اعدام نمی کنید، سقوط می کنید!✍️علی جوادی

مقالات

در میانه ویرانی، زیر خاکستر جنگ، از دل تاریکی، صدایی دوباره برخاست: صدای مرگ، صدای طناب دار، صدای دادگاه‌های فوری. قاسم روانبخش، این کاریکاتور سخیف یک “نماینده”، این مداح اعدام، به پشت تریبون رفت تا نسخه‌ای قدیمی را دوباره بخواند: “محارب”، “جاسوس”، “عامل دشمن”… و خواستار اجرای سریع احکام مرگ برای آنان شد که در جریان جنگ ۱۲ روزه بازداشت شده‌اند.
اما این نماینده اوباش قم، دیر آمده‌ است. تاریخ از این جماعت آدمکشان اسلامی گذشته است. دیگر دوران این اراجیف به پایان رسیده. ایشان نماینده دورانی است که به عملا به پایان رسیده است، صرفا دژخیمی هستند در لباس کثیف آخوندی، نماینده‌ مرگ در حکومتی که جز سرکوب و کشتار، سرمایه‌ای ندارد که آن هم را دارد از دست میدهد. دهه شصت تمام شد، آن میدان‌های اعدام عمومی، آن شب‌های پر از گونی و بی‌خبری، آن نسل‌های خاموش و مویه ‌کننده در گورستانها و خاوران، امروز در برابر شما از خاک برخاسته‌اند.
اعدام ابزار بقای جنایت
محاربه؟ کدام محاربه؟ در قاموس شما، محاربه یعنی اعتراض، یعنی حق گفتن، یعنی مقاومت در برابر جنگ‌ طلبی، یعنی افشاگری علیه فساد، یعنی زنده بودن، یعنی اعتراض به نفس حاکمیت اسلامی، به نابرابری، به فقر و استبداد. شما حکم مرگ صادر می‌کنید برای آنانی که زنده‌اند؛ چون خود، از زنده‌ بودن ‌شان وحشت دارید. در نگاه ما، اعدام فریاد استیصال حکومت‌ جنایت‌ پیشه‌ای ا‌ست که می‌دانند اگر مردم زنده بمانند و فریاد بزنند، بساط‌شان برچیده خواهد شد.
این جماعت نگران “رسوخی” در دستگاهشان نیستید. نگران فروپاشی قدرت‌ اند. و چون میدانند که این مردم حکم سرنگونی شان را صادر کرده اند، در این دوران آخرین باز هم به دار متوسل شده اند. اما مردم آزادیخواه، ما کارگران و زنان و جوانان، ما این دستگاه قضایی را که یک بنگاه قتل حکومتی است، با تمامی ارکان و اجزائش و تمامی نهادهای شان سرنگون خواهیم کرد.
ما برای زندگی مبارزه میکنیم
میدانند که ما، در برابرشان ایستاده‌ایم. با تمام وجودمان. نه فقط برای جلوگیری از اعدام این دستگیر شدگان، و آزادی کلیه زندانیان سیاسی، بلکه برای به گور سپردن کل این ماشین کشتار اسلامی. ما، دشمن همه اعدام‌ها هستیم: چه از سوی رژیم اسلامی، چه از سوی ارتجاع سلطنت، چه از سوی دولت‌های سرمایه ‌داری، چه در ایران، چه در آمریکا، چه در چین، چه در عربستان. چون ما، انسانیم، و انسان، نباید ابزار کشتن انسان باشد.
ما از نسل آن کسانی هستیم که اعدام را نه به‌ مثابه مجازات، که به ‌مثابه جنایت می‌شناسند؛ چه توسط جلاد اسلامی باشد، چه به دست دولت‌های “متمدن” غربی. از نگاه ما، یک رکن آزادی یعنی لغو اعدام. عدالت یعنی پایان دادن به مجازات مرگ. و انقلاب یک معنی اش یعنی سرنگونی حکومتی که نظام قضایی‌اش به کشتار و شکنجه معتاد است.
سرنگونی نه فقط رژیم، که فلسفه‌ مرگ
با سقوط رژیم اسلامی، نه تنها یک نظام فاسد و سرکوبگر سقوط خواهد کرد، بلکه منطق اعدام، فرهنگ مرگ، دستگاه‌های تفتیش عقاید، دادگاه‌های انقلاب، زندان اوین، گورستان‌های بی ‌نام، و کل ساختار شرم ‌آور “قوه قضاییه اسلامی” به زباله ‌دان تاریخ سپرده خواهد شد.
این جماعت خیال می‌کنند با اعدام می‌توانند این مردم را بار دیگر مرعوب کنند؟ اشتباه می‌کنند. با هر حکم مرگ، حکم مرگ خودشان را به جلو می اندازند. بر روی کوهی از باروت نشسته اند، هر اعدامی جرقه ای به این مخزن نفرت و انزجار از است. و زمانی که این انبار باروت مفجر شود، این‌ بار، این فریاد به قیامی بدل خواهد شد که همه این دستگاه، هم رهبرشان، هم دستگاه اعدام ‌شان و هم کل بساط اسلامشان را خواهد بلعید.
خطاب به روانبخش‌ها و همه سرکردگان این ماشین کشتار اسلامی: زمان شما تمام شده است!
دیگر نمی‌توانید بکشید و راحت بخوابید. دیگر نمی‌توانید چوبه‌ دار برپا کنید و مردم را به خانه بفرستید. ما این بار آمده‌ایم تا نه فقط حکومت ‌تان، بلکه فلسفه وجودی تان را سرنگون و نابود کنیم. با سقوط رژیم شما، بساط اعدام، سنگسار، شلاق، شکنجه و دارهای مخفی نیز برچیده خواهد شد.
دیگر صدای “اعدام باید گردد” نه در خیابان، که در تاریخ دفن خواهد شد. و بر خلاف شما ما مرز انسان و جلاد را می‌شناسیم. ما نمی ‌خواهیم با همان دستان آلوده‌ای که طناب ساخت، عدالت برقرار کنیم. ما با آن طناب کاری نداریم. ما به نسل بعدی جامعه‌ای خواهیم داد که در آن اعدام به کتاب‌های تاریخ تبعید شده باشد، نه به دادگاه‌ها. ما آن روزی را می‌سازیم که حتی فرزندان شما در مدرسه بیاموزند: “اعدام، ننگی بود که ما پایانش دادیم.” آن روز دور نیست!