ایران در سالی که گذشت! – محمد آسنگران

مقالات

پرسش: در سالی که گذشت علیرغم وجود کرونا مبارزات مردم بر علیه رژیم اسلامی بیوقفه ادامه داشته است. در کنار این واقعیت، زندگی و معیشت مردم چند برابر به زیر خط فقر رانده شده است. ارزیابی شما از وضعیت اقتصادی جمهوری اسلامی در سال گذشته چیست؟
آسنگران: اینکه شرایط اقتصادی در ایران کلا با بن بست های جدی مواجه شده است روشن است و استدلال زیادی نمیخواهد. نه تنها ما، بلکه خود جناحهای جمهوری اسلامی هم این را تایید کرده اند. مشکل اقتصادی در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی راه حل اقتصادی ندارد. زیرا ریشه و علت اصلی مشکل اقتصادی در ایران سیاسی است. بنابر این تا وقتیکه مانع سیاسی یعنی خود جمهوری اسلامی وجود دارد، امکان رشد و توسعه اقتصادی در همین چهارچوب بورژوایی هم ممکن نیست. این یک اصل پایه ای مشکل اقتصاد در جامعه ایران است.
اگر این اصل پایه ای را بپذیریم آن وقت ارزیابی از شرایط اقتصادی جمهوری اسلامی هم باید بر محور همین اصل توضیح داده شود. روشن است که با سیستم و قوانین اسلامی و حاکمیت رژیم برآمده از جنبش اسلام سیاسی راه ورود اقتصاد ایران به بازار جهانی سرمایه مسدود شده است. نه تنها ایران با این اقتصاد به بن بست رسیده و توسعه نیافته، بلکه هر قدرت اقتصادی دیگری هم در جهان نتواند بخشی از بازار جهانی سرمایه باشد عملا امکان و توان رقابت و حفظ و گسترش خودش را نخواهد داشت. بنابر این مشکل اصلی و پایه ای جمهوری اسلامی اقتصاد است و راه حل اقتصادی در رژیم کنونی هم یک غیر ممکن است. این آن بن بست لاینحلی است که جمهوری اسلامی با تغییر سیاست اقتصادی یا تغییر سیاست این و آن دولت در مورد چگونگی سازمان دادن اقتصاد، امکان حل آنرا ندارد.
بر بستر چنین معضل و چنین شرایطی است که با وجود انواع سیاستهای اقتصادی دولتهای مختلف در چهار دهه اخیر، هیچ راه حل اقتصادی ای برای برون رفت از این بن بست نتوانسته است کار ساز باشد.
علاوه بر این و بر بستر چنین معضل سیاسی و پایه ای، دزدی و فساد سر تاپای این حکومت را فراگرفته و هر روز پرونده های دزدی و فساد میلیاردی علنی میشود. مقامات جمهوری اسلامی وسیعا و در همه سطوح بطور سیستماتیک دست به چپاول اموال مردم زده اند. بگونیکه دزدی و فساد مقامات ریز و درشت حکومت، ابعاد غیر قابل تصوری به خود گرفته است. تا دیروز بحث دزدی و گم شدن دکلهای نفتی و رشوه های میلیونی و سلطانهای سکه و طلا و… بود، امروز جنگل خواری و زمین خواری و دریا خواری و کوه خواری و معدن خواری و…. به آن اضافه شده است. همگان اذعان دارند چند هزار نفر آخوند و سرداران سپاه و مقامات دولتی و آقا زاده ها کل اقتصاد ایران را در دست گرفته و در ابعاد میلیون و میلیارد دلاری در حال چپاول و غارت مردم هستند.
علاوه بر این غارتگری سیستماتیک، تحریمهای اقتصادی مزید بر علت گردیده و باعث شده است که کل اقتصاد ایران به حالت ورشکستگی برسد و هزاران کارخانه و کارگاه تولیدی و خدماتی بسته شده و دهها هزار کارگر بیکار شده اند. تورم افسار گسیخته کل جامعه‌ و اقتصاد ایران را به کام خود کشیده است. قدرت خرید خانواده های کارگری و مردم تحت ستم چندین برابر به زیر خط فقر سقوط کرده است. حد اقل دستمزد کارگران چیزی حدود پنج برابر زیر خط فقر تعیین شده است. با گسترش این شرایط در اقتصاد سرمایه داری بازار آزاد، عملا بازار کار در ایران به بازار برده داری مدرن شباهت زیادی پیدا کرده است. ما اکنون شاهد این واقعیت تلخ هستیم که چیزی حدود 93 درصد نیروی کار در ایران با قرار داد موقت و سفید امضا کار میکنند. قرار دادهای دائمی به حدود 7 درصد سقوط کرده است.
قیمت روز افزان ارز و تسلط بازار فساد و دزدی سیستماتیک و اقتصاد رانتی، کل اقتصاد ایران را از نفس انداخته است. بخش کوچکی از حاکمان و سرمایه داران که کمتر از یک درصد هستند تمام شریانهای اقتصادی ایران را در کنترل خود گرفته و با قدرت قهریه و زندان و شکنجه و شلاق و کشتار و استبداد آشکار، فقر بینهایت را به جامعه تحمیل کرده اند. این خلاصه ای از اوضاع و تصویر اقتصادی ایران است.

پرسش: در سال گذشته صدها اعتصاب کارگری کوچک و بزرگ بوقوع پیوسته، جنبش کارگری را در چه وضعیتی میبینید؟
آسنگران: جنبش کارگری در دوره حاکمیت سیاه جمهوری اسلامی از مراحل مختلفی عبور کرده است. از دوره گسترش تشکلهای شورایی در سالهای 58 و59 تا در هم شکسته شدن این شوراها و اراده کارگری با سرکوب خشن و کشتار فعالین کارگری و زندانی کردن بخش وسیعی از رهبران کارگری در دهه شصت، از دوره رکود نسبی این جنبش در دهه هفتاد تا کمر راست کردن و آغاز تحرک کارگری در اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد تا سرکوب دوباره این جنبش درنیمه دوم دهه هشتاد شمسی و عروج دوباره این جنبش در دهه نود سیر افت و خیز جنبش کارگری را بیان میکند.
جنبش کارگری در نیمه دوم دهه نود در شرایط سخت و نابرابری وارد جدالی سنگین و موثر با سرمایه داران و دولت آنها شده است. این جدال همچنان ادامه دارد. ویژگیهای این دوره جنبش کارگری را میتوان در چند سطح بررسی و ارزیابی کرد. برخلاف بسیاری از تحلیلها و بررسیهای تا کنونی، موقعیت جنبش کارگری را در شرایط سیاسی فعلی جامعه ایران نمیتوان فقط با مولفه مبارزات در محل کار توضیح داد. زیرا این وجه از جدال کارگر و سرمایه دار فقط یک گوشه و یک وجه این مبارزه است. که بسیاری آنرا با فرمول تدافعی یا تعرضی بودن، این جنبش توضیح داده اند.
اولین مسئله این است که جنبش کارگری را باید در بطن جامعه ای مورد بحث قرار داد که یک جنبش عظیم به ابعاد کل ایران برای سرنگونی جمهوری اسلامی به پا خواسته است. این جنبش علیرغم افت و خیزی که داشته است همچنان در جریان است. کارگر قبل از اینکه عنصری در محل کار و تولید باشد، یک موجود اجتماعی است. یک طبقه اجتماعی است و این طبقه تاثیراتی از جامعه میپذیرد و تاثیراتی بر روندهای سیاسی جامعه میگذارد. وقتیکه جنبش اعتراضی سال 96 و98 را میبینیم اساسا نیروی فعاله آن نیروی کار و کارگرانی بودند که علیه فقر و برای آزادی وارد جدال سختی با جمهوری اسلامی شدند.
همین کارگران که در خیابان وارد جنگ و گریز با نیروهای سرکوبگر شده بودند و در راس مبارزه مستقیم سیاسی و سرنگونی طلبانه بودند ، در محل کار با تاکتیک دفاع از معیشت و حقوق کارگری مشغول اعتصاب و اعتراض و شکایت از کارفرما و مذاکره با دولت و مجلس و دادگاه وغیره میشدند. بنابر این مبارزه کارگری و جنبش کارگری در جامعه ایی مانند ایران ویژگیهایی دارد که با جنبش کارگری در جامعه ای مانند اروپا متفاوت است.
آگاهی کارگر امروز ایران و سیاست حاکم بر جنبش کارگری ایران بطور چشمگیری چپ و آزادیخواهانه است. این مبارزات به معنای متداول آن در جهان تنها برای تحمیل رفرم و اصلاحات نیست. زیرا کارگران میدانند رفرم در این سیستم حاکم اگر غیر ممکن نباشد، امکان موفقیتش بسیار کم است. اما ادامه این مبارزات و دستاورد آنرا اساسا باید در چهار چوب آمادگی بیشتر و کسب تجربه و آگاهی طبقاتی دید. چنانچه اکنون جنبش کارگری ایران اساسا ماهیتی ضد استثمار و ضد تبعیض بخود گرفته است. بیان سیاست ضد سرمایه داری در قطعنامه ها و سخنرانیها و آژیتاسیونهای فعالین و رهبران کارگری در خیابان یا محل کار از ویژگیهای برجسته جنبش کارگری ایران است. کمونیسم و چپگرایی در جنبش کارگری یک گرایش قوی و معتبر است. ابراز وجود جنبشی این گرایش علنی و به شکل برجسته ای در همه ابعاد جامعه قابل مشاهده است. شعار اداره شورایی جامعه و مخالفت با هر نوع تبعیض و نابرابری، یکی از ویژگیهای جنبش کارگری ایران است. بنابر این فضای ضد سرمایه داری تا آن حد در ایران گسترده و قابل روئیت است که به فرهنگ بخشی از جامعه تبدیل شده است.
با این حال هر نوع تشکل و سازمان و کار منظم و تشکیلاتی هدف دار در جنبش کارگری، با سرکوب خشن نیروهای حکومتی روبرو میشود. اما در همین شرایط خفقان و سرکوب، جنبش کارگری راه مبارزه و حق خواهی خود را پیدا کرده است. گرایش رادیکال و چپ درون این جنبش با فرهنگی مدرن و برابری طلبانه کل جنبش کارگری را تحت تاثیر قرار داده و در همه مبارزات کارگری در مراکز کار و محل زیست نقش برجسته ای ایفا میکند.
وجود قوی این گرایش چپ و ضد سرمایه در ایران غیر قابل انکار است. بر بستر چنین تحولاتی ما در همین چند سال اخیر شاهد عروج بخش قابل توجه و روشنی از فعالین و رهبران کارگری بوده ایم که خود را در کمپ چپ جامعه میدانند و ضدیتشان با مناسبات سرمایه داری و نظام حاکم امیدواری به رهایی کل جامعه از این برزخ را بیش از پیش برجسته کرده است.
این صف کارگران پیشرو و رهبران فعالین کارگری شاید قبلا کسی از وجود آنها و توان و کاردانیشان خبر نداشت. نمونه طیف قابل توجهی از این رهبران را ما در هفت تپه دیدیم. بر همین اساس میتوان تصور کرد که هزاران فعال و رهبر کارگری لایق در جنبش کارگری پرورش یافته اند و از اوضاع سیاسی ایران و جهان مطلع و در زیر پوست این طبقه در حال گسترش نفوذ خود هستند.
بورژوازی ایران چه حاکم و چه اپوزیسیون نگرانی و ترس مشترکی از قدرت این جنبش و دایره نفوذ و گسترش آن بنمایش گذاشته اند. ترسشان از این رهبران و فعالین کارگری است که بدون شک میتوانند به عنوان رهبری کل جامعه ایران و جنبشهای اعتراضی در ایران عروج کنند. ضدیت جمهوری اسلامی با کمونیسم و مارکسیسم از همینجا ناشی میشود. نیروهای راست و بورژوایی اپوزیسیون هم عینا همانند رهبران و مقامات جمهوری اسلامی و سرمایه داران حاکم در ایران، همین نگرانی را بیان کرده و نفرت خود را از چپ و رهبران لایق کارگری بیان داشته اند. به همین دلیل تلاش میکنند هر نوع چپگرایی و رادیکالیسمی را مورد تعرض قرار بدهند. ما بارها تاکید کرده ایم که بورژوازی ایران چه حاکم و چه اپوزیسیون ماهیتی تا اعماق ضد کمونیست و ضد آزادی و ضد برابری را نمایندگی میکنند. ضدیت آنها با کمونیسم و چپگرایی ویژگی طبقاتی و جنبشی آنها را نشان میدهد که بخشی از ماهیت و هویت آنها است.