پیام رضا پهلوی: تلاش برای متحد کردن طیف راست اپوزیسیون – محمدرضا پویا

مقالات

رضا پهلوی روز دوشنبه 28 سپتامبر با انتشار ویدیویی با نام “پیمان نوین” رو بمردم ایران مطالبی را بیان کرد که اهداف سیاسی نهفته در آنرا باید از میان خطوط گفته ها و ناگفته ها بیرون کشید.
چرا رضا پهلوی الان به صرافت دادن پیام افتاده است؟
وضعیت جامعه به نقطه ای رسیده است که حتی با یک نگاه ژورنالیستی میتوان مطمن بود رژیم اسلامی در آینده این کشور جایی ندارد. بند بند اقتصاد مملکت از هم گسسته است. هیچ قاعده و قانون و تعریفی نمیتواند یافت یشود تا اوضاع اقتصادی را به قالب خود بکشد و تصویری از آنچه روزانه در حال وقوع است، بدست دهد. فقر، گرسنگی، بیکاری و سقوط ارزش پول واژه های مناسبی یرای توضیح این سقوط و فروپاشی اقتصادی نیستند. نه قربانیان از فردای خود با خبرند و نه برپادارندگان این جهنم کنترلی بر اوضاع دارند.
از دی 96 تا ابان 98 دو سالی بود که جامعه را از نظر سیاسی شخم زد. معمولا بخش پیشرو جامعه در انقلابات و قیامها بازیگر اصلی تغییر و تحولات سیاسی هستند حتی آنجاییکه میلیونها نفر به صحنه میآیند نقش یدک کش بخش پیشرو در به صحنه آوردن جمعیت میلیونی را میشود بخوبی مشاهده کرد. این معادله در ایران در حال تغییر است. مملکت شبیه یک بمب ساعتی شده است. تنفر سیاسی ار اسلامیون حاکم در تمامی منافظ جامعه رسوخ کرده است. تحتانی ترین اقشار جامعه برای خلاصی از این اوضاع بدنیال فرصت میگردند. تمایل برای تغییر به هیچ گروه و دسته خاصی محدود نمانده است و از این حیث فاصله بخش پیشرو جامعه با محافظه کارترین بخشها که معمولا یا دخالتی در اوضاع سیاسی ندارند و یا در “ساعت آخر” به صف تغییر دهندگان میپیوندند، به صفر رسیده است. بنظرم اعتصابات زنجیره ای کارگری در صنایع بزرگ و بسیج جامعه برای جلوگیری از اعدام سه جوان معترض اسیر رژیم اسلامی و عکس العمل توام با خشم مردم پس از اعدام نوید افکاری، نقطه ماتی برای این تصویر باقی نگذاشت. بدبین ترین “مفسرین” هم قانع شدند که طوفان تغییر در راه است و اوضاع به این شکل باقی نمی ماند. علت پیام رضا پهلوی هم مشاهده همین اوضاع است. هر چند ظاهرا این پیام رو بمردم است اما بخش عمده ای از پیام رو به صفوف خودش است.
اپوزیسسون راست در تمامی این سالها بشکل “جبهه ای” عمل کرده است. آنها در بوجود اوردن احزاب و سازمانها کمتر موفق عمل کردند. حتی آنجاییکه “جمعی” را تشکیل میدهند عمدتا ویژگی جبهه و طیف را دارند تا سازمان و حزب. بخشی از اینها تاریخا فاقد پیشینه سنت سیاسی داشتن تشکل و تشکل داری هستند بدین علت که شروع موجودیتشان با گرفتن قدرت سیاسی مصادف شده بود. عادت به زندگی در اپوزیسیون را ندارند. علیرغم همه اینها هر چند پراکنده بنظر میرسند اما یک پلاتفرم سیاسی گاها نانوشته، کل این طیف را بهم متصل نگه میدارد. تشکل ندارند اما طیف وسیعی چهره سیاسی را در خود جای داده اند. حزبی و سازمانی عمل نمیکنند اما مدیای و پودیومهای بزرگ برای ابراز وجود سیاسی در اختیار دارند. مشترکاتشان زیاد است اما اختلافات جدی میان طیف های مختلفشان وجود دارد. پلاریزه شدن جامعه در طیف راست جامعه بخوبی قابل مشاهده است. قطبی شدن جامعه بر سر مسایل اساسی موجب شکلگیری طیف های مختلف سیاسی در این صفوف شده است. به همین علت تمامی پروزه هایی که قصدش یکی کردن این طیفها بود، به شکست انجامید. رضا پهلوی و مشاورانش هم از اوضاع سیاسی مطلعند و هم به وضعیت طیفهای سیاسی نزدیک به خود واقفند. دو نکته از پیام رضا پهلوی نشانگر تلاش جدید او و همراهانش برای حل معضل قدیمی جریانات راست اپوزیسیون است. رضا پهلوی از طیف راست میخواهد که اختلافات گذشته را کنار بگذارند و تنها بر سر گذار از جمهوری اسلامی متحد شوند و اضافه میکند ساختار قدرت در آینده شکل هرمی نخواهد داشت. اینجا دیگر بمانند گذشته صحبتی از اعتقاد به تمامیت ارضی ایران و پرچم در میان نیست. اینها همواره مسایلی بودند که بحثهایی مانند ضرورت وجود “دولت مرکزی” را بدنبال خود داشت و همواره جریانات قومی و ناسیونالیستهای محلی را نگران میکرد و مانعی برای ایجاد یک جبهه متحد ایجاد میکرد. اینکه ساختار هرمی قدرت شکل مناسبی برای قدرت سیاسی فردا نیست، به معنای این است که طیف رضا پهلوی دارد قول “تقسیم قدرت” را به طیفهای دیگر راست اپوزیسیون میدهد. کما اینکه عبدالله مهتدی دیشب از این بخش از گفته های رضا پهلوی اظهار رضایت میکند و آنرا شروعی برای بحثهای بیشتر در این زمینه میداند. رضا پهلوی تلاش دارد با این پیام بخشهای “منتقد” طیف راست را به جبهه متحد خود بکشاند. رضا پهلوی با این پلاتفرم تلاش دارد فاصله گرفتن خود با بخش میلیتانت-ساواکی جنبش سلطنت که موجب ناآرامی بخشهایی از طیف راست اپوزیسیون میشود، را بیان کند. قول تقسیم قدرت میدهد و حداقلی را (عبور از جمهوری اسلامی) برای متحد کردن صفوف راست وسط میگذارد. طیف رضا پهلوی بخوبی واقف است که با پرچم فراشگرد نمی تواند وارد تحولات سیاسی شود. میداند که از قبل بازی را باخته است.
شرایط موجود سیاسی مسایلی را به طیف راست اپوزیسیون تحمیل کرده است. استفاده از وازه هایی مانند اعتصاب و تظاهرات بحای “جنبش مدنی بی حشونت” گواه این امر است که راست جامعه نمی تواند از روی واقعیات موجود سیاسی پرش کند. اعتصاب و تظاهرات واژه های زبانسوزی بودند که کمتر در دهان این جماعت میچرخید آنهم بعنوان ابزارهای تغییر و به قول خودشان “عبور از جمهوری اسلامی”. در ابتدای این مطلب گفتم اعتراضات 96 و 98 جامعه را از نظر سیاسی شخم زد. لبه تیز ارابه اعتراضات مردم در این دو سال بر زمین سفت طیف راست هم نشسته است. اینها کسانی نبودند که اعتصاب و تظاهرات را ابزاری برای تغییر بدانند. “جنبش خشونت گریز” تمامی این سالها پاسخ این طیف در مقابل شورشهای مردمی بود. اما رضا پهلوی فراموش نکرده است که ابزارهای کنترل اعتصاب و تظاهرات یعتی تیروهای نظامی از ارتش تا اوباشان سپاه و بسیج را مورد خطاب قرار ندهد. این اولی یعنی اعتصاب و تظاهرات را گردن گرفتند چون مجبورند. روندهای سیاسی طی شده تاکنونی نشان میدهد که مردم از طریق همین ابزارها میخواهند تغییر را ایجاد کنند. این دومی یعنی نیروهای نظامی، ابزارهایی هستند که طیف راست کار با آنرا خوب بلد است. اما تصور نکیند که طیف راست برای “اعتصاب و تظاهرات” مردم برنامه ندارد. اگر چپ جامعه سطح توقعات مردم را در طی پروسه سرنگونی رزیم اسلامی نتواند بالا ببرد و نقطه پیروزی توسط چپ جامعه تعریف نشود، انگاه راست دست بکار خواهد شد تا با ارایه حداقلهایی نقطه پیروزی مردم را تعریف کند. این تصویری است که طیف رضا پهلوی بمردم نشان میدهد:” هستند کشورهایی که با تعهد به شرایط صحیح و عادلانه موفق به رشد سریع اقتصادی و بالا بردن سطح زندگی شهروندانشان شده اند. برای نمونه بلافاصله پس از آزادی از شوروی دولتهای بالتیک رعایت 5 شرط را در دستور کارشان قرار دادند. شفافیت نظام مالی، شفافیت بودجه دولت، رفاه و امنیت کارگر و کارمند، تضمین حقوق مالکیت و سرمایه گذار و قبول قواعد داوری بیطرف در حل اختلافات مالی و تجاری…….” این پلاتفرم سیاسی طیف راست رو به اعتراضات مردم است میخواهند این آینده را بمردم بفروشند. نقطه پیروزی طیف راست پس از سرنگونی رزیم اسلامی همینهاست که رضا پهلوی میگوید. تلاش خواهند کرد تا فقر مردم را دستمایه حقنه کردن راست ترین شعارها بر اعتراضات مردم کنند تا این آینده را بمردم بفروشند: سرمایه داران برمیگردند، بازار جهانی با ما صلح خواهد کرد، انشاالله شما هم به همه جا خواهید رسید.