سرمایه داری جهانی در بحران و تمسک خامنه ای به ناسیونالیسم ایرانی «دیدگاه»

مقالات

با بحران اقتصادی ای که نظام سرمایه داری از اواخر سال ٢٠٠٧ میلادی با آن دست به گریبان است و مضافا عجز دولتهای بورژوائی برای غلبه بر بحران، شاهد موج تحولات سیاسی در جوامعی هستیم که تا دیروز ظاهرا در ثبات بسر می بردند. برخی پیمانها، حتی چهارچوبهای جغرافیایی و بسیاری قراردادها، کارکردش را برای ادامه حیات بورژوازی از دست داده و دولتهای بورژوائی بنا به موقعیت و جایگاه شان، شرکت وعدم شرکت شان در پیمانها و قراردادها را بازتعریف می کنند. برگزیت و ائتلاف دولت های اتحادیه اروپا، سقوط حکومتهائی و قدرت گرفتن فاشیستها، درست بر متن بحران جهانی سرمایه داری و تداوم آن است که به وقوع می پیوندد. این تحولات از عواقب و عوارض تضادها و بحران اقتصادی نظام سرمایه داری است که در قلمرو اقتصادی باقی نمانده و به کشمکش های سیاسی و اجتماعی دامن زده است. علت روند سلب حقوق مدنى و سیاسى مردم و بویژه طبقه کارگر، اوجگیرى تبلیغات و فشارهاى واپسگرایانه مذهبى، ناسیونالیستى، نژادپرستانه و ضد زن از نتایج این بحران است. سرمایه داری جهانی در فرایند کاستن از شدت بحران اقتصادی، ناچار به بازتعریف حوزه های نفوذ است. با روی کار آمدن ترامپ، این تنشها و تناقضات تشدید شده و بی افقی بیش از پیش بر نظم جهانی حاکم شده است. کارکرد رژیم جمهوری اسلامی برای سرمایه داری جهانی از ) بهمن ۵۷ ) تا کنون، آنتی کمونیسم و سرکوب عریان جنبش کارگری و دیگر جنبش های رادیکال بوده است. اما تشدید بحران های همه جانبه جمهوری اسلامی و علاج ناپذیری آنها و خصوصا تشدید بحران سیاسی که به دنبال گسترش اعتراضات شهروندان ایران طی چندین سال گذشته به وقوع پیوست و پایه های رژیم اسلامی را به لرزه در آورد، دولتهای امپریالیستی و در راس آنها دولت آمریکا را بر آن داشته تا شاید یکبار دیگر همانند آنچه که در گوادالوپ تصمیم گرفتند، بورژوازی ورشکسته ایران را» به عنوان طبقه حاکم«، در راس قدرت سیاسی نگه دارند. بنا بر کارنامه چهل و هفت سال گذشته جمهوری اسلامی، هرگاه دولتهای غربی بی اعتمادی شان را نسبت به رژیم ایران با طرح موضوع تحریم و رژیم چنج نشان داده اند، جمهوری اسلامی نیز تلاش کرده که سیاست هائی برای بقا و جلب آنها بکار برد. از ایجاد تمهیدات برای استثمار بیشتر و تشویق گرفتن از بانک جهانی و صندوق بین المللی پول تا کاهش مرتب دستمزدها و سرکوب چپ و کارگر، و اخیرا نیز تَمَسُکِ مضحک به شعارهای ناسیونالیست ایرانی -اسلامی است. » ما می گیم شاه نمی خوایم نخست وزیر عوض میشه،، ما می گیم خر نمیخوایم، پالان خر عوض میشه«