سه واقعه بر بستر دو قطب رقیب در کردستان عراق – محمد آسنگران

مقالات

این روزها کردستان عراق شاهد اتفاقتی است که از منظر سیاسی و تحلیلی قابل توجه هستند. بررسی این سه واقعه هم روندهای پیش رو را میتواند نشان بدهد و هم ادامه روندهای قبلی است. کسانیکه در طرف غلط تاریخ ایستاده اند امروز با این سه واقعه جایگاهشان روشنتر شده است.
١ـ واقعه موشک پرانی حشد الشعبی به شهر اربیل و نقش جمهوری اسلامی
٢ـ حمله ترکیه به منطقه استراتژیک پ.ک.ک و داستان کشتار ١٣ زندانی در زندان پ.ک.ک در این منطقه جنگی
٣ـ بحث خروج نیروهای مسلح حشد الشعبی و پ.ک.ک از منطقه شنگال و همکاری نزدیک این دو نیرو با هم در این منطقه

در حمله موشکی به شهر اربیل یکی از افراد نیروهای ائتلاف کشته و پنج نفر زخمی شدند
“در جریان حمله موشکی دوشنبه شب (۱۵ فوریه) به شهر اربیل که در نزدیکی فرودگاه بین‌المللی اربیل و نزدیک یک منطقه مسکونی انجام شد، یک پیمانکار خارجی کشته و پنج پیمانکار غیرعراقی و همچنین یک سرباز آمریکایی مجروح شدند. مسئولیت این حمله را گروهی با نام “اولیاءالدم” بر عهده گرفته است. در یک سال گذشته مسئولیت حملات موشکی را گروههایی بر عهده گرفته‌اند که نشانی از آنها قبلا وجود نداشته است. اما مقامات امنیتی مطلع گفته‌اند: “این گروه‌ها پوششی برای کتائب حزب‌الله و عصائب اهل‌الحق هستند که از سوی جمهوری اسلامی حمایت می‌شوند”
منابع امنیتی غربی و عراقی به خبرگزاری فرانسه گفته‌اند که حداقل سه موشک به سوی فرودگاه اربیل؛ جایی که نیروهای خارجی ائتلاف بین‌المللی ضد داعش در آنجا مستقر هستند، شلیک شده‌ است. دو موشک دیگر نیز به منطقه مسکونی نزدیک فرودگاه اربیل اصابت کرده است. دو موشک شلیک شده هم عمل نکرده و منفجر نشده اند.
گروهی به اسم “اولیاءالدم” که در دو اطلاعیه رسما مسئولیت این حمله را به عهده گرفته است اعلام کرده است توان عملیات نظامی در شهرهای کردستان تحت حاکمیت بارزانی را دارد اما فعلا دست به چنین عملی نمی زند. این عملیات و تهدیدها بعد از ملاقات هیئتی از حزب بارزانی و رئیسی اتفاق میفتد که رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی از حزب بارزانی خواسته بود آنها باید دو اقدام را اجرا کنند یکی اینکه از آمریکا فاصله بگیرند و دوم افراد تحت تعقیب از طرف جمهوری اسلامی که به کردستان عراق و منطقه بارزانی فرار میکنند را تحویل ایران بدهند. مقامات حزب بارزانی دومی را پذیرفته و در قبال خواست اولی طفره رفته بودند. اکنون شواهد و قرائن نشان میدهد این عملیات موشک پرانی به دستور جمهوری اسلامی انجام شده است. زیرا حشد الشعبی تحت تاثیر و حتی میتوان گفت تحت فرماندهی سپاه قدس است. آمریکا بخشی از نیروهای نظامی اش در عراق را به منطقه اربیل منتقل کرده است. هدف جمهوری اسلامی حمله به مناطق استقرار این نیروها و نشان دادن زور بازو به بارزانی است که اگر با حاکمان تهران همراه نشود منطقه تحت حاکمیت او با وجود نیروی نظامی آمریکا هم امن نخواهد بود.
اینکه نخست وزیر بغداد و حکومت اقلیم کردستان هر کدام چه عکس العملی به این واقعه نشان میدهند از همین حالا روشن است که کار زیادی از آنها ساخته نیست. هر دو طرف منتظر عکس العمی آمریکا هستند که به عنوان فرمانده نیروهای ائتلاف چه کار خواهد کرد. آمریکا هم تا کنون فقط گفته است از این عمل “عصبانی” است.
مسئله شنگال در پرتو رابطه بارزانی و دولت ترکیه
ترکیه به بهانه جنگ با پ.ک.ک دهها پایگاه نظامی در خاک کردستان عراق دایر کرده است و این عملیات را با رضایت حزب بارزانی انجام میدهد. زیرا بارزانی و ترکیه دو همپیمان نزدیک اقتصادی در منطقه هستند و فروش نفت و خط لوله انتقال نفت از کردستان عراق به بندر جیحان در ترکیه با قرار داد ٥٠ ساله این دو ممکن شده است.
ترکیه اما به نسبت توان و تعادل قوای منطقه ای تنها به این حد از تجاوز رضایت نداده است و خواهان تخلیه نیروهای پ.ک.ک از منطقه شنگال است. حزب بارزانی در این مورد هم همصدا با ترکیه چنین خواستی را از دولت بغداد مطرح کرده است. چند ماه قبل دولت بغداد و حکومت اقلیم کردستان توافق کردند که نیروهای پ.ک.ک و حشد الشعبی باید شنگال را تخلیه و نیروهای نظامی ارتش عراق و پیشمرگان کردستان به جای آنها مستقر شوند. اما این تصمیم با مقاومت حشد الشعبی و پ.ک.ک مواجه شد و تا کنون عملی نشده است. اگر این توافق اجرا بشود هم مسئله رقابت پ.ک.ک و بارزانی به نفع بارزانی تمام میشود هم خواست ترکیه عملی میشود. اما یک فاکتور بزرگتر در منطقه تا کنون مانع اجرای چنین تصمیمی است. فاکتور استراتژی قطب شیعی و حمایت جمهوری اسلامی از حشد الشعبی آن مانع اصلی است که اجازه چنین اقدامی را نداده است.
زیرا وصل شدن جمهوری اسلامی از مرز کردستان عراق به مرز سوریه امروز از خط حاکمیت اتحادیه میهنی در استان سلیمانیه و حلبچه عبور کرده و به مرز بارزانی در اربیل رسیده است. برای تابع کردن بارزانی جمهوری اسلامی از راههای مختلف در تلاش است که بارزانی را ناچار کند همانند اتحادیه میهنی به جبهه جمهوری اسلامی بپیوندد. اما بارزانی خود را همکار آمریکا میداند و متحد اقتصادی اردوغان است.
اینجا یک بار دیگر ما شاهد انعکاس جدال دو قطب قدرتهای منطقه ای در کردستان عراق هستیم. در این محدوده ترکیه و بارزانی در یک قطب و جمهوری اسلامی و اتحادیه میهنی و حشد الشعبی و نیروهای شیعی در یک قطب دیگر قرار گرفته اند. در این جدال منطقه ای پ.ک.ک در شنگال همکار حشد الشعبی است در مرز عراق و ترکیه همکاری نزدیکی با سپاه پاسداران و قرارگاه رمضان دارد.
اینکه نتیجه این جدال در شنگال به کجا ختم میشود و یا سرنوشت حکومت اقلیم کردستان به کجا میرود هنوز بحث بازی است. زیرا حکومت و پارلمان عراق منهای بخش کوچکی از آنها تماما در جبهه جمهوری اسلامی قرار گرفته اند. آمریکا و ترکیه هم هر کدام تلاش میکنند در این رقابت به جمهوری اسلامی نبازند. اما ترکیه و آمریکا در عین حال که با جمهوری اسلامی رقابت دارند، منافع متفاوتی را در عراق دنبال میکنند. آمریکا خواهان حکومتی در عراق است که نزدیک به غرب و آمریکا باشد و اردوغان خواهان قدرتگیری جریانات سنی و نهایتا دست یابی به مناطق شمالی عراق مانند موصل و… است که بعد از شکست امپراطوری عثمانیها به بخشی عراق تبدیل شده اند.
جنگ ترکیه با پ.ک.ک در شمال کردستان عراق
روشن است که ترکیه و پ.ک.ک از اواسط دهه هشتاد میلادی تا کنون در جنگ با هم بسر میبرند. از دهه نود میلادی پ.ک. ک. تحت فشار ترکیه، دولت سوریه را ناچار کرد اوجلان را بیرون کند و نیروهای پ.ک.ک به کوههای قندیل منتقل شدند. با تشکیل حکومت اقلیم رابطه بارزانی و ترکیه گرمتر و نزدیکتر شد. زیرا بارزانی و ترکیه منافع اقتصادی مهمی برای داشتن مناسبات گرم با همدیگر دارند. از لحاظ سیاسی بارزانی و پ.ک.ک همیشه در رقابتی تندی با هم بسر برده اند. با تشدید جنگ پ.ک.ک و ترکیه ارتش ترکیه چندین پایگاه مهم نظامی در خاک کردستان عراق داریر کرد که پ.ک.ک را در تنگنا قرار بدهد. اما کوههای قندیل منطقه ای وسیع و سعب العبور در سه گوشه کردستان ترکیه، عراق و ایران قرار دارند که تا کنون برای هیچ دولتی قابل کنترل نبوده است. اکنون ترکیه قصد کنترل این کوهها را با ستقرار نیروی زمینی و پشتیبانی نیروی هوایی دارد. آخرین عملیات مهم ترکیه تصرف یکی از مقرات و منطقه استقرار پ.ک.ک در این کوهها بود که در خاک عراق واقع شده است.
این عملیات از اوایل ماه فوریه شروع و بعد از چند روز پایان یافت. این منطقه در عین حال زندان مرکزی پ.ک.ک. بود و تعدادی از نیروهای ترکیه که قبلا در جریان جنگ اسیر شده بودند یا در کردستان عراق مواردی نیروهای امنیتی میت ترکیه به دام پ.ک.ک افتاده و اسیر شده بودند در این زندان محبوس بودند. ترکیه با استفاده از نیروی هوایی ضمن بمباران این مناطق از طریق زمین و هوا نیروهای کماندویی خود را وارد جنگ کرد و این زندان و مقرات مرکزی پ.ک.ک را تصرف کرد. هدف ترکیه این بود ضمن تصرف این منطقه ١٣ نفر زندانی خود را آزاد کند. بویژه دو نفر از این زندانیان گویا از عوامل مهم میت ترکیه بوده اند که در شهر سلیمانیه در یک خانه مخفی دستگیر شده بودند. اما در پایان عملیات اخباری که منتشر شد حاکی از این بود که همه ١٣ نفر زندانی تیرباران شده اند.
اکنون ترکیه میگوید پ.ک.ک وقتی در تنگنا قرار گرفته زندانیان را تیرباران کرده است و پ.ک.ک میگوید ترکیه خودش آنها را کشته است. در هر حال آنچه عیان است ١٣ نفر زندانی در جریان این جنگ تیرباران شده اند. این واقعه بهانه ای شده است که اردوغان ناسیونالیسم ترک را تحریک کند و اکنون خواست ممنوعیت فعالیت حزب ها.د.پ. در ترکیه بالا گرفته است.
نتایج سیاسی و روندهای پیش رو تحت تاثیر این وقایع در کردستان عراق و منطقه
کردستان عراق اکنون عملا با دو حکومت حزبی پارتی و اتحادیه میهنی اداره میشود. حرف زدن از حکومت واحد اقلیم کردستان و پارلمان و…. چیزی در حد یک فکاهی و حکومتی کارتنی بیش نیست. آنچه واقعیت دارد این است که این دو حزب که بارزانی هم پیمان ترکیه و اتحادیه میهنی هم پیمان جمهوری اسلامی آنرا به شکل دو فاکتو بین خود تقسیم کرده اند. نه اتحادیه میهنی در منطقه پارتی یعنی اربیل و دهوک و زاخو کاره ای است و نه بارزانی در سلیمانیه و حلبچه و رانیه و…. محلی از اعراب دارد.
در حقیقت کردستان عراق همانند یمن بین دو گروه مسلح که پشتیبانان منطقه ای و جهانی خود را دارند تقسیم شده است. بنابر این سرنوشت جدال این دو نیرو عملا به جدال و تعادل قوای نیروهای منطقه ای و جهانی گره خورده است. چنانچه اکنون پ.ک.ک در جبهه اتحادیه میهنی و حشد الشعبی و جمهوری اسلامی قرار گرفته است و احزاب دمکرات کردستان ایران هم در جبهه بارزانی قرار گرفته اند. در این میان شاخه های مختلف کومله ضمن رابطه نزدیکشان با اتحادیه میهنی و خانواده طالبانی بین این دو قطب تقسیم شده اند. کومله زحمتکشان که دو شاخه قومپرست افراطی هستند از یک طرف رابطه نزدیکشان با اتحادیه میهنی را حفظ کرده اند و از طرف دیگر همپیمان احزاب دمکرات کردستان ایران هستند که به نوعی در جبهه بارزانی قرار میگیرند.
اما در چند سال اخیر کومله به رهبری ابراهیم علیزاده همزمان با رسمیت دادن به سیاست چرخش به سمت جریانات ناسیونالیست کرد رابطه نزدیکی با پ.ک.ک و پژاک پیدا کرده است. این جریان خود را یک نیروی سرنگونی طلب علیه جمهوری اسلامی میداند در حالیکه همزمان خود را متحد و نزدیک پ.ک.ک و پژاک میداند که آنها همکاری نزدیکی با حشد الشعبی و جمهوری اسلامی و اسد دارند. این تناقض و چرخش به سمت استراتژی ناسیونالیستی اختلافات درونی کومله را بیش از پیش برجسته کرده است.
با توجه به نقش دولتها و نیروهای سیاسی ـ نظامی منطقه اگر فاکتور آمریکا به نفع بارزانی عمل نکند واضح است که بارزانی در مقابل رقبای منطقه ای خود توان مقاومت ندارد و ناچار به تسلیم و سازش خواهد شد. به همین دلیل اکنون بارزانی ضمن پی گرفتن سیاست بینابینی نسبت به جمهوری اسلامی و رقبای منطقه ای خود، تمام امید خود را به کمک آمریکا و ترکیه گره زده است.
سیاست و استراتژی جمهوری اسلامی در این رقابتها
جمهوری اسلامی از اول سیاستش در منطقه این بوده است که از میان جریانات سیاسی منطقه متحدینی برای خود سازمان بدهد و یا از میان آنها یارگیری کند. در همان سال اول قدرتگیری جمهوری اسلامی بارزانی شاید اولین نیروی خارجی بود که متحد جمهوری اسلامی عمل کرد. زیرا نیروهای این حزب بعد از توافق الجزایر بین شاه ایران و صدام حسین در سال ١٩٧٥حمایت ارتش ایران را از دست دادند و ناچار شدند خلع سلاح را بپذیرند و به ایران کوچ کنند. عمده نیروی کادرهای اصلی این حزب در کرج مستقر شدند.
بعد از سرنگونی شاه این حزب بدون فوت وقت همکار جمهوری اسلامی شد و نیروهایش مسلح و علیه پیشمرگان کردستان ایران بکار گرفته شدند. جنگ بارزانی (قیاده موقت) همدوش سپاه و ارتش جمهوری اسلامی علیه پیشمرگان کومله و دمکرات در کردستان ایران در مناطق مختلف به همین دلیل اتفاق افتاد که تلفات زیادی به دنبال داشت.
اتحادیه میهنی که همان سال ١٩٧٥ بعد از تسلیم بارزانی به شاه ایران به کمک حافظ اسد اتحادیه میهنی را در سوریه تشکیل داد و کمکهای مالی و تسلیحاتی از اسد دریافت کرده بود رابطه نزدیکی بین طالبانی و حافظ اسد درست شده بود. این مناسبات باعث شد بعدا که طالبانی از جانب ارتش عراق تحت فشار قرار گرفت و جنگ ایران و عراق هم آغاز شده بود با پادرمیانی حافظ اسد طالبانی هم به جمهوری اسلامی نزدیک شود.
حافظ اسد از ابتدا رقیب صدام حسین بود و بارزانی تسلیم شاه شده بود و خلع سلاح را پذیرفته بود. حافظ اسد با علاقه طالبانی را که از بارزانی جدا شده بود کمک کرد تا صدام را همچنان تحت فشار اپوزیسیون داخلی قرار بدهد. بعد از چند سال با پا درمیانی اسد عملا طالبانی هم به جبهه جمهوری اسلامی ملحق شد. با ملحق شدن اتحادیه میهنی به جبهه جمهوری اسلامی، بارزانی و طالبانی متحد واحدی به اسم جمهوری اسلامی و دشمن واحدی به اسم صدام حسین داشتند. در جریان همکاری این دو نیرو با سپاه پاسداران در جریان جنگ ایران و عراق آنها یک جبهه به اسم جبهه نیروهای کردستان عراق تشکیل دادند.
اتحاد این دو نیرو با قدرتگیری آنها در اوایل دهه نود میلادی در کردستان عراق که در سایه جنگ آمریکا و صدام اتفاق افتاده بود بر سر سهم خواهی به جنگ همدیگر رفتند. جنگ آنها هزاران نفر را قربانی کرد. بعدا آمریکا به عنوان ولی نعمت این دو حزب پادرمیانی کرد و ناچارشان کرد یک حکومت در کردستان عراق تشکیل بدهند. اما این حکومت محلی هیچوقت به یک حکومت واحد تبدیل نشد. عملا همان مناطقی که در جنگ با همدیگر تحت کنترل داشتند مرز حکومت این دو حزب را جدا کرده بود و تا به امروز همچنان جدا مانده است. چنانچه اکنون دو نیروی مسلح دو نیروی امنیتی و دو حکومت حزبی در کردستان عراق جریان دارد. هنگامیکه گفته میشود پارلمان و قانون و حکومت در کردستان عراق کارتونی است به این واقعیت اشاره میشود که پارلمان و قانون و غیره همگی تابعی از نیروی مسلح و منافع این دو حزب در دو منطقه مجزا با دو حکومت غیر رسمی هستند.
در پروسه این رقابتها طالبانی به نیروی نزدیک جمهوری اسلامی تبدیل شد و بارزانی هم دولت ترکیه را برای دوستی و رقابت با طرف مقابل برگزید. اما این دو حزب سنتا و از همان ابتدای جداییشان از همدیگر به دو قطب متفاوت شرق و غرب تعلق داشتند. طالبانی از همان دوران جوانی خود را نزدیک به سویت و بعدا جمهوری اسلامی میدانست و بارزانی بعد از شکست حکومت قاضی محمد حزب دمکرات کردستان عراق را تشکیل داد و از همان ابتدا رابطه نزدیکی با اسرائیل و آمریکا برقرار کرد. شاید تجربه شکست و “خیانت” روسیه به حکومت قاضی محمد باعث شد بارزانی که در آن حکومت ١١ ماهی وزیر جنگ در مهاباد بود به این قناعت برسد که متحد قدرتمندی مانند آمریکا را برای رسیدن به اهداف خود به سویت ترجیح بدهد.
بنابر این رقابتهای امروز خانواده طالبانی و بارزانی در کردستان عراق و وقایع سه گانه فوق را باید در چهار چوب و بر بستر این تاریخ و قطب بندیهای منطقه ای بررسی کرد. دو قطب رقیب”آمریکا و روسیه” در شکل امروزی آن همچنان بستری برای رقابتهای امروز منطقه است. برای مثال روسیه با حمایتش از اسد رقبای خود را در سوریه حاشیه ای کرد. آمریکا با حمایتش از دولتهای عربی منطقه و جدال با جمهوری اسلامی میخواهد مانع گسترش نفوذ روسیه و چین بشود.
جبهه جمهوری اسلامی و متحدینش تلاش میکنند حکومتی مقتدر در بغداد را شکل بدهند. استراتژی جمهوری اسلامی این است که حکومت بغداد همانند اسد و جمهوری اسلامی رقیب آمریکا باشند و در عین حال با نیروهای نزدیک به آمریکا بجنگد و آنها را ناچار به تسلیم یا شکست کند. اما در این میان موقعیت اسرائیل متفاوت است زیرا از توان نظامی و نیروی هوایی برتری برخوردار است و بمب اتم را هم در زرادخانه های خود پنهان کرده است.
اکنون در جدال نیروهای رقیب در عراق بعد از شکست احزاب و نیروهای سنی در مرکز عراق که در جریان جنگ با داعش ضربه سختی خوردند، مانع پیشروی جمهوری اسلامی در کردستان عراق حزب بارزانی است که هم نزدیک به اردوغان و هم یکی از همکاران نزدیک آمریکا است. این مانع برای پیشبرد سیاست جمهوری اسلامی اکنون نقش اصلی در حکومت محلی کردستان دارد و حائلی بین مرز سوریه و ایران بوجود آورده است.
جمهوری اسلامی به هر شکل ممکن نمیخواهد این حائل وجود داشته باشد. ترکیه و آمریکا هم نمیخواهند اجازه بدهند جمهوری اسلامی به اهدافش برسد. این آن رقابتی است که بستری ایجاد کرده است که نه تنها سه اتفاق فوق که از ابتدا به آن اشاره کردم بلکه از این به بعد باید منتظر اتفاقات دیگری باشیم که ابعاد آنها حتی بزرگتر و جدی تر هم خواهد بود. جمهوری اسلامی اگر بتواند میخواهد چیزی به اسم حکومت محلی کردستان وجود خارجی نداشته باشد و همه جرانات عراق و کردستان عراق تحت کنترل حکومت بغداد عمل کنند و جمهوری اسلامی در مرکز تصمیم گیری بغداد نقش منطقه ای ایفا کند. این رقابتها و جنگها و موشک پرانیها وغیره پازلهای یک سیاست عمومی هستند که قرار است بارزانی را یا مثل خانواده طالبانی تسلیم جمهوری اسلامی کند یا شکست را بپذیرد و حکومت اقلیم کردستان را از صحنه پاک کند.
روشن است سرنوشت احزاب کردستان ایران که در کردستان عراق مستقر هستند به این رقابتها گره خورده است. اما آنها نمیتوانند فعلا کاری بجز نظار گر بودن انجام بدهند. تنها کاری که ممکن است اتفاق بیفتد نزدیکی آنها به این یا آن جبهه رقیب در منطقه است. همچنانکه ابراهیم علیزاده که قبلا تلاش کرده بود استقلال خودش از این نیروها را حفظ کند، در چند سال اخیر خود را به جبهه پژاک و پ.ک.ک نزدیک کرده است.