال میکرد با مطرح کردن آن میتواند احساسات عقبمانده و مذهبی را علیه چهره محبوب کمونیسم در کردستان تحریک کند – نتیجه معکوس داد؛ این سخنان نهتنها ماهیت ضدزن و ضدآزادی خود پژاک و شخص امیر کریمی را برملا کرد، بلکه نشان داد کمونیسم جریانی است که از آزادی و رهایی زن دفاع میکند و پژاک در نقطه مقابل آن قرار دارد.
سردسته پژاک در این اظهارات آشکارا از پیشروی جنبش زنان کلافه است و مانند رهبرش اوجالان در زندان امرالی نمی تواند پنهان کند که “اخلاق”، بخوانید اسلام در برابر ترویج عشق آزاد در جامعه ایران و کردستان توسط کمونیستها اعتبار خود را از دست داده است. او حتی کمونیستها را “متهم” کرد که عشق آزاد را تبلیغ میکنند و آن را “ضد اخلاق” میخواند؛ در حالی که کمونیستها نهتنها از چنین “اتهامی” استقبال میکنند بلکه به آن افتخار نیز دارند.
همانطور که گفته شد، حتی این نوع تبلیغات نیز بیش از هر چیز، سیاست پژاک در قبال حقوق زن و اعتراف ضمنی آن به اعتقاد به انقیاد زن را از زبان سرکردهاش آشکار ساخت. میگویم ضمنی، چون شیب تحولات سیاسی در منطقه و بهویژه در ایران و رشد جنبش رهایی زن علیه رژیم آدمکشان اسلامی، در جهت منافع پژاک و جمهوری اسلامی نیست. اما دفاع از اسلام و تبلیغ ضمنی بردگی زن، بخش اساسی استراتژی این جریانهاست. از دید پژاک، اسلام نه ایدئولوژی پوسیدهای برای سرکوب جامعه و در خدمت نظام سرمایهداری، بلکه طبق نظر اوجالان “هویت مهم در شکلدهی به اخلاق جمعی” است.
رادیکالیسم جنبش رهایی زن و جنبش ضداسلامی در ایران که اسلام سیاسی را چماق سرکوب سرمایهداری میدانند، علت کلافه شدن این سپهسالار اسلامی پژاک است. کریمی و حزبش چشمبهراهاند تا روند تحولات سیاسی ایران به شکلی مشابه افغانستان یا سوریه پیش برود و «ژنرال کریمی» در کنار سران رژیمِ برآمده از آلترناتیو غرب قرار گیرد، و یا اگر چنین نشد، همچون اخویشان که در پارلمان سوریه کنار محمد جولانی نشسته، در کنار سردار قاآنی بر صندلی «مجلس اسلامی» تکیه بزند و جایگاهی برای گروهش دستوپا کند.
زن در اسلام
صحبت از حقوق زن در اسلام یک توهین آشکار به زنان است. این ادعا تنها به این فکت بسنده نمی کند که منشاء دین اسلام به فرماسیون های اقتصادی سیاسی ماقبل فئودالیسم مربوط میشود که فکت درستی است. بدیهی است منشاء اسلام به دوران برده داری برمیگردد که اساسا انسان علی العموم به عنوان انسان دارای هیچ حقوقی نیست. منشاء اسلام و احکام اسلامی به هر مرحله ای از تکامل برگردد، این احکام و قوانین کپک زده امروزه بیانیه ارتجاعی یک جنبش تروریستی و آدمکش است که نه در جهت تبیین و فرموله کردن “حق انسان” بلکه در جهت سرکوب و خفقان و بی حقوقی انسانها است.
تا جاییکه به زن برمیگردد احکام کثیف اسلامی مانند سایر ادیان در خدمت به بردگی کشاندن و انقیاد و کوتاه کردن دست آنها در تمام امور و محروم کردن انها از داشتن “حق” به عنوان انسان نوشته شده است. این را از روی کتابها و احکام کثیف اسلامی و به اعتبار عملکرد دهها رژیم مرتجع اسلامی و مذهبی در سراسر دنیا و منطقه خاورمیانه می توان فهمید. به خدمت مرد درامدن-زن از نگاه قوانین کثیف اسلام، یعنی “حق زن”. محمد نویسنده قران بیش از ۱۴۰۰ سال پیش به زنان گفته است که اگر زنان نخواهند تحت امر مردان درآیند، گزینه پیش روی آنها چیست، باید از سرکرده پژاک هم سوال کرد از نظر ایشان مجازات مخالفت زنان با این به اصطلاح حق چیست؟ ببینیم محمد در کتابش در مورد زنان و سرپیچی آنها از قوانین کپک زده اسلامی چه گفته است.
{سوره بقره آیه ٢٢٨: مردان را بر زنان افزونى و برترى خواهد بود. سوره بقره آیه ٢٢۴: زنان شما کشتزار شمایند، براى کشت به آنها نزدیک شوید، هرگاه معاشرت آنها خواهید. سوره نساء آیه ٣٨: و زنانى که از مخالفت و نافرمانى آنها بیمناکید، باید نخست آنان را موعظه کنید. اگر مطیع نشدند او خوابگاه آنها دورى گزینید. باز اگر مطیع نشدند، آنها را به زدن تنبیه کنید. اگر اطاعت کردند، دیگر حق هیچگونه ستم ندارید… سوره نساء آیه ٣: اگر بترسید که مبادا با یتیمان مراعات عدل و داد نکنید، پس آنکس از زنان به نکاح خود درآورید که شما را مناسب باشد، دو، سه یا چهار، و اگر بیم ستم میرود یک زن برگزینید…}
برتری مردان بر زنان، زنان کشتزار مردان هستند، تنبیه زنان از جانب مردان، تملک چهار زن توسط یک مرد. این اراجیف محمد در کتابش مشت نمونه خروار آن به اصطلاح حقی است که اسلام و احکام کپک زده اش مژده آن را به مردان پیرو این این احکام پوسیده داده است. شاید سوال شود این احکام برخاسته از عهد برده داری چه ربطی به پژاک دارد. در بخشهای بعدی روشن می شود.
پژاک و اسلام
پژاک و جمهوری اسلامی
عنوان “پژاک و اسلام” هنوز تمام ماهیت پژاک را نشان نمیدهد اما یکی از مهمترین شاخصها برای شناخت این جریان است. برای فهم موضوع باید به نحوه شکلگیری پژاک نگاه کنیم.
پروژه ساختن پژاک طبق سفارش پکک و در وابستگی کامل سیاسی و ایدئولوژیک به آن شکل گرفت که در ادامه و مانند سایر جنبشهای ناسیونالیستی در شکاف رقابتهای منطقهای جای گرفت. سر برآوردن پژاک حاصل هیچ جنبش اجتماعی در کردستان نبود؛ نیروی اصلی آن کسانی بودند که بهواسطه روابط حسنه پکک با رژیم اسلامی به این سازمان پیوسته بودند.
پس از سرهمبندی پژاک، این جریان اساساً از کسانی از کردستان ایران تشکیل شد که قبلاً به پکک ملحق شده بودند. عثمان اوجالان در مصاحبهای با تلویزیون حزب دموکرات – که پیشتر بخشی از آن را به فارسی ترجمه کردهام توضیح میدهد که چگونه به دلیل مخالفت با استراتژی پژاک او را در غاری در مرز ایران، عراق و ترکیه زندانی کردند. اختلاف او این بود که پژاک در همکاری با رژیم اسلامی تشکیل شده است. در نهایت خط عثمان اوجالان که مرزبندی خفیف تری با خط دو نفر دیگر “جمیل بایک و مُراد کارایلان” داشت شکست می خورد و پژاک با استراتژی همسویی با رژیم اسلامی تأسیس شد. تعجب برخی جریانات و فعالین سیاسی نسبت به منشاء سیاستهای پژاک در قبال تحولات سیاسی در خاورمیانه و خصوصا ایران از اینجا ناشی می شد که به لحاظ زمانی منشاء برخی از موضع گیریهای سیاسی پژاک را به عنوان سیاستهایی می فهمیدند که صرفا به مقطع پس از تاسیس این جریان مربوط می شد. برای مثال پیام های تبریک پژاک برای اعیاد و عزاداری اسلامی، پیام تسلیت به خاطر مرگ رئیسی، جلاد رژیم اسلامی، عزاداری به خاطر مرگ قاسم سلیمانی، فراخوان به شرکت در انتخاباتهای رژیم و مجموعه ای سیاستهای دیگر یک شبه از جانب پژاک ساخته و پرداخته نشده بود. این سیاستها ترجمه سیاستهای دیکته شده پ ک ک بود اما تحت عنوان پژاک.
پ ک ک قبل از تاسیس پژاک روابط حسنه ای با رژیم اسلامی را شروع کرده بود. اینکه سران پژاک می گفتند “باید از مکانیزمهای سیاسی ایران” استفاده کرد، پ ک ک قبلا فعالین زیادی را درون همین مکانیزمهای رژیم داشت. در دوره اصلاح طلبان حکومتی و از ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴ طبقه بورژوازی کردستان که از احزاب ناسیونالیست مانند حزب دمکرات قطع امید کرده بودند با سربرآوردن اصلاح طلبی حکومتی تماما پشت سر خاتمی و اصلاح طلبان بسیج شدند. در فاصله دو دوره اصلاح طلبان حکومتی به ریاست خاتمی تعداد زیادی روزنامه، دوهفته نامه و مجلات دو زبانه به فارسی و کردی در شهرهای کردستان چاپ شدند که همسو با پروژه اصلاح طلبی حکومتی و خاتمی به یک نوع ناسیونالیسم کُردی دامن زدند. لیست برخی از این روزنامه و مجلات که در این دوره در کردستان و زیر نظر وزارت ارشاد رژیم چاپ می شد اینها بودند: زریبار – سروه – آشتی – کرفتو – پیام کردستان – روژهلات – ناسیون.
“گفتگوی تمدن ها” و “فضای باز سیاسی” خاتمی و اصلاح طلبان بخش اعظم بورژوازی رویگردان از حزب دمکرات را پشت سر خود بسیج کرد. سربراوردن اصلاح طلبان حکومتی و “گفتمان گفتگوی تمدنهای خاتمی” ۱۳۷۹ و سرهمبندی کردن پژاک در فروردین ۱۳۸۳ در یک دوره هستند. اواخر همین سال گروهی تحت عنوان “اتحادیه دمکراتیک” از پژاک جدا شدند و در مکانی در سلیمانیه به فعالیت سیاسی مشغول بودند که مورد حمله مسلحانه پژاک قرار گرفتند که در ادامه و از ترس جان به احزاب دیگر در سلیمانیه پناه بردند.
قریب به اتفاق پایه اجتماعی حزب دمکرات در کردستان ایران همانا بورژوازی کُرد در دوره موسوم به اصلاحات پشت سرخاتمی و نه حزب دمکرات بسیج شده بود. پژاک آمده بود تا پرچم سیاسی این بخش از بورژوازی کردستان باشد که نه پشت حزب دمکرات بلکه پشت سر خاتمی بسیج شده بودند. پژاک در سیر تحولات سیاسی و تاکنون نیز در همان مدار منافع جمهوری اسلامی باقی ماند است. متلاشی شدن پروژه اصلاح طلبی از طرف جامعه ایران باعث شد بخش زیادی از بدنه اصلاح طلبان کُرد به نیروی همین احزاب ناسیونالیست بپیوندند. برای راستی آزمایی تنها کافی است به امضای مقالات مندرج در نشریات دوزبانه ای که در بالا اشاره شد که در دوره اصلاح طلبان حکومتی به چاپ می رسید نگاه کرد که بخشی از آنها اعضای همین احزاب ناسیونالیست کرد و از جمله پژاک هستند. در مضحکه انتخابات مجلس اسلامی و شورای شهر رژیم کم نبودند کسانیکه “شورای نگهبان” آنها را به خاطر هواداری از پ ک ک رد صلاحیت کردند و کم نبودند کسانیکه رد صلاحیت نشدند و همچنان همان راه را می روند. پژاک پس از تاسیس از میان همین اصلاح طلبان کُرد سرهمبندی شد. هنوز هم عناصر دفترتحکیمی های رژیم، اصلاح طلب کُرد و خاتمی چی و رفسنجانی چی و محسن رضایی چی دیروزی “تحلیل گر” و “دکتر و استاد” مجلس رسانه های پژاک هستند.
اما بازگردیم به مسئله اصلی: رابطه پژاک با اسلام.
پژاک هم بنا به خاستگاه طبقاتی اش که وصل شدن به خواسته ها و تمایلات سرمایه داران و بورژوازی کردستان است به اسلام و هویت تراشی قومی نیاز دارد. این یک ادعا نیست بلکه هویت سیاسی این جریانات است. عبدالله اوجالان در بیشتر نوشته ها، مصاحبه ها و کتابهایش بر اهمیت اسلام برای پ ک ک و جریانات زیرمجموعه اش تاکید کرده است. کتاب “پ ک ک و مبارزه کردها” که جمع آوری مجموعه ای از اظهارات، مقالات و دیدگاههای عبدالله اوجالان است و Klaus Heppel آنرا جمع آوری کرده است اسلام را در مغز استخوان این جریان نشان می دهد. اسم کامل کتاب این است. Abdullah Ocalan, the PKK and the
Kurdish struggle, translated and edited by Klaus Heppel; London, 2011
بخشهایی از اظهارات اوجالان در مورد به قول ایشان “اهمیت اسلام” و اسلام به عنوان هویت جمعی که خصلتی “دموکراتیک، آزادیخواه و نزدیک به برابری” دارد را مشاهده می کنید.
(دموکراسی) تاکنون مزایایش را بر سایر نظامها… برملا کرده و هم اکنون تنها سیستم قابل پذیرش در تمام دنیاست.»
«… اگر خواهان آزادی باشیم چاره¬ای نداریم جز این که قبل از هر چیز وجدان جمعی جامعه یعنی اخلاق…(را) مجددا به جوشش واداریم (ص ۲۸)… در گستره دموکراتیک، میان دین و اخلاق همانندی وجود دارد. بنابراین اماکن عبادی… عبادتگاه¬ها و در راس آن کلیسا و مساجد (باید) به عنوان یک نهادِ اخلاقِ عملی ارزیابی گردند و از آن¬ها در امر ساخت جامعه ی اخلاقی استفاده شود. (ص ۱۹۵)… بطور کلی می¬توان اسلام را جنبشی دموکراتیک، آزادیخواه و نزدیک به برابری طلبی تعریف نمود… بی طالعی اسلام این بود که … به آلت دست نیروهای تمدن خواه مبدل شد. (ص ۱۰۴)… اعراب با اسلام به استقبال مدرنیته قرون وسطی می¬روند (ص ۱۳۳). پایان نقل قول.
همچنین اوجالان در کتابی دیگر تحت عنوان مانیفست تمدن دمکراتیک، جامعه شناسی آزادی اینطور در مورد نقش و اهمیت دین و خصوصا اسلام صحبت می کند.
Manifesto of the Democratic Civilization / Sociology of Freedom — اوجالان در این کتاب نیز رابطهٔ دین با اخلاق و تداومِ اجتماعی را بررسی میکند و از منظرِ ساختنِ «هویتهای دمکراتیک» دربارهٔ چگونگیِ همزیستی گروههای زبانی،قومیتی،مذهبی و جایگاه دین سخن میگوید؛ از نظر اوجالان دین (از جمله اسلام) بهعنوانِ یکی از “عوامل مؤثر در هویتِ جمعی و اخلاقِ اجتماعی” صحبت شده است. رهبر پ ک ک و پژاک در سایر نوشته ها و کتابها و همچنین مطالبی که تحت عنوان “دفاعیات ایمرالی” به زبانهای مختلف چاپ شده است، دین و خصوصا اسلام را از زیر ضرب خارج می کند. اوجالان با ترکیب دیدگاهها و نظرات مختلف تلاش کرده است که به اصطلاح یک دیدگاه “نو” بسازد اما در تمام این نوشته به جای دین و اینجا اسلام با پدرسالاری مقابله می کند. دین را چسب اجتماع و خمیرمایه هویت جمعی و نهادهای مذهبی و دینی را اماکنی که حافظ به قول خودش “اخلاق” هستند می داند اما به جای آن با پدر سالاری مقابله می کند.
اوجالان نمی گوید اسلام زن ستیز است، می گوید مبارزه زنان با “نظام مردسالار” است نه دین، چون از نظر ایشان دین حداقل یکی از منشاءهای “اخلاق جامعه” است. همزیستی پژاک به عنوان شاخه ایرانی این جریان با اسلام، تکریم و تعظیم پژاک در مقابل اسلام و جمهوری اسلامی و عزا و اعیاد جمهوری اسلامی از این نگاه ناشی میشود. اینها همچنین پیش زمینه های تئوریک پژاک برای خوش خدمتی به رژیم اسلامی هم است. وقتی پژاک آزادی زن در انتخاب عشق را وسیله حمله به کمونیسم در کردستان می کند و با این موعظه کنار دست آخوندهای حوزه جهلیه قم قرار میگیرد، از زیر فشار قرار گرفتن اسلامی که اوجالان به عنوان “منشاء اخلاق” در مقابلش سر تعظیم فرود می آورد کلافه شده است. سرکرده پژاک با حمله به کمونیستها که زمینه را برای به خیال خودشان ترمیم شکست سیاستهای اسلامی جمهوری اسلامی فراهم کند. طی سالهای گذشته صدهابار مراسم عاشورا و تاسوعا و سایر مراسمات اسلامی را همزمان با جمهوری اسلامی برگزار کرده اند، به عنوان مشاور جمهوری اسلامی به احزاب دیگر توصیه می کنند “مسائل و مشکلات شان” را از راه گفتگو با رژیم حل و فصل کنند. از طرفی دیگر “تحلیلگران و استادان” سابقا دفتر تحکیمی را به تلویزیونهایشان دعوت می کنند و می گویند “دوره انقلاب” به سر آمده است. این سیاستهای پرو رژیمی تنها به ما می گوید که پژاک در همسویی با رژیم اسلامی به جنگ آزادیخواهی و برابری طلبی جامعه کردستان آمده است
اما مشکل اصلی پژاک این نیست که چون عبدالله اوجالان همان نظری را در مورد اسلام دارد که محمد اسلام بنیانگذار آن است و پژاک هم همان سیاست را دنبال می کند. اسلام بخش جدایی ناپذیر از سیاست تمام ناسیونالیسم کُرد در منطقه با شدت و حدت مختلف است. موضوعیت اصلی پژاک مزدوری آن است. استراتژی پژاک مزدوری است. پژاک و پ ک ک با توجه به سابقه و عملکردشان نشان داده اند ظرفیت تبدیل شدن به چماق هر حکومتی علیه جامعه را دارند. می توانند و ظرفیت آن را دارند مزدور اسرائیل و عربستان و قطر باشند و زیر سایه حمایت جمهوری اسلامی علیه آزادیخواهی و برابری طلبی جامعه به این رژیم خدمت کنند.