سیر تکوین مبارزاتی جنبش زنان،کیفر خواست عظیم علیه سرمایه داری – نسرین رمضانعلی

زنان

پرسش: هشت مارس را به شما تبریک میگویم. علیرغم محدودیتهایی که کرونا به مبارزات و اعتراضات مردم تحمیل کرده است، اعتراضات زنان در عرصه های مختلف در یکسال گذشته ادامه داشته است. وضعیت اعتراض زنان را شما در چه سطحی میبنید و چه مطالبات و خواسته هایی در مرکز مبارزه زنان مطرح میباشد؟

نسرین رمضانعلی: بیش از یک قرن از ثبت این روز میگذرد، که البته باید گفت به یمن مبارزات قرنها زنان علیه مناسبات پوسیده، عقب مانده، جنبش زنان علیه فرودستی، برای حقوق برابر در تمامی سطوح پویاست! با این اوصاف ما در قرن 21 متاسفانه همچنان شاهد بیحقوقی زنان در دنیا هستیم. در کشورهای اسلام زده که موقعیت زنان و حقوق زنان فاجعه بارتر است. زنان در این کشورها از ابتدائی ترین حق محروم هستند. حجاب که سمبل و بیرق جنبش اسلام سیاسی است، زندگی برای زنان را تبدیل به جهنم کرده است. در این قرن ما شاهد جنبش عظیمی هستیم که تمام قد از آزادی و برابری و رهائی زن صحبت میکند.
ده ها مبارزه زنان برای رسیدن به خواستها و مطالباتش استکه چنین روزی در تقویمها به ثبت رسانده است. در چنین روزی در ابعادی وسیع و گسترده در سراسر دنیا زنان به میدان آمده و خواستها و مطالبات خود را طرح میکنند.
اگر نگاهی به سیر تکوین مبارزات جنبش زنان داشته باشیم مشاهده خواهیم کرد کیفر خواست این جنبش عظیم علیه سرمایه داری نه تنها سالی یکبار و در 8 مارس بلکه هر روزه و هر لحظه اعلام شده است
با این پیش درامد اکنون من هم به تمامی انسانهای آزادیخواه و برابری طلب که برای تغییر این دنیای وارونه ولو قدمی کوچک برداشته اند تبریک میگوئیم.
برگردم به اصل سوالتان یکسال گذشته از 8 مارس سال گذشته تاکنون وضعیت برای جنبش ازادی زن چگونه بوده است. اگر نگاهی جهانی به این مسئله داشته باشیم و بخواهم کوتاه بگم، قطعا جنبش زنان همچنان پویا برای خواستها و مطالباتش در میدان بوده است. تردید ندارم تغییراتی در این اوضاع به نفع زنان روی داده است و البته بحث ما فکوسی است بر جنبش ازادی زن در ایران و اینکه از سال گذشته تا امسال، اوضاع به چه منوالی پیش رفته است، متاسفانه وقتی به یک سال گذشته مینگریم، پاندمی کرونا نیز یکی از معضلاتی بود که این جنبش با آن دست پنچه نرم کرد و صدماتی غیره قابل جبرانی وارد کرد. فکر کنم در حوصله یک مصاحبه نباشد، اثرات مخرب این پاندمی را بر زندگی زنان بررسی کنیم. بنابرین سعی خواهم کرد به جوانبی از مبارزات و همچنان حضور پررنگ زنان در اعتراضات و خواستها و مطالباتشان داشته باشم. انچه زنان در ایران بعنوان یک معضل با ان رو به رو بودند، حکومتی اسلامی است که جنگ حکومت و زنان، جنگی هر روزه در کوچه، خیابان و خانه بوده است. در سالی که گذشت ما شاهد حضور پرنگ زنان در اعتراضات در سطوح مختلف بودیم. حقوق برابر در ازای کار برابر یکی از خواستهای محوری زنان بوده است. آزادی پوشش، حق حضانت کودکان، حق طلاق، حق سفر در یک کلام جنبش ازادی زن در ایران با خواست حق ابراز وجود به میدان آمده است. این ابراز وجود برابر است با حق طلبی! امروز جنبش برای رهائی زن صدهها رهبر و چهره محبوب دارد، و هزاران هزار شخصیت و چهره شاید فعلا گمنام هستند. اما امر سازماندهی را بر عهده دارند. اعتراضات سال گذشته، از حضور در تمامی این تجمعات تا سخنرانی و مصاحبه و ابراز وجود قوی زنان در سایر جنبشها مثل جنبش دادخواهی، جنبش علیه اعدام، جنبش علیه فقر و بیکاری، ووو خیلی ساده بگوئیم دست روی هر جنبش اعتراضی بگذاری میبینید زنان در صف اولش بودند. به همین دلیل است، رژیم بیشترین تعرض و نیرو را اختصاص داده است که این جنبش عظیم را فلج کند. رد پای این رهبران را در اعتراضات بازنشستگان، معلمان، کارگران، مالباختگان، دادخواهان، برای آزادی زندانیان محیط زیست ووو میبینید سخنگویان و سخنوران و سازماندهنگان زنان هستند.
در ایرانی که زنان از ابتدائی ترین حقوق محروم هستند، میبینیم دهها تشکل مستقل زنان با عناوین مختلف ایجاد شده است. صدهها تشکل و محفل زنان برای مبارزه علیه خشونت بر زنان ایجاد شده است. دهها تشکل اگاهی رساندن و دادن به زنان در حومه های شهرها و محلات کارگری ایجاد شده است. وقتی با هر کدام صحبت میکنید، دنیای از تجربه دارند. نمیتوانیم از جنبش زنان بگوئیم و نگوئیم برای توانمند سازی زنان با کمترین امکانات، چه اقدامات بزرگی را انجام دادند. در این زمینه واقعا کارهای خیلی بزرگی شده است. شاید در حوصله خواننده نباشد. اما اگر بخواهم مفید و مختصر بگوئیم! انچه که جمهوری اسلامی نتوانست پنهان کند، لیدر قریب به اتفاق اعتراضات زنان بودند. اگر بخواهیم بررسی کنیم، باید بگوئیم دست یکایک این قهرمانان را باید فشرد و گفت خسته نباشید! شما در تمامی عرصه حضور داشتید و رهبری و سازماندهی را تامین کردید! قطعا ضعفهای و کم بودهایی نیز بوده است، اما در این روز و به مناسبت این روز تلاش خواهم کرد، جنبه های پیشروی جنبش ازادی زن را بیشتر برجسته کنم. از زنی که قرار بود ماشین تولید مثل باشد، رهبران و سازماندهنگان حرفه ای پرورده شده است، که زمین را زیر پای حکومت متوحش ضد زن اسلامی داغ کرده است.

ترک اعتیاد زنان و ساماندهی زنان در جنبشهای اعتراضی را میبینیم! در ابعاد گسترده شاهد ایجاد محافل و تشکلهای زنان نیز بودیم. در خیابان و اعتراض دیگر بر کسی پوشیده نیست، زنان در صف اول بودند، و میبینیم زنان سازماندهی میکنند، سخنرانی میکنند، به یمن کل این مبارزات این جنبش عظیم رژیمی که میخواست زنان را بردگان خانگی در خدمت مرد و ماشین زاد ولد کند، شکست خورد. خوب دقت کنید، با توجه به اوضاع اقتصادی بد، بحرانی که یقه رژیم را دههاست، گرفته است، اما این جنبش جا پایش را همه جا میبینید. از جنبش برای خواستها و مطالبات خود، جنبش دادخواهی، جنبش علیه اعدام، جنبش اعتراضی مالباختگان، در یک کلام زنان در تمامی عرصه ها حضور داشتند، کافی است نگاهی به اعتراضات پرستاران بیندازیم، اعتراضات معلمان، اعتراضات سراسری برای افزایش دستمزد، اعتراضات بازنشتگان و مستمری بگیریان میبینیم زنان تنها حضور فیزیکی ندارند، بلکه نقش لیدر اعتراضات را بعهده دارند.


سوال: یک بحث قدیمی در باره جنبش زنان این بوده که جنبش زنان یک جنبش واحد است که برای کسب مطالبات زنان در جامعه با رژیم اسلامی در حال جنگ است. با ورود برخی چهره های متعلق به جنبش راست اپوزیسیون به جنبش زنان در سال گذشته این بحث مجددا اوج گرفت و برخی با همین استدلال به دفاع از چهره هایی مانند مسیح علینزاد پرداختند. سوالم این نیست که شما در مقابل این گزایش که اعتقاد به یکسان بودن جنبش زنان دارد چه میگویید؟ آیا جنبش زنان یک جنبش یکدست مطالباتی است و یا اینکه جنبشهای مختلف اجتماعی با نقطه عزیمتهای متفاوت در اعتراضات زنان حضور دارند؟
نسرین رمضانعلی: ببینید جنبش زنان مثل هر جنبشی میشود گفت واحد بودند و گرایشات نیز درون این جنبش است. جنبش زنان نیز از این قاعده مستثنا نیست، برای مثل جنبش سرنگونی یک واژه است، خیلی ها میخواهند جمهوری اسلامی سرنگون شود، آیا سرنگونی انقلابی که من میگویم، با سرنگونی گرایشات دیگر از جمله راست پروغرب ووو میگه یکی است، قطعا چنین نیست . بنابرین جنبش برای ازادی و رهائی زن نیز چنین است. برای بخشی، لغو حجاب پایان مبارزه است، یا فرضا حق طلاق یا حق سفر برایش پایان راه است. من فکر میکنم، برای دستیابی به خواستها و مطالبات زنان مبارزه ای که برحق است باید تقویت کرد و باید زنان به خواستها و مطالبات خود دست یابند، اما این برایمان پایان راه نیست، رسیدن به این خواستها و مطالبات جاده را هموار میکند برای تعرض به کل سیستم و نظامی که بردگان مزدی را با کار ارزان کارگر خاموش سازماندهی کرده است. اگر از یک دنیا عاری از ستم و نابرابری میگوئیم به معنای جامعه ای بدون طبقه است و شهروندان بدور از جنسیت، نژاد، وووو صاحب اختیار خودشان هستند. شهروندان همه حقوق برابر دارند.
با این اشاره کوتاه میخواهم به یک نکته محوری اشاره داشته باشم، فشار عظیم جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی چنان قوی است که تعدادی را به صرافت میاندازد برای گرایش فکری خود نیز تلاش کنند. همانگونه که ما تلاش میکنیم، ارمان رهائی بخش خود را به درون جامعه ببریم و پرچم برابری طلبی را در دست نه تنها رهبران بلکه عموم جامعه بدهیم. این گرایشات نیز سعی و تلاش میکنند. مسیح علی نژاد تا دیروز یواشکی در گوشی با خاتمی صحبت میکرد، و جناحی از حکومت را تا سالها بعد از ورودش به خارج کشور نمایندگی میکرد، وی در کنار علی علیزاده یکی از سران سپاه در خارج کشور سمینار برگزار میکرد، اکنون میداند منفعت جیبش هم جای دیگر است، کنگر خورده لنگر انداخته و از اصلاحگر حکومتی یک نیم چرخی زده و مدال پیمان نوین بر سینه زده است. غرب برای این چهرها هزینه کرده است، سرمایه گذاری میکند. در مقابل هر انسان منصفی این سوال را بگذارید، اگر از دنیا و مافیا هم بیخبر باشد، میگوید کاسه ای زیر نیم کاسه است. چرا این چهره یا آن شخصیت ،مطرح نمیشود، چرا چپ راست دعوتش نمیکنند به برنامه های مختلف و صاحب جایزه های مختلف نمیشود. اینجا از کسی اسم نمیبرم، چون لیست زنانی که شب و رو برای و در عرصه های گوناگون مبارزه کردند کم نیستند و نمیخواهم، یک نفر فکر کند فراموش شده است. پس چرا اینها اسمشان در لیست جوایز نیست! چرا اسمشان وقتی میایید که زیر شکنجه هستند، یا فریاد خانواده هایشان را منعکس میکنند، چون از جان فرزندان دلبندشان میترسند. سرمایه داری مهرهای خودش را تقویت میکند، رهبر میکند، تا رهبران واقعی دیده نشوند. که باید بگوئیم متاسفانه مرعوب شده همین تبلیغات هستند. و واقعا امر بهشان مشتبه شده است، مسیج علی نژاد مبارزتر سایرین بوده است، یا شاید هم تلاش میکنند و فکر میکنند، با حمایت از چنین شخصیتهایی راه بجای ببرنند!
خیلی مفید و مختصر بگویم ما جنبش ماکزیمالیستها به هر درجه قوی باشیم، فشار و قدرت جنبش ما میتواند بخش زیادی را هم صدا کند. اما ما باید حواسمان باشد، زیر سایه این جنبش عظیم مارهایی هم خوابیده اند که فرصت را مناسب بدانند زهرشان را خواهند ریخت! این هشداری به جنبش برای آزادی و رهائی زن در ایران!

ببینید هر گرایشی میخواهد جنبش خود و چهرهای جنبش خود را تقویت کند و به جامعه بشناساند، اکنون اگر ما سوراخ دعا را گم کردیم، باید معضل را جای دیگر جستجو کرد. بنظرم اشتباه محض است، فکر کنیم ما با جنبشی یکدست رو به رو هستیم. فایزه رفسنجانی، معصومه ابتکار، شیرین عبادی، مسیح علی نژاد اینها نیز خود را با این جنبش تعریف میکنند، آیا خواستها و مطالبات آنها با من کمونیست یکی است، ابدا !!!انچه که این طیف را به صف مدافعین حقوق زن میاندازد، فشار جنبش من است، اینها سوپاپهای اطمینان سرمایه هستند. اجازه بدهید مثالی بیارم، وقتی شیرین عبادی در معاملاتی بهش جایزه نوبل را دادند، اولین حرفی که زد این بود اسلام هیچ منافاتی با حقوق زنان ندارد. در حالی که بحث ما اینست که مذهب و بطور مشخص اسلام زندگی را تبدیل به جهنم و سلول انفرادی برای زنان کرده است. خوب چکونه و چطور میتوانم شیرین عبادی را در کنار جنبشی ببینیم که علیه کلیت این حکومت و قوانین پوسیده اش میباشد. اگر قوی بودن جنبش من دلیلی است که امثال مسیح علی نژاد با آزادی یواشکی، یواشکی در گوش خاتمی اواز بخواند، و مدعی و مبلغ بخشی از حکومت شود، باید در مقابلش ایستاد و نگذاشت خاک به چشم مردم بپاشد. امسال در شهرهای سنندج، مریوان، بانه، سقز، اصفهان، مشهد،… زنان با بیرق معیار آزادی هر جامعه، آزادی زن است! در همین روزها که ما در حال تبریک گفتن به مناسبت روز جهانی زن هستیم، صدهها زن مبارز آزادیخواه و برابری طلب در سیاه چالهای حکومت صدایشان را به بیرون درز دادند. از آتنا تا گلرخ، از لیلا تا نسرین، از صبا تا سپیده این لیست خیلی طولانی است، جنبش برای آزادی زن باید متکی به چهرهای واقعی خودش باشد. اینکه امروز مسیح هم مدافع حقوق زنان است، باور کنید، فشار این جنبش عظیم است، صد البته هم در دنیای وارونه امروز سرمایه در خدمت من و شما نیست، در خدمت چهرها و شخصیتهای دست ساخت خودشان است. در فردای هر تغییر تحولاتی در ایران این چهرها را مقابل دوربین قرار میدهند و این افکار پوسیده و مرده های فسیل شده را برای مردم علم خواهند کرد. وظیفه ماست که در هر قدم از پیشرویهایمان چهرهای جنبش خودمان را تقویت کنیم. جنبش خودمان را مقابل جامعه قرار بدهیم. امثال مسیح همین امروز بگویند فرضا حجاب اختیاری است، تاریخ مصرفش گذشته است. انچه همچنان تاریخ مصرفش نخواهد گذشت جنبشی است که برای آزادی و برابری در تمامی سطوح و لغو کار مزدی و زندگی بهتر و دنیای بهتر مبارزه میکند.

پرسش: اجازه بدهید این سوال رو هم مطرح کنم، تعدادی معتقدند کشف حجاب توسط رضا شاه یک اقدام پیشبرنده برای زنان است آیا شما هم با این نظر موافق هستید؟
نسرین رمضانعلی: به سوال جالبی اشاره دارید، اخیرا در مدیای اجتماعی و بخصوص نیروهای سطنت طلب خیلی به خود مدال میدهند، که رضا شاه کشف حجاب کرده است. مادر بزرگم هر وقتی میخواست برای ما نوده ها صحبت از گذشته بکند، یکی از خاطره هایش هجوم ژاندارمها به زنان بود، که در خیابان و کوچه هر زنی را میدیدند که چادر بر سر دارد، چادرش را بزور برمیداشتند، اگر موهایش دراز بود کوتاه میکردند و یک کلاه پهلوی بر سرش میگذاشتند. واقعیت تلخی پشت این حرکت بوده است، و همچنان با گذشت دهها سال، سطنت طلبها مدالش را برسینه میزنند این است، که در این دوره هم زن اختیاری از خود نداشته است. این کشف حجاب نشان از بی اختیاری زن است. بلاخره یا مرد خانواده یا مردان قانون برای زنان تصمیم گرفتند. در یک کلام در دو حکومت، زن اراده و اختیار نداشته است. زن همان برده جنسی بوده است. بر اساس نیاز سرمایه و دولت باید رفتار میکرد. در حالی که ژاندارمها بزور چادر را از سر زنان کشیده و کلاه سرشان گذاشتند، در جمهوری اسلامی با گله های اوباش حزب اللهی چادر را بر سر زنان کرده اند. یعنی باز تحمیل. یعنی بی اختیار زنان یک جامعه برای ابتدائی ترین خواست، انتخاب پوشش! در همین دوران که مثلا کشف حجاب میشود، همچنان مدرسه برای دختران یا اصلا نیست، یا اگر باشد خیلی محدود است. آموزش در سطوح مختلف و در همین دوره زنان زیادی اسیر و زندانی میشوند، از ترس حمله ژاندارمها از خانه بیرون نمی آمدند. در حالی که میدانیم، حجاب جزیی از قوانین اسلامی است، اما مذهب رسمی در همین تاریخ، اسلام است. قوانین انتخاب همسر توسط مردان خانواده گرفته میشود، کوتاه بکنم زن ابزاری است که حکومت وقت بر اساس فشارهای بیرونی از یکطرف غرب و از طرف دیگر نسیم انقلاب اکتبر دنیای سرمایه را به تقابل میکشاند. حجاب را برمیدارند، اما قوانین اسلامی حاکم است! حجاب بر سر زن میکنند، قوانین اسلامی است. یعنی انچه مردم ایران شاهد بودند از دو حکومت جنایت بوده است و بی اراده بودن زنان در مقابل حکومت!

پرسش: برخی استدلال میکنند که در شرایط حاضر مردم درد و مشکل نان دارند و مسله اقتصادی در مرکز توجه و مبارزه مردم قرار دارد و لذا مسله زن در درجه اول اهمیت در مبارزه علیه جمهوری اسلامی قرار ندارد. شما توافقی با این نظر دارید؟
نسرین رمضانعلی: بشدت مخالف چنین استدلالی هستم، بنظرم کسانی که چنین بحثی را دارند، باید بهشان گفت لطفا تنها یک لحظه خودت را جای زنانی بگذار که حتی حق انتخاب پوشش خودش را ندارد. حق ابراز وجود ندارید، حق سفر ندارید، حق تحصیل ندارید، خودت را جای زنانی بگذار، که بخاطر زن بودن حقوقشان پایین تر است، زنانی که در محیط کار و زندگی مدام تحت خشونت قوانین و حکومتی هستند که زنان را به مثابه ماشین تولد مثل میداند، تا فرزندان پسر متولد کنند، تا اسلام تقویت شود، تا بجنگند، تا کشته شوند. این حکومت تلاش کرده و میکند، زنان را برده خانگی و مطیع مردان کند. بیش از چهار دهه است برای همین امر فرهنگ سازی میکند. قانونها تصویب کرده است، نیروهای هار آموزش داده است که یک تار موی زن تحریکشان کند و زنان را به مثابه نیمی از جامعه خاموش کند. جمهوری اسلامی میلیاردی پول خرج کرده است. اما واقعیت این است که در مقابل زنان شکست خورده است. بنظرم اولی در تناقض با دومی نیست، هر قدم پیشروی در جنبش زنان پیشروی در جنبش سرنگونی انقلابی این حکومت است که نان مردم را به گرو گرفته است. با دستیابی جنبش زنان به هر خواست و مطالبه ای، انرژی اش آزادتر میشود، دیگر بجای وقت گذاشتن، سر حق طلاق و انتخاب همسر، پوشش، تار موی زن مرد را تحریک میکند یا نه ! مبارزه برای تغییر این دنیای وارونه خیلی اسان تر میشود! مبارزه ما مردم حقیقتا یک جبهه ندارد، دهها جبهه دارد، مثلا مبارزه علیه اعدام، وقتی این بحث از جانب حزب ما مطرح شد، خیلی ها قبول نداشتند، لغو اعدام را منوط به فلان یا بهمان مورد و شرایط میکردند، اکنون شاهد جنبش عظیمی علیه اعدام هستیم، جنبش عظیم مادران و پدران و خانواده دادخواه هستیم. دقیقا مسئله جنبش مطالباتی زنان چنین است. باید این میدان را بیشتر تقویت کرد، خواستهایش را به رسمیت شناخت و جامعه را خول این خواستها و مطالبات بسیج کرد.