اول ماه مه روز جهانی کارگر – ضرورت همبستگی طبقاتی کارگران – پدرام نواندیش

کارگری

اول ماه مه روز جهانی کارگر از راه می رسد. کارگران در اقصا نقاط جهان برای برگزاری پر شکوه این روز ، دست به کار شده اند.اهمیت روز جهانی کارگر و نحوه برگزاری آن، بیانی از توازن قوای طبقاتی در جوامعی است که سرمایه داری به عنوان طبقه حاکم، قدرت سیاسی را در دست دارد . کارگر به عنوان شهروند در جامعه و یک انسانی که حق دارد،خودش را در سیاست و فرهنگ و در قوانین به عنوان یک طبقه اجتماعی معرفی می کند.

به لحاظ تاریخی اگر به ابتدای سرمایه داری و قرن های هفدهم و هیجدهم بازگردیم،به رفتارهایی برده وار با کارگران مواجه می شویم. کارگران مطلقا دارای هیچ حقی نبودند. حتی در سیاست هم حقی نداشتند. حق رای مربوط به طبقات دارا،اشراف و صاحبان املاک و ثروتمندان جامعه بود. کارگران،زنان،رنگین پوستان از بسیاری حقوق اجتماعی محروم بودند . آزادی به عنوان حق طبقات فرادست جامعه تعریف و بازتولید می شد. (دمکراسی هنوز هم اینجوری است. دمکراسی تعریف آزادی از دید بورژوازی است. عبارت دمکراسی با آزادی جایگزین شود)

معنا پیدا کردن حقوق شهروندی،هدیه نظام سرمایه داری به طبقات فرودست جامعه نیست. بلکه حاصل مبارزات وسیع و تلاشهایی است که صورت گرفته است. جنبش های مختلفی به میدان مبارزه آمدند. کارگر چه به عنوان یک طبقه و چه به عنوان شهروند جامعه، نقش جدی و تاثیر گذاری داشته است. با رجوع به تاریخ می توان چنین استنتاجی کرد که بشر هر نوع دستاوردی داشته است،دستاوردهایی که تا کنون برابری و حقوق انسانها را چه فردی و چه اجتماعی تضمین کرده است،همگی چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیر مستقیم حاصل مبارزات سوسیالیستی طبقه کارگر است و به جنبش سوسیالیستی طبقه کارگر باز می گردد.برخلاف اقشار اجتماعی دیگر،طبقه کارگر صرفا برای مطالبات خودش مبارزه نکرده است،چرا که مطالبات جنبش کارگری،پرچم هایی که این جنبش برافراشته،نهایتا به رفاه جامعه منجر شده است در حالی که مبارزات طبقات دیگرصرفا برای آزادی خودشان بوده است. نمونه آن جنبش های ناسیونالیستی است که وقتی می خواهد مبارزه کند،چه علیه استعمار و یا علیه اشغال یک کشور،پیروزی اش،آزادی خودش است و بعد از کسب پیروزی،تقسیم جامعه به طبقات فرادست و فرودست،بازتولید شده و تدوام پیدا می کند. در مقابل وقتی کارگران برای افزایش دستمزد و یا حق بیمه ،بیمه های درمانی،حق آموزش و …مبارزه می کند و اینها را به قانون تبدیل می کند،این دستاوردی می شود برای تمام جامعه و به این اعتبار جنبش سوسیالیستی و مبارزه کارگری همیشه لنگر آزادی و رفاه جامعه بوده است.

مبارزه طبقاتی،مبارزه جنبش کارگری و به طور معین مبارزه جنبش سوسیالیستی هنگامی اهمیت پیدا می کند که در صدد پاسخ به این سئوال بر آئیم که منهای آن اقلیت دارا و صاحب بیشترین مالکیت های اجتماعی ،آن اکثریت شهروندان جامعه،اقشار مختلف که رابطه آنها با اقتصاد،با سیاست در لایحه های مختلفی قرار می گیرد و به این اعتبار حق و حقوقشان ،موقعیت و حرمتشان محدود می شود،اینها در کجا قرار می گیرند؟

سمبل تاریخی مبارزه جنبش کارگری،اول ماه مه است.روزی که کارگران میخواهند این را نشان دهند که یک طبقه جهانی هستند.حرف شان،دردشان مشترک است . با سرمایه داری به عنوان یک نظام طبقاتی و ضد بشری و به عنوان یک دشمن مشترک روبرو هستند. نه شاهی تاج گذاری می کند،نه مذهبی می آید و نه ملتی پدید می شود بلکه به ناسیونالیسم و مذهب و قوم پرستی ،به عقاید و ایدئولوژی های خرافی طبقات حاکم در این روز نه می گویند.

ضرورت وجودی جنبش کارگری برای آزادی بشریت از هر نوع انقیاد سیاسی،اقتصادی،فرهنگی و غیره است که بشر تاریخا آنها را متحمل شده است. اینگونه است که اول ماه مه از روزی که آغاز می شود،با قتل و عام و اعدام و ریختن خون کارگران و رهبران کارگری از سوی دستگاه سرکوب طبقه حاکم همراه بوده و تا همین امروز ادامه داشته است. هنوز با این مسئله مواجه هستیم که تشکیل سازمانهای کارگری یا ممنوع هستند و آنجا ها هم که ممنوع اگر نباشد،دولت سرمایه در صورت احساس خطر،به وضع قوانین ویژه و قوانین ضد اعتصاب دست می زند.با این ویژگی کارگر و جایگاهی که به عنوان یک طبقه در اقتصاد سیاسی جامعه داردو به اعتبار آن می تواند منشاء تغییر باشد،بورژوازی و دولت های آنها تلاش می کنند که روز اول ماه مه را یا به رسمیت نشناسند و یا اگر مجبور به آن شوند،آن را دفورمه اش کنند و رنگ دیگری به آن بزنند. رنگ مذهبی به آن بزنند و یا قومی و ناسیونالیستی اش کنند . به این ترتیب از واقعیت وجودی اش که نفی وضع موجودو برای اتحاد بین المللی طبقه کارگر ویک انقلاب کمونیستی است،عاری اش بسازند.

در ایران رژیم اسلامی سرمایه داران بنا بر ماهیت مناسبات سرمایه داری در کشورهایی مثل ایران که مبتنی بر استبداد خشن و اختناق عریان است،همواره تلاش کرده است تا مانع از اعتراض بخش های مختلف جامعه شود باز تولید رابطه کار و سرمایه بر پایه تامین نیروی کار بشدت ارزان،مستلزم وجود دولتی است که بی حقوقی و اختناق را بر اکثریت جامعه اعمال کند . چنین مناسبات ضد انسانی لزوم دولتی سرکوبگر را برای سرمایه داران الزامی می سازد و دستگاه سرکوبگر جمهوری اسلامی از ملزومات اعمال حاکمیت سرمایه داری ایران است. بیش از 42 سال است که اختناق و بگیر و ببند را علیه کارگران و توده کارکن جامعه سازمان داده اند . فعالین کارگری و رهبران کارگری را کشتند و یا در سیاه چالهای رژیم اسلامی به بند کشیده اند. رژیم اسلامی سرمایه داران موج دستگیری و بگیر و ببند رهبران وفعالین کارگری و هر آن کسانی که در کار سازمان دادن این روز هستند را تشدید می کند.دستگاه سرکوبگر رژیم اسلامی تلاش می کند این روز را پلیسی و امنیتی ساخته و به فعالین کارگری حمله می کند، احکام زندان و شلاق صادر می کند،و موج وسیع اعدام ها را براه می اندازد و به هر جهت سعی اش از سر گذراندن این روز و مناسبتهایی مثل این روز است که نمایانگر ابراز وجود سیاسی جنبش طبقه کارگر و چپ در جامعه است.

یورش به سطح معیشت کارگران و تحمیل دستمزدهای چند برابر زیر خط فقر!
نهاد ضد کارگری و دولتی – کارفرمائی موسوم به «شورای عالی کار» در ادامه سیاست تحمیل فلاکت اقتصادی به طبقه کارگر، افزایش حداقل دستمزد برای سال 1400 را 26 درصد اعلام کرد. اعلام 26 درصد افزایش حداقل مزد برای کارگران و میلیونها توده کارکن جامعه در حالی است که مطابق آمارهای اعلامی از سوی اداره آمار رژیم اسلامی،نرخ تورم بالاتر از 47 درصد اسمی از سوی این سازمان دولتی اعلام شده است. دولت اسلامی 26 درصد افزایش دستمزد را اعلام کرد که با توجه به تورم واقعی و گرانی سرسام آور و آزاد شدن قیمت کالاهای اساسی، دستمزد پایه و حداقل کارگران بطور واقعی در قیاس با سالهای گذشته کاهش شدیدی داشته است. به عبارتی دستمزد سال گذشته و امسال براساس آمارهای بانک مرکزی چهار برابر زیر خط فقر رسمی است.

تعیین حداقل دستمزد کارگران در شرایطی که بورژوازی دولت را به عنوان ابزار سرکوب طبقاتى در اختیار دارد، و نیز در نبود تشکل های قدرتمند و مستقل کارگری، تنها تامین منافع طبقه حاکم را در دستور خود قرار داده است. این مکانیسم قرار است بورژوازی را در تامین نیروی کار هر چه ارزان تر حمایت کند. در این مکانیسم تعیین دستمزد، سرمایه داری خلاف آن ادعاهای پوچش، در نبود نمایندگان واقعی کارگران، خود به تعیین بهای کالائی می پردازد که قرار است به اصطلاح آن را خریداری کند. نیروی کار طبقه کارگر آن کالای مورد خریداری سرمایه داران است که در پروسه کار و استثمار٬ تمام هستی و ثروت بورژوازی و هزینه دم ودستگاههای عظیم بوروکراتیک و دولت و کلیسا و مسجد و رسانه ها از آن تامین میشود.

با اعلام دستمزدهای سال 1400 جدال برسر افزایش دستمزد بپایان نرسیده است. کارگران این را می گویند که این دستمزد را قبول ندارند و به مصوبه نهاد ضد کارگری «شورایعالی کار» نه می گویند. این قانونی نوشته شده توسط ارگان هایی است که در دست سرمایه داران و دولت اسلامی آنها است. اما قانون واقعی و ننوشته را همواره تناسب قوای طبقاتی تعیین میکند.

راه حل کارگران پیشرو در جدال طبقاتی !
راه حل بیشتر مدافعین وضع موجود فراتر از جمهوری اسلامی نخواهد بود. آنها نیز اگر شریک در قدرت سیاسی جمهوری اسلامی شوند، علیرغم هرگونه پسوند و پیشوند دمکراتیک و جمهوریخواه و ملی و غیره، به حکم دفاع قاطعشان از مناسبات سرمایه داری شرایط برده وار زندگی کارگران را تدوام خواهند بخشید. اما مردم کارگر و توده کارکن جامعه هیچ منفعتی در تداوم وضع موجود و بقای حکومت مرتجع اسلامی نداشته و نخواهند داشت. مردم آزادیخواه ایران رای شان سرنگونی حکومت اسلامی و برقراری یک جامعه آزاد و مرفه و انسانی است. اما مدافعین خجول رژیم به همراه جناحهای جمهوری اسلامی، رای شان حفظ وضع موجود و «اصلاح» رژیم آدم کشان اسلامی است. کارگران در کاخانجات و مراکز کار به اعتراض و اعتصاب دست می زنند، اما اصلاح طلبان اسلام زده در اپوزیسیون از لغو نظارت چند آخوند بر مضحکه انتخابات که مانع شراکت آنها در قدرت شده سخن میگویند یا از پروژه دیگری رونمایی میکنند که مناسبات حاکم را دست نخورده باقی بگذارد، به عبارتی کارگر ارزان کار کند وخاموش بماند، آنها نیزبه قدرت بخزند. جدال گاه آشکار و گاه نهان این دو صف اکنون بیش از هر زمان دیگری آشکار و عریان است. اگر اول ماه مه امروز اهمیت دارد،دلیلش وجود جامعه طبقاتی است. صف ما کارگران و توده های کارکن جامعه، به تمام اشکال جمهوری اسلامی و نظم سرمایه داری و به تمام مضحکه های آنها «نه» می گوید.