علیه اعدام شریفه محمدی: طناب دار بر گردن خود رژیم ✍️علی جوادی

زنان

فاکت بی ‌رحم است: دیوان عالی حکومت اوباش اسلامی، بار دیگر حکم مرگ شریفه محمدی، زن کارگر و فعال اجتماعی، را تایید کرد. “جرم” شریفه چه بود؟ نفس کشیدن در برابر خفقان، سازماندهی در برابر پراکندگی، فریاد زدن برای زندگی در برابر مرگ. شریفه تنها آینه‌ای بود که فقر و بردگی و استثمار را بازتاب داد. و همین آینه، جرم نابخشودنی‌اش شد در دستگاه اسلامی سرمایه، دستگاهی که تاب تحمل تصویر خودش را هم ندارد.
در محاکمه‌ای که حتی سایه‌ای از عدالت در آن نبود، در دادگاهی که متهم اجازه دفاع نداشت، حکم مرگ را بر کاغذ نوشتند. اما این کاغذ بیش از هر چیز سندی است از نمایش جنایت سازمانیافته حکومتی استثمارگر، اسلامی و ضد زن‌. این همان دستگاه مرگی است که بیش از چهار دهه است از تهران تا زاهدان، از اوین تا گوهردشت، پیکرها را به طناب دار آویخته و خون را جای نان به سر سفره‌ها رسانده است.
اعدام جنایت است. سازمان ‌یافته، آگاهانه، محاسبه ‌شده. اعدام ابزار بقای رژیمی است تنها بر گلوله و دار ایستاده است. همان رژیمی که آب را به کالای نایاب بدل کرده، نان را از دهان کودکان دزدیده، زن را در چادر و زنجیر اسیر کرده، آزادی را به مسلخ کشیده. و امروز خیال دارد با حلق ‌آویز کردن شریفه محمدی، بار دیگر نفس اعتراض را خفه کند.
اما واقعیت برعکس است: این طناب‌ها گلوی مردم را نمی‌برند، گلوی خود رژیم را خواهند برید. هر اعدامی که برپا می‌شود، نه نشانه قدرت، که مهر ضعف است. هر دار تازه، نه اقتدار، که پوسیدگی را فریاد می‌زند. این حکومت قبر خود را با طناب دار می‌کند؛ هر اعدام، میخی تازه است بر تابوت موجودیت سیاسی آن.
جامعه باید پاسخ دهد. ما باید این جنایت را متوقف کنیم: با اعتراض، با تجمع، با همبستگی، با جهانی کردن صدای شریفه. باید این ماشین مرگ اسلامی را رسوا کرد: در خیابان‌ها، کارخانه‌ها، دانشگاه‌ها، در رسانه‌های جهانی.
گفته اند تاریخ دوبار تکرار می‌شود: یک بار به صورت تراژدی و بار دیگر به صورت کمدی. اما طناب دار، نه تراژدی است و نه کمدی. جنایتی است که تاریخ را در خون دفن می‌کند. و ما اجازه نخواهیم داد تاریخ دوباره با دار و گلوله نوشته شود.
فریاد ما روشن است: حکم اعدام شریفه محمدی و تمام محکومان مرگ باید فورا لغو شود. زندگی حق ماست، نه مرگ. آینده حق ماست، نه طناب دار. شریفه محمدی صدای ماست. اگر او را بکشند، بخشی از انسانیت ما را می‌کشند.
اما بدانند: طناب‌هایی که برای شریفه‌ها بافته‌اند، طناب‌هایی است که روزی گردن خود این نظام را خواهد فشرد. پایان این حکومت در سکوت نخواهد بود، بلکه در همان طناب‌هایی است که امروز به خون آغشته می‌کند. ما خواهان اعدام نیستیم؛ ما خواهان عدالتیم. ما تک‌ تک این اوباش جنایتکار را در دادگاه‌های علنی، در برابر چشم جهانیان محاکمه خواهیم کرد. تا بشریت بداند این جریان با کارگران، زنان و مردم چه کرد!