توافق صلح یا آرایشی جدید برای كشمكشی دیگر؟ -علی جوادی

مقالات

خبرگزاریها گزارش كردند كه “امارات متحده عربی و اسرائیل با میانجیگری دولت آمریکا و شخص دونالد ترامپ، درباره صلح و همکاری با یکدیگر به توافق رسیدند.” دولت اسرائیل این واقعه را “روزی بزرگ برای صلح” و ترامپ آن را “توافقی تاریخی” نامید. در صفی دیگر: تشكیلات خودگردان فلسطین آن را “خیانتی … به بیت‌المقدس، مسجد الاقصی و مسئله فلسطینیان”. قلمداد كرده و آن را محكوم كرد. حكومت اسلامی و تركیه نیز در واكنشی قابل انتظار در صف محكوم كردن آن قرار گرفتند و آن را “خطرناک و نامشروع”، “اقدامی شرم‌آور” و “خیانت” به فلسطینیان” خواندند. “روزی بزرگ برای صلح”، “توافقی تاریخی” یا خیانت به فلسطینیان”، “اقدامی شرم آور”، واقعیت چیست؟ حقیقت را باید از فرای جنجال های رسانه ای و خطوط تبلیغاتی دولتهای ارتجاعی رقیب جستجو كرد.

این توافقنامه بر خلاف ادعاهای پوچ دولتهای اسرائیل و آمریكا و امارات “روزی بزرگ برای صلح” نیست. این دولتهای ارتجاعی پرچمداران هیچ صلحی در منطقه نیستند. صلح در منطقه با وجود چنین نیروهایی در حاكمیت، چه در اسرائیل و چه در ایران و چه در آمریكا، عملا یك امر پیچیده اگر نه یك غیر ممكن است. كارنامه این دولتها روشن است. دولت فوق ارتجاعی اسرائیل خود یك پای هر جنگ خونین و تحمیل بی حقوقی مطلق بر مردم فلسطین بوده كه از حمایت گسترده نظامی و سیاسی هیات های حاكمه متفاوت آمریكا برخورد بوده است. از سوی دیگر، امارات متحده عربی و برخی دیگر از كشورهای دیگر عرب منطقه مدتهاست كه دارای روابط آشكار و پنهان گسترده ای با دولت اسرائیل هستند. سرمایه گذاری آنها بر مساله فلسطین تلاشی ارتجاعی بمنظور مشروعیت بخشیدن به موجودیت این حكومتها است. این توافقنامه مستقل از مصارف تبلیغاتی آن برای هیات حاكمه آمریكا هیچ “رویداد تاریخی” نیست. پیش از آن نیز كشورهای اردن و مصر نیز این راه را پیموده اند.

این توافقنامه بر خلاف ادعاهای كاذب رژیم اسلامی “خیانت به فلسطینیان” نیست. كشور اسرائیل، مانند فلسطین، یك واقعیت سیاسی غیر قابل انكار است كه مستقل از هر موضعی در قبال حكومتهای حاكم در این كشور موجودیت آن باید بمثابه یك كشور در منطقه برسمیت شناخته شود. سیاست حكومت كثیف اسلامی در ایران و كل جریانات اسلامی برای نابودی اسرائیل یك اقدام ضد انسانی و تماما جنایتكارانه است. “خیانت” زمانی معنا پیدا میكند كه پیش از آن نیرویی در كنار مردم محروم فلسطین قرار داشته باشد. مردم فلطسین همواره قربانیان سیاستهای دولتهای مرتجع عرب و حكومت اسلامی و جریانات اسلامی بوده اند. سرمایه گذاری بر زخم مردم فسلطین و بهره برداری از آن و باز نگهداشتن این زخم یك سیاست مشترك تاكنونی این جریانات بوده است.

واقعیت این است كه این توافقنامه صرفا نشانگر یك چرخش سیاسی در مناسبات حكومتهای ارتجاعی در منطقه و اقدامی در راستای تحكیم جبهه بندی جدیدی است كه در مقابله با حكومت اسلامی و نیروهای متحدش در منطقه شكل گرفته است. تداركی برای یك كشمكش ارتجاعی دیگر در منطقه است.

اما صلح واقعی، صلح در منطقه، در درجه اول مستلزم برسمیت شناخته شدن حق مردم فلسطین برای ایجاد كشوری مستقل و متساوی الحقوق در عرصه بین المللی در كنار كشور اسرائیل است. بدون تعهد و پایبندی به چنین حقی برای مردم فلسطین هیچ طرح صلحی واقعی نیست. از طرف دیگر صلح پایدار در گرو كنار زدن جریانات فوق ارتجاعی و راست در اسرائیل و همچنین جارو كردن جریانات اسلامی در فلسطین و منطقه است.

سرنگونی انقلابی رژیم اسلامی در ایران در پس یك خیزش آنتی اسلامیستی و سكولاریستی كل معادلات منطقه را در جهت آزادیخواهی و برابری طلبی و سكولاریسم دگرگون خواهد كرد.