درسهای یک تجمع و سیاست کارگری – محمد آسنگران

کارگری

تجمع کارگران حق طلب و “دانشجویان بسیجی عدالت خواه” در مقابل وزارت دادگستری
هنگامی که معلوم شد “هیئت داوری برای خلع ید از کارفرمای شرکت هفت تپه” روز سوم دی ماه در ساختمان دادگستری تهران برگزار میشود، کارگران هفت تپه از طریق میدیای اجتماعی فراخوان زیر را منتشر کردند:
“درخواست یاری
دعوت به تجمع در تهران برای حمایت از کارگران هفت تپه!
نظر به اینکه روز چهارشنبه، سوم دیماه، هیات داوری برای مساله خلع ید از کارفرمای اختلاسگر و فاسد خصوصی در هفت تپه تشکیل جلسه میدهد بدینوسیله فراخوان میدهیم و دست یاری به سوی شما دراز میکنیم که روز چهارشنبه کارگران، دانشجویان، اصحاب رسانه، بازنشستگان و فرهنگیان، تشکلات، فعالین اجتماعی و همه عزیزانی که در تهران هستند و امکان حضور دارند در ساعت دو ظهر در مقابل ساختمان وزارت دادگستری تجمع حمایتی برای حمایت از مطالبه اصلی کارگران هفت تپه یعنی خلع ید از بخش خصوصی برگزار کنند.”
به دنبال فراخوان فوق که در کانال تلگرامی کارگران هفت تپه منتشر شد، اسماعیل بخشی پیامی را با همین مضمون منتشر کرد و فراخوان به تجمع داد. کاربران شبکه‌های اجتماعی به دعوت اسماعیل بخشی، فعال کارگری هفت تپه با هشتگ «خلع ید یک کلام والسلام» فراخوان یاری به کارگران هفت تپه را وسیعا منتشر کردند.
گروهی از فعالان کارگری هفت‌تپه، دانشجویی و بازنشستگان، ظهر روز چهارشنبه، سوم دیماه مقابل وزارت دادگستری تجمع کردند. این تجمع همزمان با جلسه هیات داوری در ساختمان وزارت دادگستری در رابطه با مساله خلع ید از کارفرمای فعلی هفت تپه بود. به گزارش کانال تلگرامی کارگران هفت‌تپه جلسه هیات داوری بر سر موضوع خلع ید بدون گرفتن تصمیم نهایی تمام شد. همین روز اعلام شد جلسه بعدی ده روز تا دو هفته دیگر تشکیل خواهد شد.
در این تجمع گروهی از دانشجویان عدالتخواه هم حضور یافتند. این گروه در جریان تجمع تلاش کردند فضای اعتراضی و حمایت از کارگران هفت تپه را مخدوش کنند. هنگامی که کارگران و دانشجویان معترض با پلاکاردهای سرخ شعار میدادند: “اصل خصوصی سازی فرمان بورژوازی”، “عدالت خواهان” با شعار “الله و اکبر” سعی میکردند که رنگ و فضای جنگ جناح های جمهوری اسلامی را در تجمع حاکم کنند. این طرفند با هشیاری کارگران و دانشجویان معترض خنثی شد. بعد از تجمع تعدادی از کارگران معترض شرکت کننده بازداشت و بعد از چند ساعت آزاد شدند.
روشن است که در مبارزه کارگران علیه سرمایه داران هفت تپه خواست “خلع ید از کارفرمای هفت تپه” محوری شده است. این خواست بر حق کارگران روزنه ای شده است که در چند سال اخیر جدال جناحهای رژیم اسلامی برای تصاحب شرکت نیشکر هفت تپه هم عیان شود. هر دو جناح رژیم مدافع سیاست خصوصی سازی هستند. اما جناح سپاهی و بسیجی اعتراضات بر حق کارگران هفت تپه برای خلع ید از اسد بیگی و باندش در هفت تپه را میخواهند به نفع خود مصادره کنند.
در این جدال ما سه جناح را مشاهده میکنیم. جناح دولت که اجرای خصوصی سازی را به نفع خود تمام کرده است و از آن دفاع میکند. جناح دوم جناح بسیجی و سپاهی است که در زیر پوشش “دلسوزی” برای کارگران خواهان خلع ید از جناح مقابل و تصاحب هفت تپه است. جناح سوم جناح کارگران که مخالف هر نوع خصوصی سازی هستند و میخواهد کارفرما خلع ید بشود و تمام امورات دارایی و پرسنلی و تولیدی و… شرکت نیشکر هفت تپه تحت نظارت کارگران باشد و هر تغییرو تحولی با تایید نمایندگان کارگری این شرکت باشد.
در حقیقت آنچه کارگران میخواهند خلع ید از سرمایه داران خصوصی است نه خلع ید از یک جناح حکومت به نفع جناح مقابل. جناح بسیجی و سپاهی خواهان خلع ید از جناح مقابل در هفت تپه هستند نه خلع ید سرمایه داران خصوصی.
سیاست خصوصی سازی، سیاست مورد تایید خامنه ای و کلیت جمهوری اسلامی بوده و هست. بنابر این هر دو جناح جمهوری اسلامی و همه سرمایه داران ایران در اجرای این سیاست متحد هستند. آنچه مورد جدال آنها است این است که کدام جناح با اجرای این سیاست تملک مراکز و کارخانه جات خصوصی شده را بدست می آورد. جناح دولت روحانی که مجری سیاست خصوصی سازی است بدون ابهام پشت کارفرمای هفت تپه ایستاده است. جناح مقابل اعتراضات چند سال اخیر کارگران را بهانه کرده است که هفت تپه را از دست جناح رقیب برباید. به همین دلیل امام جمعه و نماینده خامنه ای در شهر شوش در میان کارگران اعتصابی حاضر شد و خود را مخالف کارفرما نه مدافع کارگران معرفی کرد. همزمان فرماندار و استاندار و مقامات دولتی که مدافع اسدبیگی هستند در مقابل جناحی از نمایندگان مجلس اسلامی قرار گرفتند که مسئله خلع ید از جناح روحانی را پیگری میکردند. بنابر این در جریان عمل آنچه که تا کنون از جانب جناحهایی مختلف جمهوری اسلامی دیده شده است چانه زنی این دو جناح با همدیگر بوده است. دعوای این دو جناح بر سر سهم بری از این خوان یغما برای تصاحب هفت تپه است.
تجمع روز سوم دی ماه در مقابل ساختمان وزارت دادگستری یک بار دیگر این واقعیت را آشکار تر از قبل جلو چشم همگان قرار داد. جناح بسیج و سپاه عوامل دانشجویی خود را تحت عنوان “دنشجویان عدالتخواه” به میان معترضین فرستادند که دو امر را همزمان پیش ببرند. یکی اینکه مانع برجسته شدن مطالبه حق طلبانه کارگران بشوند و دوم اینکه فضا را به نفع جناح رقیب دولت و به نفع جریان سپاهی و بسیجی بچر خانند. همین ترفند باعث شد که تعدادی از فعالین کارگری به اشتباه بیفتند و اهمیت فراخوان کارگران هفت تپه و اسماعیل بخشی برای تجمع در مقابل وزارت دادگستری را کم رنگ ببینند.
در حالیکه مهمترین اتفاق این بود که فراخوان کارگران هفت تپه و اسماعیل بخشی با پاسخ مثبت و حمایت قابل توجهی در میان کارگران و میدیای اجتماعی مواجه شد. این اولین بار است که یک فعال کارگری و یک مرکز کارگری فراخوان بدهد و پاسخ مثبتی در این ابعاد بگیرد. این یک تجربه مثبت و بسیار با اهمیت است. میتواند در ادامه مبارزات کارگری اتحاد بخشهای مختلف کارگران و بازنشستگان و دانشجویان و اقشار معترض جامعه را وارد فازی جدید و دوره ای موثرتر کند. پاسخ مثبت بخشهایی از بازنشستگان و کارگران و تشکلهای دانشجویی برای اولین بار نشان داد که جامعه قدم به قدم وارد دوره ای میشود که به فرخوان فعالین کارگری به میدان بیایند. اهمیت این تجمع این بود کارگران با یک فراخوان متحدین واقعی خود را به یاری طلبیدند و پاسخ مثبت گرفتند. اینکه بخشی از جریانات حکومتی و بسیج دانشجویی در زیر لوای دانشجویان “عدالتخواه” برای منحرف کردن این تجمع حضور پیدا کردند نشان از قدرت اتحاد و اعتراض کارگران دارد. این نشان میدهد حق طلبی و مطالبات کارگران از اعتبار و حقانیتی برخوردار است که حتی حکومتیها ناچار میشوند در زیر لوای حمایت از کارگران اهداف خود را تعقیب کنند.
عكس العمل همین “دانشجویان عدالتخواه” بعد از تجمع سوم دی ماه نشان میدهد که آنها از استقلال سیاست کارگری و رادیکالیسم کارگری نگران هستند. بنابر این نباید فعالین کارگری جایگاه و این فراخوان را کم رنگ ببینند.
یکی از عوامل همین دانشجویان “عدالخواه” نوشته است:
‏«عامل تفرقه ممکن است یک گروه باشد با هدف برهم زدن تجمعات دانشجویی و یا ممکن است یک کانال مجازی ‎وابسته باشد که خود را با نام ‎مستقل به مخاطب قالب می کند. باید مراقب این جریانات باشیم…»
همین هشدار بسیجیهای دانشگاه نشان میدهد که آنها نگران و دست پاچه شده اند. کلمه “مراقب باشیم” خطابش به نیروهای سرکوبگر است که میدان را از کارگران معترض و حق طلب بگیرند و فضای ابراز وجود برای دانشجویان بسیجی و حکومتی را فراهم کنند. آنها در این تجمع دستشان رو شد و افشا شدند. نتوانستند به اهدافشان برسند. از این به بعد بدون شک ما شاهد ابراز وجود جریانات حکومتی به شیوه های دیگر خواهیم بود و باید با درایت و قدرت، نقش مخرب آنها را خنثی و حاشیه ای کنیم.
موخره:
اکنون از جانب فعالینی از جریان اصلاح طلب و جریانات راست ناسیونالیست پرو غرب مرتب تاکید میشود که شعار “رضا شاه روحت شاد” در تجمعات سال ٩٦ طراحی و ابتکار بخشی از همین بسیجیها و سپاهی ها بوده است. زیرا آنها تلاش میکنند ضرورت به میدان آمدن یک جریان نظامی با مشت آهنین، مانند رضا شاه را فریاد بزنند. چنین جریانی واضح است در شرایط امروز فقط میتواند فراخوانی به سپاه پاسداران باشد که با قدرت و با مشت آهنین آخوند “بد” را کنار بزند و حاکمیت بورژوازی را یکدست کند. اینکه چنین سیاستی چقدر پایه واقعی دارد و تا چه اندازه توهم است موضوع جداگانه ای است.
اما این سیاست دخالت نظامیها و ضرورت مشت آهنین، مدافعینی دارد. در پیام رضا پهلوی و مشاورانش و در سخنان سعید لیلاز در مصاحبه با علیزاده مدافع خامنه ای و مصاحبه های هوشنگ امیر احمدی و دیگر عوامل جناح راست پروغرب بیش از پیش این رویکرد قابل مشاهده است.
آنچه در این بحث مهم و قابل توجه است این است که کارگران و کمونیستهای ایران باید بدانند جامعه در حال عبور از یک مرحله و وارد شدن به مرحله تازه ای است. جناحهایی بورژوایی حاکم و اپوزیسیون بیش از پیش اتکایشان به نیروهای نظامی و همگرایی بر مبنای منفعت طبقاتی و جنبشی برجسته تر میشود. چیزی که همه جناحهایی بورژوایی حاکم و اپوزیسیون به آن محتاجند و از راههای مختلف برای آن تلاش میکنند این است که بخشهایی از مردم را به ضرورت ورود سپاه و یک دست کردن قدرت تحت پرچم ناسیونالیسم ایرانی قانع کنند.
قطب سوم در مقابل آنها یعنی جنبش کمونیستی و جنبش کارگری و جنبشهای حق طلبانه و اعتراضی راهی بجز اتحاد و همبستگی و تلاش برای کسب قدرت سیاسی و شکست قطب سرمایه داران و نظامیها ندارند. اگر جنبش اسلامی بعد از سلطنت پهلوی جنبش متحد کننده بخشهایی از بورژوای ایران بود، این جنبش اکنون به پاشنه آشیل بورژوازی ایران تبدیل شده است. امروز بورژوازی ایران تحت عنوان اقتدارنیروی نظامی، برای حفظ منافع اش در زیر پرچم ناسیونالیسم ایرانی و تمامیت ارضی، پرچم سه رنگ شیر و خورشید و “افتخارات” تاریخ دوره هخامنشی و… در حال همگرایی است.
قطب کارگری و کمونیستی در این جنگ وقتی میتواند پیروز و سربلند بیرون بیاید که با چشم باز این تحولات را ببیند و در مقابل آن سنگر بندی کند. فراخوان کارگران هفت تپه و فعالین کارگری به تجمع سوم دی ماه دست بردن به نوعی سنگر بندی حول یک خواست کوچک و معین بود. اما میتواند این تاکتیک به همین منوال گسترش یابد و اهداف طبقاتی دراز مدتری را مد نظر قرار بدهد. جدال بر سر آلترناتیو آینده از همین امروز و با همین سیاستهایی که مختصرا اشاره شد آغاز شده است. در این جدال باید نقش آفرینی کرد. فعالین کارگری و کمونیستهای کارگری میتوانند مهمترین نقش را در این جدال داشته باشند.