پرسش: یک دور دیگر از اعتصابات طولانی و زنجیر وار کارگران نیشکر هفت تپه به پایان رسید. شما این اعتصاب را از نزدیک دنبال کردید. لطفا برایمان توضیح دهید که کار این اعتصاب به کجا انجامید؟ آیا هیچ بخشی از مطالبات کارگران پاسخ گرفت؟
نسرین رمضانعلی: اگر چه در رسانه ها اعلام شد که کارگران هفت تپه حقوقهای معوقه خود را دریافت کردند اما کارگران این دروغ را تکذیب کردند. کارگران طی اطلاعیه از کانال کارگران هفت تپه اعلام کردند حقوق تیر ماه را نصفه و نیمه دریافت کرده اند و مرداد و شهریور هم تاکنون پرداخت نشده است. اکنون هم در مهرماه هستیم. بنابرین پرداخت دستمزدهای معوقه که یکی از محوریترین خواستهای اغتصاب بوده، تاکنون انجام نشده است و کل اخباری که در اینمورد عمدتا توسط رژیم پخش شده است. در رابطه با رد بیمه کارگران، مزایای اضافه کاری، حق شیفت؛ سبد کالائی نیز به همین ترتیب همچنان به قوت خود باقی است و کارگران رسما اعلام کردند فقط تاکنون وعده داده شده است. همچنین باید گفت، فعلا در حال حاضر اعتصابات جسته و گریخته همچنان درهفت تپه در جریان است.
اما از شما اجازه میخواهم به پروسه این اعتراضات بپردازیم، تا بتوانیم تصویری خیلی روشن و شفاف داشته باشیم. اینجا جنگ کارگر با اسد بیگی بعنوان صاحب شرکت و کارفرما نیست. بنظرم رژیم خیلی فکر شده و مهندسی شده نزدیک به سه دهه است هزاران کارگر و خانواده کارگری هفت تپه را دارد سر میدواند.
طی این دهها مبارزه، کارگران توانستند پوزه اینها را بارها بخاک بمالند. طی این مبارزات بخشا برخی ناروشنیها و یا فشار و تهدیدها و فضای اختناق، موانعی برای مبارزه کارگران ایجاد کرده بود. سه دهه مبارزه با همه فراز و نشیبها، از جانب رژیم اسلامی در واقع یک جنگ فرسایشی برای خسته کردن کارگر هفت تپه بوده است
برای بررسی این اعتصابات و نقاط ضعف و قدرتش شاید لازم باشد نگاهی به تاریخچه اعتصابات و اعتراضات هفت تپه داشته باشیم که بتوان در پرتو آن به این سوال پاسخ داد که ایا وضعیت هفت تپه نجات یافتنی هست، یا اینکه نباید امیدی به این شرکت و این مرکز تولیدی داست و بالاخره اکنون کارگران باید چه بکنند.
اگر بخواهیم در مورد اعتصابات هفت تپه صحبت کنیم همانطور که شما گفتی اعتصابات طولانی و زنجیره ای را شاهدیم. همانطور که اشاره کردم اعتصابات این دوره کارگران هفت تپه مختص به یک دوره نیست، بلکه در امتداد جنگ فرسایشی چند دهه ای کارگران با حکومت اسلامی است. نمیتوان از اعتراضات امروز کارگران هفت تپه صحبت کرد، اما اشاره ای به تاریخچه این مبارزات در دوره ها و مقاطع مختلف نداشت. اعتصابات کارگران هفت تپه از سال 1386 آغاز میشود، این اعتصابات بزرگ چند هزار نفره کارگران در سال 87 ادامه می یابد که تقریبا تمامی بخشهای هفت تپه و مراکز مربوط به هفت تپه را در برمیگیرد. در این دوره کارگران به قدرت خود بیش از پیش اگاه میشوند. نقش مخرب شوراهای اسلامی وعوامل رژیم یکی از مولفه های مهم این دوره است. کارگران در این سالها با ایجاد مجامع عمومی بیشترین تصمیمات را اتخاظ میکنند. دیگر تقریبا در تمامی اعتصابات، کارگران در مجامع عمومی امر سازماندهی و پیشبرد اعتصاب را پیش میبردند. نمایندگان مستقل خود را مستقیم انتخاب میکنند، در دل اختناق شدید سازش نمیکنند و سندیکا مستقل را با تمامی فشارهای حکومت و بگیر ببندها، ایجاد میکنند. در همین دوره از اعتصابات، تعدتدی از اعضای سندیکا که با اراده کارگران ایجاد شده است و رژیم حاضر نیست آنرا برسمیت بشناسد، را احضار و یا دستگیر میکند. محمد حیدری مهر، قربان علیپور، جلیل احمدی، علی نجاتی، نجات دهلی، ابوالفضل عابدینی، رضا رخشان در دوره های مختلف مبارزات کارگران، دستگیر و زیر فشار قرار میگیرند. تمامی این فشارها و این جنگ گریز بین کارگران هفت تپه و حکومت وتا همین امروز که بخش خصوصی واگذار شده، ادامه دارد.
هر دوره از اعتصابات کارگران هفت تپه قدمی به جلو بوده است و دستاوردهای بزرگی داشته است. دیگر اسم سندیکای مستقل کارگران هفت تپه اعتبار دارد، و شورای اسلامی هفت تپه، در میان کارگران منزوی و بی اعتبار است. کارگران در این دوره قدم به قدم رژیم و کارفرما را عقب رانداند. آغاز دور دیگر از مبارزات کارگران هفت تپه باز هم برای حقوقهای معوقه، در سال 97 شروع شد. در این اعتراضات شاهد حضور نسلی دیگر از سخنگویان و نمایندگان کارگران هفت تپه هستیم. این بار کارگران هفت تپه از قدرت شوراها و اداره کارخانه بدست شوراها سخن میگویند. سخنرانیهای پرشور اسماعیل بخشی و سایر نمایندگان کارگران وجه مشخصه این دوره است، اعتصابی که همزمان است با اعتصابات فولاد، هپکو و اب اذر که خود موجب میشود نمایندگان کارگران با اعتماد بنفس سیاسی بالاتری سخن بگویند. از بزیر کشیدن بخش خصوصی و اداره شرکت بدست خود کارگران حرف میزنند، کارگران هفت تپه و فولاد روزانه در خیابان هستند، حمایتهای مردمی و پیامهای دلگرم کننده از سایر مراکز کارگری به اعتصاب کارگران ارسال میشود. همزمان آزادیخواهان در خارج کشور صدای کارگران در خارج میشوند و با برگزاری اکسیون و گرفتن حمایت از اتحادیه های کارگری، صدای کارگران اعتصابی را رساتر میکنند. ما شاهد پیشرویهای فراوانی طی این مبارزات بودیم که نباید فراموش کنیم هر قدم پیشروی کارگران با هزینه های گزافی بدست آمده است. اما در کنار ان باید گفت سفرهای خالی تر از همیشه طبقه کارگر، شرایط مبارزه را برای کارگران دشوارتر میکند. دستگیریها، اخراجها و تهدید خانواده و بستگان کارگران اعتصابی از جانب مزدوران رژیم و نیروهای سرکوبگر فراموش شدنی نیست و باید در تاریخ ثبت یشود.
با نگاهی اجمالی به پروسه این اعتصابات و اعتراضات باید بتوانیم نه تنها جمعبندی درستی بدست بدهیم بلکه در عین حال راه برون رفت از موقعیت کنونی از نظر را نیز توضیح بدهیم.
کارگران هفت تپه معترض به وضعیت معیشتی و کاری خود هستند. دور دیگر از اعتراضات بعد از سال 1387 در سال 1394 ادامه پیدا کرد. اگر چه اعتراضات جسته و گریخته در جریان بود، اما در این سال هفت تپه به بخش خصوصی واگذار شد. اسد بیگی وعده شکوفائی در هفت را به کارگران میدهد. انچه هرگز نیفتاد در هفت تپه اتفاق نیفتد، بهبود وضعیت معیشتی کارگران بود. با افت خیزها اعتصابات و اعترضات گاها در بخشهایی در هفت تپه و گاها تمامی بخشهای هفت تپه در جریان است. کارگران گاها تعرض میکنند و گاه مجبور به عقب نشینی میشوند. من سعی خواهم کرد، بیشتر توضیح بدهم. اما مایلم این را قبل از هر توضیحی از پروسه مبارزات بگویم، این مبارزات هزینه سنگی بر گرده کارگران هفت تپه گذاشته است، در عین حال موفقیتهای بزرگی نه تنها برای هفت تپه بلکه برای کل جنبش کارگری در ایران بدست اورده است.که این دستاوردها قابل ارج و تقدیر است.
اکنون نگاهی داشته باشیم به اعتراضات کارگران حول خواستها و مطالباتی از جمله پرداخت حقوقهای معوقه، عدم پرداخت حق بیمه تا گرفتن مزایا که به کارگران تعلق میگرد و کارفرما سرباز زده است. در اعتراضات قبل از واگذاری به بخش خصوصی هفت تپه، اسدبیگی به میان کارگران امد و قول داد، وضعیت را بهبود ببخشد، باید گفت نه تنها وضعیت کارگران بهبود پیدا نکرد، بلکه وضعیت اسفبار تر شد.
بدون نگاهی به اعتراضات در گذشته نمیتوان گفت، چرا همچنان کارگران بدنبال حقوقهای معوقه هستند. اشاره به نکاتی مهم است، منطقه هفت تپه که قرار بوده در زمان شاه به قطب بزرگی اقتصادی کشت و صنعت تبدیل شود، با سرکار امدن جمهوری اسلامی، با شعار اقتصاد مال خر است، در همان ابتدا با بن بست رو به رو شد. آنچه در عمل اتفاق افتاد سرمایه گذاری رژیم اسلامی بر تروریسیم و میلیتاریسیم بود. پس از 8 سال جنگ و با گذشت یک دهه از حاکمیت رژیم اسلامی، تمامی مراکز تولیدی فرسوده شده بودند. در اعتصابات سال 1387 حکومتی ها میگفتند مبالغ زیادی شکر وارد کشور شده است باید مقابل مافیای شکر ایستاد، تا هفت تپه بتواند رقابت کند. عده ای از مافیای شکر حرف میزدند و میگفتند تولیدات تولیدات داخلی را بخرید. تبلیغاتی که تلاش داشت پرداخت دستمزد کارگر را به این معادله وصل کند که شکر خارجی ارزانتر است و تولید داخلی توانایی رقابت ندارد و لابد به همین علت دستمزد کارگر پرداخت نمیشد.
در اعتراضات کارگران در سال 86 و 87 برای اولین بار نماینده کارگران با رادیو فردا مصاحبه کردند و در مورد وضعیت معیشتی و دستگیری همکارانشان صحبت کردند. بدین شکل اولین قدمها در در شکستن سد سانسور و اختناق رژیم اسلامی برداشته شد. این را اشاره کنم که حزب کمونیست کارگری در شکستن دیوار سانسور حول اعتصاب کارگران هفت تپه در اندوره نقش اساسی و جدی داشت. شاید در فرصتهای دیگر از این زاویه این اعتصاب را بررسی کنیم. .
سرمایه گذار و بخش خصوصی هیچ کسی نیست بجز خود دولتیها و اعوان و انصار رژیم. صد البته این نیز میدانی برای جنگ دولت با کارگران معترض در هر دوره است. در اعتراضات گسترده کارگران هفت تپه یکی از همسران کارگران خطاب به کارگران گفت، ما را عادت دادند، برای دریافت حقوقهایمان باید اعتصاب کنیم، پس قدرتمند تا رسیدن به خواستهایمان اعتصاب را ادامه خواهیم داد. در این دوره از اعتصابات یعنی از سال 97 حضور خانواده های کارگری در هفت تپه چشمگیرتر شد. اعتصابات 97 در کنار اعتصاب فولاد، حمایت بخشهای دیگر کارگری مثل هپکو، اذراب و تشکلهای مستقل کارگری، حمایتهای دهها اتحادیه در سراسر دنیا را برانگیخت. این اعتراضات و از کنترل خارج شدن اعتصاب، موجب دستگیری نمانیدگان کارگران هفت تپه، همزمان دستگیری کارگران فولاد اهوازشد. کارگران را به زیر شکنجه بردند و فضای شهرهای اعتصاب بشدت امنیتی شد. یگان ویزه را روانه اعتصاب کردند و دست به تهدید خانواده های کارگران کردند. این اعتصابات بطور موقت پایان یافت. ازسال 97 شاهد اعتصابات متعدد کوتاه مدت و دراز مدت هفت تپه هستیم. اعتصاب برای بازگشت به کار کارگران اخراجی، اعتصاب و اعتراض برای ازادی کارگران زندانی، و…. صححبتهای اسماعیل بخشی رهبر کارگران هفت تپه و سپیده قلیان در جهانی کردن و رسانه ای شدنن شرایط کارگران هفت تپه، نقش بسزایی داست به همین علت دستگیری این دو بسرعت خبرش در اقصی نقاط جهان پیچید.. سناریوی اعتراف گیری ازکارگران سریعا بی خاصیت شد، رژیم شکست خورد. کارگران در شعارهایشان اعترافات اجباری زیر شکنجه را محکوم کردند. رهبران خود را بر دوش گرفتند. در این دوره از اعتصابات خواست آزادی کارگران زندانی و محکوم کردن شکنجه کارگران، جزو مطالبات کارگران شد.
اکنون خواست، پرداخت حقوقهای معوقه، پرداخت مزایای شغلی، پرداخت مزد برابر با نرخ تورم، بازگشت بکار کارگران اخراجی، امنیتی نکردن اعتراضات کارگران جزو مطالبات کارگران شده بود.

ما از سال 94 شاهد اعتراضات مجدد کارگران هفت تپه هستیم. کارگران مجددا در این سال ماهها حقوق معوقه داشتند، راهی بجز اعتصاب باقی نمانده بود. کارگر هفت تپه مجددا با خواست پرداخت حقوقهای معوقه، امنیتی نکردن اعتراضات کارگران، پرداخت مزایای کارگران و پرداخت سبد و بن های کالائی وارد اعتصاب شدند. البته بنظر من خیلی مهندسی شده طرح خواست لغو خصوصی سازی و بازگردانندن هفت تپه به بخش دولتی محوریت پیدا کرد.
این خواست چنان برجسته شده که در اعتصاب کارگری که ماهها حقوق دریافت نکرده است، سفره اش خالی تر از همیشه است با دسیسه دولت، کارفرما، و صاحبان به اصطلاح سرمایه خواست واگذاری هفت تپه از بخش خصوصی به دولتی محوریت پیدا کرد. تمامی مباحث حول این خواست چرخید. حکومت باید یکی را مقصر جلوه دهد که زندگی بیش از دو دهه ا کارگران هفت تپه بدستش نیست نابود شده است. به همین علت همه دوربینها را روی اسد بیگی زوم کردند.
چرا میگویم مهندسی برای اینکه در پروسه اعتراضات از سال 94 تاکنون یک روز اعلام میشود اسد بیگی در خارج است، یک روز میگفتند متواری است، روز دیگر میگفتند نه اسد بیگی با مسئولین به مذاکره نشسته است، کشدار و فرسایشی کردند جنگی نابرابر برای کارگران خسته راه انداختند تا احساس یاس و نامیدی را میان کارگران بیشتر کنند.
در هر دوره از اعتصابات، کارگران توانستند بخشی از معوقات خود را دریافت کنند، این دوره نیز بخشی از معوقات پرداخت شد، اما همچنان بر اساس گزارشات بیمه های انها رد نشده است و مزایا همچنان پرداخت نشده است.
این مرکز چه دولتی، چه خصوصی، و چه حتی اگر توسط کارگران هدایت شود، تامین کننده زندگی کارگران نیست. به سادگی نیشکر هفت تپه سالهای مدیدی است که توان تقابل با بازار افسارگیسخته را ندارد. این بخش از مرکز تولیدی در یک کلام ورشکسته است.
اما سوال مطرح این است که هفت تپه که بیش از 10 هزار کارگر داشت، پس از هر دوره اعتصاب تعدیل نیرو شد، یعنی تعدادی اخراج شدند، و اکنون بر اساس گزارشات تعداد کارگران به اصطلاح شاغل هفت تپه حداکثر 6 هزار نفر هست که اگر نگاهی به تجمع معترضین بکنیم، در این دوره بندرت جمعیت کارگران معترض و اعتصابی به هزار نفر میرسند، پس بقیه کجا هستند؟ این سوال مهمی است که باید جداگانه به ان پرداخت.

پرسش: به نظر شما این دور از اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه دارای چه ویزگی هایی بود و چه تفاوتها و یا تشابهاتی با اعتصاب دور گذشته هفت تپه داشته است؟
نسرین
نسرین رمضانعلی: ببینید من بالاتر تصویری از نزدیک به سه دهه مبارزات کارگران هفت تپه را ارایه دادم. در هر دوره ای کارگران با قدرت توانستند به بخشی از خواست و مطالباتشان برسند. در عین حال هزینه های زیادی داشته است.
انچه متاسفانه برای کارگران نه تنها در هفت تپه بلکه بطور عموم رایج است، پرداخت نکردن حقوق کارگران است و با پرداخت نکردن حقوق کارگران نان خشک سفره کارگران را نیز به گرو گرفته شده است. من فکر میکنم، این دوره از اعتصابات کارگران هفت تپه گذشته از اینکه بالاخره پرداخت حقوقهای معوقه و مزایا جزو خواستشان بوده و به نیمی از از آن دست یافتند ولی همچنان حداقل دو الی سه ماه معوقات طلب دارند. مزایا و عیدی، بیمه های رد نشده و بن کارگری، سبد کالا کماکان پرداخت نشده است. اما شخصا فکر میکنم این دوره از اعتصابات جنگ گرایشات درون جنبش کارگری به شکلی عیان خود را نشان داد، و انچه حایز اهمیت است، با این جنگ و کشمکشی که جاری بود. کارگران برای دستیابی به خواستهایشان یک دست بودند.
انچه من نقطه ضعف این دور از اعتصابات از نظر خودم میبینم، محوریت خواستهایی مانند لغو خصوصی سازی بود. اگرچه میدانیم در دروه ای که نیشکر هفت تپه دولتی بود، اعتصابات در هفت تپه همچنان در جریان بوده است. در سال 87 تمامی بخشها هفت تپه در اعتصاب بودند. کارگران و فعالین و سخنگویان کارگران دقیقا عین سال 97 دستگیر شدند، شکنجه و تهدید شدند.
بنابرین هفت تپه چه خصوصی باشد، چه دولتی سهم طبقه کارگر همان سفره خالی بوده است، جنگ امروز کارگر هفت تپه ادامه جنگی است که از سالها پیش شروع شده است.
ما در این اعتراضات اخیر شاهد موش دوانی کردن جناحهای مختلف رژیم بودیم سعی کردند، کارگر را ضعیف و بدبخت نشان بدهند، که هیچ چیزی نمیخواهند، بجز اینکه خلع ید از بخش خصوصی ! و ما نیز بیشتر میدیدم که در تحلیلها و گزارشات وضعیت و موقعیت معیشتی کارگران زیاد دیده نمیشود، بلکه تقریبا محوریت علیه خصوصی سازی است. در حالی که برای کارگر خصوصی یا دولتی حقیقتا فرقی ندارد.
رژیم میداند، این واحد تولیدی و دهها واحد تولیدی دیگر فقط جنبه های پوشاندن دزدیهایشان است، پولشوئی، اختلاس و خروج ثروت همین کارگران به خارج است. در کدام کشور اینقدر اختلاس میبینی و سلطان میبینی که همه راست راست راه میورند و دهها اسکورت بادیگارد دارند. در حالی که کارگری که کار کرده و حقوقش را میخواهد باید جایش زندان باشد، شکنجه و اعترافات اجباری. دانشجویان خط امام از یک طرف، هوادارن روحانی از طرف دیگر سفر خالی کارگر را دستمایه برای تبلیغات خود کرده اند.
بنابرین هیچ چیزی نباید بدور از چشم ما بماند، و شخصا فکر میکنم رهبران، فعالین رادیکال سوسیالیست دست اینها را خوانده اند. اینها تصور میکنند با دستگیری اسد بیگی میتوانند خشم کارگران را فرو نشانند. اتش خشم کارگر را سفرها خالیش و ترک تحصیل فرزندش از مدرسه بخاطر وضعیت اسفبار معیشتی شعله ور تر میکند.