تلاش بیهوده جمهوری اسلامی در هفت تپه – سمکو نوری

کارگری

دور دیگری از اعتصابات کارگری در هفت تپه در جریان است. یک ماه است که کارگران هفت تپه پس از انحراف بزرگی که به مبارزاتشان تزریق شد، باری دیگر برای پایه ای ترین حقوق انسانی شان دست به اعتصاب زده اند. در دور قبلی اعتصابات که از فروردین 96 آغاز شد، تا قبل از دستگیری اسماعیل بخشی، شورای اسلامی، خانه کارگر، بسیج دانشجویی و سایر اعوان و انصار رژیم در حاشیه اعتصابات بودند. پس از دستگیری بخشی و سایر حامیان طبقه کارگر در هفت تپه و جنبش کارگری، عوامل رژیم تحت عناوین مختلف مجال پیدا کردند تا از حاشیه این اعتصابات بیرون بیایند و بعضا خودی نشان بدهند. البته بموازات وارد شدن عوامل شورای اسلامی، بسیج کارگری و دانشجویان موسوم به عدالتخواه در هفت تپه، افشا و رسوا کردن این دستجات هم در جریان بود اما دستگیریها، فضای امنیتی و مسائلی دیگر، تاکنون هم باعث نشده که مزدوران، قانون گراها، صنفی گرایان، و مسالمت طلبان و غیره تماما حاشیه ای شوند و هر از گاهی اینجا و انجا سر بلند میکنند.
اگر در دور قبلی اعتصابات، عوامل بسیجی، مزدوران رسمی و پنهانی در هفت تپه و سایر اعتصابات کارگری، با شعار مذهبی یا ترجمه سیاست سرکوب رژیم برای کارگران و ترساندنشان از اعتصاب در شهر و تبلیغ ماندن در محوطه شرکت، تلاش در جهت به حاشیه بردن خواسته های کارگری و در عوض برجسته کردن سراب خلع ید و نبود اهلیت، هدایت اعتصاب به دالان دوایر حکومتی یا دراز کردن دست به قول خودشان استمداد و یاری از جناحها و مخالفت با جناح دیگر به میدان امدند و نتوانستند جلوی تدوام اعتصابات را سد کنند، در این دور نیز همین عوامل مزدور، همان سیاست کثیف را و این بار نخ نماتر از قبل به میان اعتصابات اورده اند و تلاش میکنند جلوی رادیکالیزه شدن و گسترش اعتصابات و به نتیجه رسیدن این همه تلاش از جانب طبقه کارگر در هفت تپه را بگیرند و تا جایی که میتوانند به نفع جمهوری اسلامی و در جهت منافع رژیم سمپاشی می کنند.
هم در دور قبلی اعتصابات میبایست در مقابل این دست از شعارها، پلاکاردها، اظهار نظرهای انحرافی و … سدی ایجاد میشد و طبقه کارگر در هفت تپه تنها گذاشته نمی شد، هم، اکنون نیز باید در مقابل این خزعبلات رژیم که از زبان عوامل انها به میان اعتصابات برده میشود باید ایستاد و کارگران هفت تپه را نباید تنها گذاشت. یکی ازمعضلات و مشکلاتی که جنبش کارگری در هفت تپه چه در دور قبلی و چه اکنون با ان دست به گریبان است به رسمیت نشناختن این مشکلات و همچنین مقابله نکردن و سکوت در مقابل این معضلات است. وقتی از سکوت در مقابل شعارها، بنرها، اظهارنظرهای انحرافی صحبت می شود منظور سکوت کارگران هفت تپه نیست، چون با وجود فضای اختناق اسلامی سرمایه، فعالین واقعی کارگری در هفت تپه به شیوه های مختلف در مقابل این خط رژیمی در حال مبارزه و حاشیه ای کردن آن هستند. منظور از سکوت، اتفاقی است، در خارج از هفت تپه و در میان کسانی که تحت فضای سرکوب نیستند و میتوانند علیه این انحرافات بایستند اما سکوت میکنند.
دور فعلی اعتصابات در هفت تپه در حالی در جریان است که عوامل رژیم در پیشا مضحکه انتصابات اسلامی یکی پس از دیگری مزدوری و سرسپردگی خودشان را به رژیم و شورای اسلامی ضد کارگری آن به طرق مختلف اعلام کردند. یکی در برنامه اینستاگرامی رسما اعلام کرد که عضو شورای اسلامی ضد کارگری رژیم است، دیگری در ستاد رئیسی قاتل اعتراف کرد و دست یاری به طرف بخش دیگر رژیم دراز کرد و آن دیگری در ستاد جلیلی تلاش کردن مبارزات کارگران هفت تپه را به جیب رژیم بریزد. برای معدود کسانیکه از فاصله ای نزدیک تر جنبش کارگری در هفت تپه و همچنین در بخشهای دیگر را رصد میکردند نیازی نبود که عوامل شورای ضدکارگر رژیم رسما اعلام کنند که ایا عضو این نهاد ضد کارگری رژیم هستند یا خیر، لازم نبود منتظر بمانند تا مزدوران رژیم اعتراف کنند که میان کارگران هفت تپه و برای فرماندار و استاندار و امامان مرتجع جمعه جاسوسی میکنند، لازم نبود که قبل از مضحکه انتصابات ظاهر شوند و بگویند که “همین برادران بسیجی عدالتخواه” بودند که از کارگران هفت تپه دفاع کردند تا بگویند، بله اینها پس شورای اسلامی و مزدور رژیم هستند، کما اینکه تاکنون هم عده ای با وجود این فاکتها هنوز این را به نفع شورای اسلامی انکار میکنند.
برای آن عده معدود نفس تلاش برخیها تحت عنوان فعالین کارگری برای هدایت اعتصابات کارگری توسط شعارهای بی ربط، حمل بنرهای رژیم، عکس قالیباف و خامنه ای و دیگر سران جانی رژیم، سینه زنی، الله اکبر سردادن، شعار اهلیت نداشتن فلان کارفرما و دفاع از بهمان کارفرما، گفتن اینکه مطالبه ما صنفی است، ما سیاسی نیستیم، ما مسالمت امیز هستیم، اقای رئیسی به هفت تپه ورود کنید، و لیست طویلی از این دست خزعبلات که مبارزه کارگران هفت تپه را دو دستی تحویل جناح دیگر رژیم میداد کافی بود تا برغم سنگ اندازی ها از هر طرف اما در مقابل این مهملات اسلامی سنگری ایجاد کنند و این را از هر طریقی به گوش کارگر هفت تپه برسانند که دنبال این سراب نباید رفت و شرط پیشروی و قدم گذاشتن در فاز دیگری از مبارزات کارگری در هفت تپه عبور از سیاست مغزشویی و بیرون اوردن هفت تپه از زیر برج و باروی شورای اسلامی ضد کارگر رژیم است.
ما سیاسی نیستیم شعاری در خدمت رژیم
عوامل شورای اسلامی رژیم که قبل از مضحکه انتصابات وابستگی خودشان را به نهادهای جمهوری اسلامی رسما اعلام کردند، برای مضحکه انتصابات رژیم بازارگرمی کردند، جاسوس نهادهای امنیتی و سرکوبگر رژیم علیه فعالین رادیکال در هفت تپه بودند، به کارگران اعتصابی که مقابل فرمانداری اعتصاب میکردند یا اعتصاب را به داخل شهر کشیدند گفتن اغتشاشگر، به نیروهای سرکوبگر اعلام کردند که بروند انها را دستگیر کنند که به قول انها اغتشاش میکنند، پای امام جمعه و رئیس و روئسای رژیم را به هفت تپه باز کردند، فرهنگ ارتجاعیِ اسلامی را در هفت تپه تبلیغ کردند، اما با وقاحت تمام رو به کارگران هفت تپه میکنند و میگویند ما سیاسی نیستیم. گویا این مانورهای مضحک در میان جناحهای رژیم سیاسی نبود. باید از انها پرسید شما عوامل شورای ضدکارگری اسلامی با این پرونده اشکار سیاسی چطور میتوانید در میان اعتصابات در هفت تپه اعلام حضور کنید و با وقاحت اعلام کنید که سیاسی نیستید؟ آیا درخواست از امام جمعه و فرماندار و استاندار و رئیسی قاتل و دیگر سران جنایتکار رژیم سیاسی نیست؟ ایا شرکت در برنامه های لایو بسیج دانشجویی سیاسی نیست؟
در واقع کارگران هفت تپه هم این را میدانند که فعالیت شما عوامل مزدور در هفت تپه، هم کاملا سیاسی است هم تماما در خدمت رژیم. اما گفتن اینکه ما سیاسی نیستیم به این خاطر است که تلاش کارگران هفت تپه برای برپایی شوراهای کارگری را به عنوان هشداری به رژیم گوشزد کنند؟ شعار ما سیاسی نیستیم خود یک عمل سیاسی است، تلاش سیاسی عوامل مزدور رژیم در هفت تپه برای خفه کردن صدای کارگران هفت تپه تحت عنوان ما سیاسی نیستم، است.
شعار ما صنفی هستیم در خدمت رژیم است
شعار اینکه ما مطالبه گر هستیم و یا ما صنفی هستیم یکی دیگر از تلاشهای عوامل مزدور رژیم در هفت تپه است که قلب این جنبش را هدف قرار داده است. مزدوران رژیم با گفتمان مطالبه گری، قانون گرایی و صنفی گرایی تلاش میکنند اعتراض و اعتصابات کارگری را در چهارچوب کارخانه و محیط کار محدود و محبوس کرده و در قدم بعدی آماده سرکوبش کنند. از همان ابتدای اعتراض کارگر مهر صنفی و قانونی به این اعتصابات میزنند که این اعتصابات را به جامعه نامربوط جلوه داده و از طرفی دیگر راه تحقق این خواسته ها را به دوایر خود رژیم هدایت کنند. برخی از این عوامل مزدور پا را از این هم فراتر میگذارند و در مقام حراست از به اصطلاح پایمال شدن قانون کار رژیم ظاهر میشوند و رعایت همین قانون ضد کارگری از جانب رژیم را به عنوان به اصطلاح خواسته های کارگران هفت تپه در مقابل خود رژیم فریاد میزنند. بله بازی مزدوران رژیم به این مضحکی است، از رژیم میخواهند به قانون ضدکارگری خودش پایبند باشد. شورای اسلامی و مزدوران وابسته به این نهاد رژیم، به اصطلاح اعتراض میکنند، یا در اعتصابات رخنه میکنند که از اعتراض کارگر نمایشی از ضعف، درماندگی، استیصال و بیچارگی را که مختصات عینی جمهوری اسلامی است، اما از اعتصاب کارگر، بر روی پرده ببرند. اما سوال اینجاست که ایا خواسته های کارگران هفت تپه صنفی است؟
برای توضیح این مسئله تنها به خواسته های واقعی کارگران که پرداخت دستمزد معوقه، افزایش دستمزد و… است باید رجوع کرد؟ ایا پرداخت دستمزد معوقه مخصوص کارگران هفت تپه است؟ ایا معلمان، بازنشستگان، پرستاران، کارگران نفت، پتروشیمی و گاز و سایر بخشهای دیگر با چنین معضلی مواجه نیستند و خواستار پرداخت دستمزد معوقه نیستند؟ از طرفی دیگر ایا معضل بی آبی، بی برقی، فقر، گرانی و صدها و هزاران بحران دیگر تنها مخصوص مردم شوش و استان خوزستان است یا سرتاپای جامعه ایران را فرا گرفته؟ آیا کارگران هفت تپه مشکل بی آبی ندارند، مشکل بی برقی ندارند؟ آیا کارگر هفت تپه وقتی به خانه اش برمیگردد برق خانه اش وصل است، آب خانه اش وصل است و این تنها مردم شوش هستند که با این مشکلات دست و پنجه نرم میکنند یا این فلاکت که عامل اصلی ان رژیم سرمایه داری اسلامی در ایران است، به یک طبقه میلیونی در ایران مربوط میشود؟
هفت تپه یک جزیره نیست و کارگران هفت تپه هم انسانهایی نیستند که در یک جزیره به دور از جامعه ایران زندگی کنند. اما شعار اینکه ما صنفی هستیم میخواهد رابطه این نیروی اجتماعی و میلیونی که خواسته هایش از جنس خواسته های طبقه کارگر ایران است را با کارگران هفت تپه قطع کنند تا به سرانجام نرسد. شعار صنفی گرایی و قانون گرایی اگر یک کاربرد داشته باشد، این است که جلوی رادیکالیزه شدن و گسترش این اعتصابات را بگیرد و فضا را برای سرکوب اسانتر از جانب رژیم مهیا کند. اگر طبقه کارگر شوش و استان خوزستان و در سراسر ایران از انجا که ماهیت خواسته هایشان با کارگران هفت تپه یکی است با کارگران هفت تپه یکی شوند موجودیت رژیم استثمارگر اسلامی با نابودی کامل مواجه میشود و خواسته دستمزد معوقه و افزایش دستمزد و کوهی از خواسته های کارگری به دلیل اینکه از جانب رژیم متحقق نخواهد شد، مبارزات کارگری به هم میپیوندند و پایان این استثمار اسلامی را اعلام میکنند. در نتیجه عوامل مزدور رخنه کرده در هفت تپه برای رادیکالیزه نشدن این اعتصابات و برای جلوگیری از تحقق خواسته های کارگران در میان انها ظاهر میشوند و به انها تذکر میدهند که در چهارچوب کارخانه باقی بمانند، چهار راه را مسدود نکنند تا این حلقه ارتباطی ایجاد نشود، تا کارگر هفت تپه برای اعتصاب و اعتراضش متحد پیدا نکند، تا اعتصابات گسترش پیدا نکند و پیاده نظام رژیم از داخل مشغول تهی کردن محتوای این اعتصابات باشند. کارگران هفت تپه با فراخواندن مردم شوش و استان خوزستان و با فراخواندن کارگران در بخشهای دیگر تولید و صنعت میتوانند این تلاشهای ضد کارگری را خنثی و به عکس خودش تبدیل کنند.
ما مسالمت امیز هستیم در خدمت رژیم است

ما مسالمت امیز هستیم شعاری است که در دوره های قبلی اعتصابات در هفت تپه و جاهای دیگر نیز سرداده میشد. اینبار نیز و در این دوره از اعتصابات در هفت تپه عده ای از مزدوران شورای اسلامی همین شعار نخ نمای “ما مسالمت امیز هستیم” را دست گرفته اند و در ادامه تلاشهای دیگرشان برای گمراه کردن کارگران مدام تکرار میکنند.
اما چرا این شعار در خدمت رژیم است؟ فریاد ما مسالمت امیز هستیم و انهم در مقابل رژیمی که تا دندان مسلح است و برای چند کارگر هفت تپه و حامیانشان احکام 100 سال زندانی صادر کردند، کارگران هفت تپه را شکنجه و اخراج کردند از گلوی کارگر بیرون نمی اید، این صدا، صدای مزدوران رژیم رو به کارگران هفت تپه است که در همان چهارچوب طرح خواسته هایشان باقی بمانند. این شعار بی ربط به کارگران هشدار میدهد که پا فراتر نگذارند، به انها میگوید اگر چهار راه را ببندید دستگیرتان میکنند و کسی نیست شما را از زندان دربیاورد. به کارگران هشدار میدهد که اگر پافراتر بگذارید، ما شورا اسلامی چی ها به شما میگوییم اغتشاشگر و به سرکوبگران میگوییم که شما را دستگیر کنند. رژیمی از زبان عوامل مزدورش در هفت تپه، کارگران را زیر بمباران مضحک و نخ نمای “مسالمت امیز” میگیرند که در دی ماه 96 و آبان 98 طبق امارها 1500 نفر و طبق امارهایی دیگر 4000 هزار نفر را کشته است، 176نفر مسافر را در هواپیمای مسافربری اوکراین با شلیک تعمدی موشک و جلوی چشم دنیا کشته است، و 43 سال است کاری جز قتل عام و کشتار ندارد. شعار ما مسالمت امیز هستیم به کارگرانی که برای دستمزد معوقه و سایر خواسته هایش به خیابان امده اند میگوید خشونت نکنید؟ گویا این کارگران هفت تپه هستند که خشونت میکنند. مزدوران شورای اسلامی که در این دوره و دوره های قبلی در میان کارگران ظاهر شدند، با این شعارها، بیهوده تلاش کردند رژیم جنایتکار اسلامی سرمایه را از 43 سال جنایت و خون پاشیدن به جامعه تبرئه کنند و همزمان مهر خشونت طلبی به کارگرانی میزنند که با دست خالی در مقابل چنین رژیم جنایتکاری به خیابان امده اند.

رفقای کارگر!
نگذارید مزدوران و سرسپردگان رژیم، تحت لوای فعال کارگری به میان شما رخنه کنند و با شعارهای ارتجاعی مسیر این مبارزه را به انحراف بکشانند. همانطور که در دور قبلی اعتصابات در هفت تپه و به درست در مقابل شعارهای ارتجاعی و مذهبی و عمل ارتجاعی کفن پوشی ایستادید اکنون هم لازم و ضروری است در مقابل انها بایستید و مزدوران اطلاعاتی در جلد کارگر را افشا و طرد کنید. از ملزومات قدم گذاشتن در سطحی دیگر از این مبارزات دامن زدن به این اعتصابات، فراخوان دادن به جامعه برای پیوستن به این مبارزه، اتحاد و همبستگی و افشا و برملا کردن عوامل مزدوران رژیم است.