به زیر پرچم اول ماه مه روز همبستگی طبقه کارگر – سمکو نوری

کارگری

اول ماه مه، روز اعلام همبستگی جهانی طبقه کارگر در راه است. روزی که بورژوازی جهانی ناظر رژه صدها میلیونی گورکنان خویش است. در این روز طبقه کارگر با فریاد رسا و با اعتماد به نفسی که در خور این طبقه است به بورژوازی و مدافعینش اعلام میدارد که صف ما از همه استثمارگران و سرمایه داران مفتخور جدا بوده و در نقطه مقابل انها است. مارش اول ماه مه، روز اعلان یک پیام روشن و صریح به بورژوازی است که ما و بورژوازی به دو دنیای متفاوت و متضاد تعلق داریم. دنیای کارگران که این جهان را با تمام امکاناتش ساخته است و دنیای سرمایه داری و نظام استثمارگر آن که جهان را به بند کشیده است. نظام سرمایه که حاکمیتش را مدیون وحشیانه ترین و کثیف ترین سرکوبها است، پیشرفته ترین امکانات و ابزار را در سرکوب سیستماتیک این طبقه به خدمت میگیرند، هزینه های میلیاردی را در گلوی دستگاه تحمیق و خرافه علیه پرولتاریا فرو میریزند، برای پرولتاریا ملیت و جنسیت و نژاد و مرزهای “مقدس ملی” اختراع کرده و میکنند، صدها هزار رسانه و ابزار سرکوب را به خدمت میگیرند تا این طبقه به جای منافع مستقل خود به دین و آخوند و شاه و دمکراسی و پارلمان و صندوق رای و نه انقلاب کارگری و سوسیالیسم، گرایش پیدا کنند، سرکوبگران و استثمارکننده گان پرولتاریا را خادمان و خدمت گذاران فراطبقاتی جامعه قلمداد کنند، آب تقدس بر استثمار و بندگی و بردگی مزدی بریزند، اما با این حال، خود از اعلام به میدان آمدن پرولتاریا در این روز، در هراس هستند. اول ماه به این معنی روز هراس بورژوازی از این طبقه نیز است.
همانطور که انگلس گفت “پرولتاریای انگلیس با پرولتاریای هند منافعش نزدیک است تا با سرمایه دار انگلیس”، مارش جهانی اول ماه مه در مقابل چشمان وحشت زده بورژوازی نقاب از چهره سیاستهای کثیف آنها، همچون مرزهای ساختگی، مقدسات و ادیان، ملیت و نژاد، دمکراسی و پارلمان و شاه و خدا میگیرد و داغ ننگ و رسوایی بر پیشانی همه انها میکوبد و منافع جهانی این طبقه را به نمایش میگذارد. اول ماه مه پیام این طبقه جهانی علیه نظام سرمایه داری است. طبقه کارگر در هر کجای این جهان به جز بنیان نهادن سوسیالیسم و کمونیسم راه دیگری جهت رهایی از بند بردگی مزدی ندارد و برای نیل به این هدف به جز نیروی عظیم طبقاتی خویش نمیتواند به چیز دیگری متکی باشد.
اول ماه مه در ایران تحت حاکمیت سرمایه داری اسلامی نیز از این قاعده مستثنی نیست. طبقه کارگر ایران، تحت اختناق و سرکوب وحشیانه، تحت حمایت جهانی بورژوازی و چشم پوشی دول غربی همپالگی رژیم اسلامی از کشتار بی وقفه، اول ماه مه را گرامی می دارند، و به عناوین مختلف پرچمش را به اهتزاز در می اورند. رژیم جنایتکاران اسلامی طی بیش از چهار دهه در ایران، استثمار و فلاکت اقتصادی را به موازات سرکوب وحشیانه و خونین پیش برده اند، اما نه تحمیل برده وار شرایط فروش قوه کار و نه سرکوب وحشیانه و خونین توانسته است این طبقه را از جدال و پیشروی باز دارد. اسلحه زنگار بسته فریب و تحمیق، هزینه های میلیاردی سرکوب و اختناق، زندان و شکنجه و اعدام دود شد و به هوا رفته است.
موج عظیم اعتراض و اعتصاب اردوی کار مزدی در ایران صف درهم شکسته رژیم را دچار سردرگمی و یاس کرده و هرکدام را به سویی پراکنده است. بحران سیاسی، اقتصادی، حکومتی و ایدئولوژیک از سرو کول رژیم اسلامی سرمایه بالا میرود و دول بورژوازی جهانی ادامه تحمیق و فریب و فوق سود از طبقه کارگر در کشورهای “خود” را به رام کردن و ابقاء هیولای اسلامی در ایران یا مضحکه “گذار آرام” از سرمایه دار عمامه دار به تاجدار اما ابقاء نظام سرمایه داری گره میزند. هم رژیم اسلامی و جناحهایش و هم بورژوازی جهانی راهی برای برون رفت از وضعیت کنونی ندارند.
در سالهای گذشته شاهد ان بودیم که هر تلاشی از داخل رژیم برای اصلاح این هیولای اسلامی، با هر تفاوتی، غرب را پشت ان بسیج کرد. پروژه های مرده “اصلاحات اقتصادی، اصلاحات سیاسی”، جنگ و جدال درون خانوادگی بورژوازی در ایران را تا اتاق خواب سران دول اروپا برد، تلاش کردند اعتراضات و خیزشها را به یکی از جناحها مربوط کنند و نهایتا “راه حلی” در همان چهار چوب رژیم یا جناحی از رژیم به جامعه معرفی کنند. این تحریفات و خاک پاشیدن ها به چشم طبقه کارگر و اکثریت استثمار شده ایران، هم از جانب رژیم و هم دول غربی ترس از به وقوع پیوستن یک کابوس واقعی بود، کابوس به میدان آمدن این طبقه و صف کشیدن در مقابل ارتجاع داخلی و حامیان خارجی آن. باید گفت سرمایه دار انگلیس منافعش به سرمایه دار ایران نزدیک است تا به کارگر انگلیس.
رژه کارگران هفت تپه، فولاد، هپکو، پتروشیمی ها، بازنشسته ها، معلمان، پرستاران، کارگران مرزی (کولبر و سوخت بر)، خیزش های 96 و 97 و 98، سنگربندی های خیابانی، به آتش کشیدن نهادهای سرکوب و تحمیق و دست بردن به اسلحه، بخش کوچکی از مختصات کابوس مرگی است که رژیم اسلامی سرمایه و حامیان آنها را در خود فرو برده. به میدان آمدن اقشار طبقه کارگر در همین سطح از سازماندهی و تشکل، خواب از چشم رژیم اسلامی و جناحهایش و همچنین دول حامی این رژیم هار و خون ریز گرفت و معادلات آنها را بهم ریخت. تحرک رژیم و جناحهایش، تحرک اپوزیسیون دست راستی با پروژه های اخته یکی پس از دیگری به میدان آمدند تا اعتراض به فقر و فلاکت را با آن به انحراف بکشانند. اما اعتراض و اعتصاب اکثریت استثمار شده ایران پرده از سیاستهای کثیف و پروژه های تحمیل عقبگرد به این خیزش انقلابی برگرفت. رژیم اسلامی با چماق سرکوب و اختناق سیاسی و پلیسی سعی در تحمیل عقبگرد داشت و بموازات آن اپوزیسیون بورژوایی رژیم با پروژه های بی ریشه و نامربوط سعی در خارج کردن سیر رو به رشد خیزشهای انقلابی از مسیرخود را داشته و دارند.

رفقای کارگر!
مبارزه و اعتراض و اعتصابات، صف مستقل طبقاتی، تشکل و سازماندهی، مبارزه یکپارچه و بدور از سیاستهایی که اتحاد و یکپارچگی طبقاتی را تضعیف میکند با چشم انداز سرنگونی انقلابی سرمایه داری و افقی روشن که به سوسیالیسم و رهایی از بند اسارت اقتصادی این نظام منجر شود مسیری است که تا به امروز به بخشهایی از ان جامه عمل پوشانده شده و برخی از وظایف این مسئولیت تاریخی بر روی میز است. چشم جامعه به فقر کشیده شده و در بند این نظام به شماست. چشم بورژوازی و نظامش هم به شماست. از رژیم اسلامی گرفته تا اپوزیسیون بورژوایی ایران تلاش میکنند که این طبقه را به مسیر منافع طبقه سرمایه دار هدایت کرده، یا در سیر رو به پیش بر سر راه ان موانعی ایجاد کنند، یا بخشی از انها را جدا کرده و به سرابی تحت هر عنوانی دل خوش کند، یا با وعده و وعید از ادامه راه منصرفش کنند. صف مستقل، متحد و متشکل و آگاه طبقه کارگری که افقش رهایی از بند استثمار و بردگی مزدی نظام سرمایه داری باشد تمام این خاشاک و کثافات بورژوازی را که از اطراف به سمت ان پرتاب میشود از سر راه برمیدارد. این از تاثیرات اعتصاب و اعتراض و به میدان امدن شما رفقای کارگر بود که با شروع اعتراضات خیابانی، جوانان در شیراز سنگر گرفتند و فریاد زدند “اینجا شیراز است، ما اعتصاب کردیم و دولت باید تسلیم این مردم شود”. حضور طبقه کارگر در معادلات سیاسی دست بورژوازی را از دخالت در این وضع و تحمیل عقبگرد به خیز برداشتن این طبقه کوتاه میکند، طبقه ای که افقش روشن و بی تخفیف است. شما رفقای کارگر طی چند سال اخیر و علی الخصوص با تلاقی اعتصابات کارگری با خیزش توده ای چشمه ای از این تاثیرات حضور بخشی از طبقه کارگر در ایران را به بورژوازی حاکم و بورژوازی در اپوزیسیون نشان دادید. اعتصابات روز افزون کارگری در اقصی نقاط ایران اعتماد به نفس جنبش برای به زیر کشیدن رژیم را بالا برد و به ان عمق دیگری بخشید.
رفقای کارگر!
ما بخشی از اردوی بی شمار کار هستیم. واقعیات جهان سرمایه داری، جنگ و خون ریزی ها، سازمان دادن گروههای تبهکار کنترا، از اسلامی و غیره اسلامی ان، آلترناتیو سازیهای بی ریشه و نامربوط، جنگ و صلح و لشکرکشی نظامی بخشهای مختلف سرمایه داری له و علیه هم، همه و همه جنگی برای تحمیل زندگی برده وار به این طبقه و این اردوی بی شمار کار است. رژیم قاتلان اسلامی سرمایه در ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. اعدام، شکنجه، سربه نیست کردن، کشتارهای به قدمت عمر ننگین این رژیم از کارگران و مردم استثمار شده، به عزا نشاندن خانواده های کارگران همه و همه برای تحمیل بی حقوقی هر چه بیشتر به این طبقه و ساکت نگه داشتنش در قبال این وضعیت است.
ما کارگران میتوانیم و باید یکی از حلقه های ضعیف سرمایه داری که رژیم ادمکشان اسلامی است را با دست و فکر مسلح به منافع این طبقه به گورستان تاریخ بسپاریم. جامعه این وظیفه را به عهده ما کارگران گذاشته است. در اثنای خیزش انقلابی در دی ماه96 بر روی دیواری در تبریز شعاری به این مضمون نوشته شده بود، “کارگر! زنده به کار تو ایم!”، در تهران گفتند فرزند کارگرانیم کنارشان میمانیم، در جایی دیگر گفتند “جمهوری اسلامی نابود باید گردد”، اسماعیل بخشی یکی از رهبران کارگری گفت “آلترناتیو ما شوراهای کارگری است”. اینها بخشهایی از فریاد یک طبقه است که باید بهم وصل شوند، متحد و سازماندهی شوند. با اعتقاد به این قدرت و این توان عظیم طبقاتی به میدان بیاییم، رهایی از بند استثمار را با سایر رفقای کارگر در اقصی نقاط ایران فریاد بزنیم، پیام همبستگی و اتحاد به سایر اقشار طبقه کارگر ایران و جهان بفرستیم و خود را برای جنگ نهایی آماده کنیم، و اول ماه مه روز همبستگی جهانی طبقه کارگر که به رژیم اسلامی تحمیل شده را هرچه باشکوه تر برگزار کنیم.

اشکها را خشک کنیم! نهراسیم، مسلح شویم! نهراسیم، برخیزیم!
به پیش به زیر پرچم سرخ اول ماه مه روز همبستگی طبقه کارگر
زنده باد اول ماه مه!
زنده باد کمونیسم!