سیاست این جریان، سردرد اصلی طبقه کارگر کردستان به بهانه مصاحبه ابراهیم علیزاده با رادیو “دیالوگ” – سمکو نوری

مقالات

ابراهیم علیزاده مصاحبه ای با یک رادیوی مجازی به تاریخ 26 ژوئیهٔ 2020 انجام داده است که در امتداد افشا و نقد آخرین بقایای سیاسی کوچ اختیاری این جریان به دامن احزاب قومی، اشاره به چند نکته دیگر خالی از لطف نمی باشد. این مصاحبه نزدیک 2 ساعت به طول می انجامد و مصاحبه کننده هم با سوالاتی که حاوی مفروضاتی شناخته شده میباشد باب مصاحبه با ایشان را می گشاید.در این مطلب کوتاه به دلیل مطرح شدن مسائل زیاد و نامنسجم از مفروضات و مشغله های سیاسی مصاحبه کننده، فعلا عبور میکنم تا خود این “خط” مصاحبه کننده هم احیانا در آینده، کمی “پخته تر”، زبان باز کرده و اصل رازش را در پس این مفروضات بر بقیه عیان کند.
این مصاحبه در کل دو بخش است، بخش نخست به آنچه که تحت عنوان “مسئله کرد” در خاورمیانه قلمداد میشود اختصاص دارد که خود به دو بخش تقسیم میشود. ابراهیم علیزاده در مقابل سوال مصاحبه کننده در خصوص رویدادهای سیاسی در “کردستان سوریه، ترکیه و عراق” در یک بخش پاسخهایی میدهد که برای هر ناظر سیاسی بدیهی است که شرح و تفسیر رویدادها در این مناطق صرفا سیر اتفاقات و تحولات سیاسی عینی آنجا بر بالای یک دیوار و بی طرفانه نیست بلکه ایشان “ابراهیم علیزاده”، به بهانه شرح و تفسیر ژورنالیستی تحولات سیاسی در این سه کشور استراتژی حزب متبوع شان را نیز توضیح میدهند.
پایین تر وارد تشریح پاسخهای ابراهیم علیزاده در خصوص مسائل مربوط به کردستان سوریه، ترکیه و عراق خواهیم شد و نشان خواهیم داد که چرا این توضیحات صرفا شرح وقایع عینی نیست بلکه شرح این وقایع وسیله ای برای توضیح استراتژی حزب ایشان است. هر ناظری حتی با درجه هوش متوسط، که این برنامه تقریبا 2 ساعته را نگاه کند متوجه یک دوگانگی و دو زبان در توضیح یک استراتژی با تفاوت در ترمینولوژی آن، میان سه کشور مذکور که مسئله ملی و ستم ملی در آنها موجود است، در مقایسه با بخش دوم همین مصاحبه در مورد ایران و کردستان ایران، خواهد شد. وجود این دوگانگی صوری از نگاه استراتژیک اهمیتی ندارد و سهوی هم نمیباشد، اما باید روشن کرد که چه عاملی باعث میشود حل یک مسئله با به ظاهر دو استراتژی توضیح داده میشود. به سادگی میتواند گفت فاکتوری که این دوگانگی را به بحث ابراهیم علیزاده با استفاده از الفاظی متفاوت تحمیل کرده است فضای رادیکال در کردستان ایران و البته کنگره پیش رویشان و … است. چپ جامعه و همچنین جایگاه اجتماعی کمونیسم در کردستان ابراهیم علیزاده را وادار میکند با همان زبان که در مورد کردستان ترکیه و سوریه و عراق توضیح میدهد در مورد کردستان ایران نیز اظهار نظر نکند. جایگاه کمونیسم در کردستان یک فاکتور اصلی در مورد تفاوت ظاهری در توضیح استراتژی “کومه له” در خصوص “مسئله کُرد” در کردستان ایران است.
ایشان در خصوص روندهای اصلی سیاسی در ایران میگوید، دو روند اصلی از نگاه دستیابی به قدرت سیاسی “شانس” دارند که عبارت است از احزاب پروغرب سکولار و احزاب چپ و سوسیالیست. ایشان میگوید مردم کردستان در ایران نباید اصلاح طلبان و ناسیونالیسم ایرانی را به عنوان همپیمان خود به حساب بیاورند و نزدیکی با این جریانات به مثابه تامین ملزومات سرکوب و کوتاه شدن دست مردم کردستان در تاثیرگذاری بر تغییر و تحولات آتی در ایران است و باید خطر این جریانات را جدی گرفت. البته هشدار ابراهیم علیزاده در خصوص جریانات ناسیونالیست پروغرب ایرانی به سبب ماهیت ارتجاعی این جریانات نیست بلکه هشداری به احزاب قومپرست کُرد، همکار و همپیمان خودشان است و میخواهد از این طریق انها را به جریان خود نزدیکتر و از انها دور کند. اما در همین مصاحبه یک کلمه در مورد احزاب قومپرست کُرد و مقاصد ارتجاعی انها حرفی به میان نمی آورد. اما آب از سر جریان ابراهیم علیزاده گذشته است. همانطور که بالاتر اشاره کردم این مصاحبه در پیشا کنگره جدیدشان و همچنین خط و نشان کشیدن برای هر مخالف داخلی و سیگنال فرستادن به گروههای بغل دستی شان و … انجام شده و مقاصد درون گروهی و به قول قومپرستان کُرد “سازمان دادن خانه کُرد” را دنبال میکند و قرار است با این الفاظ به ظاهر رادیکال تمام زورشان را بزنند که صرفا دامنه “وحدت” مورد نظر، حول این توهماتی که پراکنده شد گسترش داده شود نه چیزی دیگر.
در بخش نخست این مصاحبه ابراهیم علیزاده رسما استراتژی احزاب قومپرست کُرد در سوریه و ترکیه و عراق را میپذیرد و بر سیاست این احزاب صحه میگذارد، و همانطور که گفته شد توضیح صفبندی سیاسی در منطقه خاورمیانه از درگاه “مسئله کُرد” برای ایشان مستمسکی میشود تا استراتژی حزب شان را هم توضیح دهد، اما وقتی وارد صفبندیهای سیاسی و همچنین حل مسئله ملی و ستم ملی در کردستان ایران میشود به یکباره یک مشت الفاظ “چپ و سوسیالیست و کمونیست” هم ، با حفظ همان استراتژی که در سه کشور دیگر بر آنها صحه گذاشته است نیز به بحثهایش می افزاید.
بخش دیگر این مصاحبه، به “کومه له” واقعا موجود فعلی و حزب کمونیست ایران و همچنین اختلافات و انشعابات، و در کل گذشته و حال و آینده این جریان به اختصار، اختصاص دارد که نسبت به بخش نخست بحثهای ایشان کمتر سیاسی است و اینجا به انها نمیپردازم. ایشان در بخش مربوط به اختلافات و انشعابات در کومه له و حکا هرآنچه که به کار امروزشان می آمد را گفت و انگار نه انگار تاریخ و اسناد این اختلافات بر روی اینترنت در دستررس است.

در سوال وضعیت عمومی در خاورمیانه و “مسئله کرد”، ابراهیم علیزاده میگوید مسئله کرد به عنوان یکی از مسائل لاینحل منطقه خاورمیانه، می بینیم که چقدر تحت فشار است.در عراق فدرالیسم دست و پا شکسته را هم برایش به رسمیت نمیشناسند، جنبش روژاوا جلوی چشمان امریکا و روسیه زیر فشار ترکیه و سایر نیروها است و سرزمین اش را اشغال میکنند. داعش و اخوان المسلمین یعنی اسلام تندرو و میانه رو که در این مناطق شکل گرفت را هنوز برای امتیازگیری از انها نگه داشته اند و خاورمیانه به دلیل موقعیت جغرافیایی و منابع زیرزمینی که دارد مدتهاست که به منطقه تحت نفوذ استعمارگران و امپریالیستها تبدیل شده است. ابراهیم علیزاده در این مصاحبه میگوید، من مسئول هر تک کلمه ای نیستم که به کار میبرم و اگر کسی به سبک ملانقطی به بحث برخورد نکند و جوهر بحث را بگیرد، میداند که ایشان در کجای سیاست ایستاده است. در این مطلب کوتاه ، نه به این خاطر اما برای به درازا نکشیدن این مطلب فعلا استفاده ایشان از ترم “استعمارگران و امپریالیسم در کنار هم و همچنین ” سه رهه لدان” که ترمهای مخصوص پ ک ک و اقمارش است و هرکدام از این ترمها بلحاظ سیاسی خنثی نیستند، میگذریم تا ببینیم جوهر بحث ابراهیم علیزاده چیست؟ برای نمونه پ ک ک و گروههای وابسته شان در گرماگرم کشمکش با داعش و اکنون نیز هیچ تمایلی ندارند به گروههای تروریست اسلامی و از آنجمله داعش بگویند تروریست اسلامی و از انها به عنوان “دزدها و چپاولگران داعش” اسم میبرند.

ابراهیم علیزاده در مورد کردستان سوریه میگوید مشکل سوریه یا با یک قیام توده ای یا توافق میان امریکا و روسیه تعیین تکلیف میشود، که هردوی انها در افق هستند. ایشان در دفاع از انچیزیکه به عنوان دستاورد قلمداد میکند یعنی ” اداره شورایی، خود مدیریت دمکراتیک، شرکت زنان و جلوگیری از درگیری مذهبی و قومی” که از نظر ایشان هنوز هم خوب اداره میشود و “بی بدیل و بی نظیر بود”، میگوید جنبش روژاوا چون از نظر جمعیتی تعداد “کردها”یش کمتر است لذا این احزاب در شمال سوریه با نگاه ناسیونالیستی نمیتوانند بر تحولات آتی در سوریه مهر خودشان را بکوبند. البته ایشان در مورد ماهیت این جریانات چیزی نمیگوید، گویا احزاب شمال سوریه که شاخه هایی از پ ک ک هستند، مستقل از ماهیتشان، صرفا نگاه ناسیونالیستی دارند. اما ابراهیم علیزاده در ادامه بحث منظورش را از نگاه ناسیونالیستی بیان میکند و همانطور که گفته شد با قبول ماهیت سیاسی این جریانات قومی، صرفا به این بسنده میکند که این احزاب باید به اعتراضات در سطح سراسری در سوریه بپیوندند و نباید به شمال سوریه محدود بمانند. یعنی نگاه ناسیونالیستی که ایشان آن را نقد میکند محصور نماندن در محدوده کردستان سوریه است و گویا به صرف پیوند با سطح سراسری این نگاه ناپدید میشود. از طرفی دیگر ایشان این را هم پنهان میکند که جریانات کُرد در شمال سوریه در یک همسویی، همکاری و همپیمانی با امریکا، روسیه، حشد شعبی، جمهوری اسلامی و خود رژیم اسد هم هستند. ابراهیم علیزاده در همین بحث از وجود امریکا، روسیه و نیروهای موجود در این دو کمپ تبری میجوید و میگوید امریکا هرجایی که پا نهاده است هیچ “خیر و خوشی” به ارمغان نیاورده است، اما همزمان نقدی هم به همسویی، همکاری، همپیمانی و پادویی این جریانات قومی در شمال سوریه با این دو کمپ ندارد و گویا صرفا یک نگاه ناسیونالیستی مشکل اصلی است که انهم در پیوند با اعتراضات در سطح سراسری قابل حل است. تفاوت ظاهری تلاش علیزاده در ترسیم استراتژی احزاب کردستان سوریه صرفا در این است که ایشان دست یابی به موقعیت “بهتر” برای جریانات قومگرا در شمال سوریه را از راه اعتراضات سراسری ممکن و مطلوب میداند در حالیکه خود این جریانات دستیابی به این موقعیت را از راه خود رژیم اسد پیش میبرند و ابراهیم علیزاده هم در این بحث هیچ اشاره ای و نقدی به این همکاری و توافقات نمیکند.
به این دلیل به طور خلاصه میشود اینگونه فهمید که منظور ابراهیم علیزاده از کمیت جمعیتی در کردستان سوریه که نمیتوانند با ناسیونالیسم بر تحولات اتی در سوریه مهر “خودشان” یعنی “ناسیونالیسم” را بر تحولات آتی در سوریه بکوبند و همچنین در اشاره به تلاش جریانات قومی در شمال سوریه جهت همزیستی اقوام و مذاهب که از ان به عنوان دستاورد و کارستان اسم میبرد، مدلی است که اگر این جریانات نصایح علیزاده را به گوش بگیرند و همپیمانان قومی و مذهبی را در سطح سراسری که از این قماش هستند بیابند و این وحدت قومی مذهبی را حفظ کنند انوقت است که میتوانند مهر خودشان یعنی کردایتی را بر این تحولات بکوبند. زدن مهر کردایتی و قومگرایی در پیوند با اعتراضات سراسری و همکاری با امریکا و … سیاستی است که علیزاده با صراحت بر یکی صحه میگذارد و با سکوت آن دیگری را تایید میکند. ابراهیم علیزاده با فاکتور گرفتن ماهیت قومپرستانه و بعضا رسما اسلامی جریانات سیاسی سوریه دمکرات که بخشی از انها جریانات قومگرای کُرد هستند اینگونه به ذهن مخاطب خودش القاء میکند که گویا این جریانات در اتحاد سراسری با همپیمانان خود، ماهیت شان عوض میشود.” آیا” ابراهیم علیزاده همپیمانی سیاسی- نظامی احزاب قومی در کردستان سوریه با رژیم بشار اسد و حشد شعبی و همچنین پادویی امریکا و بعضا روسیه را نمی بیند؟
ابراهیم علیزاده بی بدیل و بی نظیر بودن جنبش موسوم به “روژاوا” را در وحدت قومی و مذهبی مردم کردستان سوریه و همچنین قالب اداره این جامعه که هیچ ربطی به محتوای شورایی ندارد پذیرفته است که هم علیه داعش بودند و هم در فردای تحولات در سوریه میتواند به کارشان بیاید، یعنی بتوانند سهمی از قدرت و ثروت را داشته باشند. ایشان میگوید امریکا فعلا دست بالا بودن روسیه را به رسمیت شناخته است، اما منفذی را هم برای دخالت و ایجاد خلل در ان باز گذاشته است و کمی بعد، ترکیه را به عنوان این منفذ در ایجاد خلل در پروژه روسیه در سوریه، قلمداد میکند.یعنی با سکوت در قبال همپیمانی و پادویی خود جریانات قومی در شمال سوریه بر این همکاری و پادویی نیز صحه میگذارد.
ابراهیم علیزاده در مورد کردستان عراق میگوید مسئله کرد در کردستان عراق زیر فشار و موقعیت دشواری است و این فشارها را اینگونه برمیشمارد که حکومت اقلیم کردستان حتی آن نیرویی که برای کردایتی لازم دارد را ندارند، مردم ناراضی هستند، اقلیم کردستان نیروی نظامی لازم برای مقابله با حکومت عراق را ندارد، مانند ان نمونه ای که دربعد از رفراندوم در کردستان عراق اتفاق افتاد و آنها نتوانستند اقتصاد مستقل را به وجود بیاورند، نتوانستد نفت بفروشند، نفت انها توسط ترکیه توقیف میشود و با امضای دولت عراق نباشد هیچ پولی به دست نمی آورند. اما ایشان میگوید تنها یک راه مانده است که راه امیدوار کننده ای است که مردم کرد مبارزه خودشان را با مبارزه ای که در میدان تحریر سربلند کرده متصل کنند، از آن حمایت کنند و شعارهایش را تکرار کنند. از نظر ایشان، این ان زمینه ای است که اگر در آینده، تحولاتی در عراق رخ داد انها “حکومت اقلیم”، بتوانند سهم خودشان را از این تحولات بدست بیاورند و هیچ طرفی آنها را نادیده نگیرد. ابراهیم علیزاده در این بخش هم مانند سران حکومت اقلیم صحبت کرد. ایشان توضیح ندادند که اگر حکومت اقلیم با امضای دولت عراق نباشد نمیتوانند نفت بفروشند و هیچ پولی به دست نمی آورند، چرا تنها بخشی از مردم کردستان هستند که فقر، بیکاری و نبود ابتدایی ترین امکانات مانند آب و برق و گاز بخش تفکیک ناپذیر زندگی آنها طی نزدیک به سه دهه شده است. مردم کردستان عراق مبارزاتشان را با مبارزات مردم عراق پیوند بزنند که حکومت اقلیم سهم بیشتری از حال را بدست بیاورد که اقتصاد مستقل داشته باشد؟ اقتصاد مستقل حکومت اقلیم چه ربطی به بهبود شرایط اکثریت این جامعه دارد؟ اگر نفت اقلیم کردستان با امضای حکومت مرکزی نباشد به فروش نمیرود، نفت حکومت مرکزی عراق که وابسته به امضای حکومت دیگری خارج از عراق نیست و مستقل است پس مشکل کجاست و چرا میدان تحریر مملو از مبارزان و معترضان بود؟
سیاست جریان ابراهیم علیزاده با سایر جریانات قومپرست اساسا هیچ فرقی ندارد. اگر تفاوتی هست، تفاوت در نوع بیان همین سیاستهای ارتجاعی کردایتی است. جریان علیزاده به دلیل وضعیت داخلی جریانش و همچنین فضای سیاسی در ایران صرفا پشت یک مشت الفاظ و کلمات قایم میشوند اما با نگاهی به موضع گیری رهبری این جریان میتوان به کنه سیاست قومگرایی انها پی برد. اگر ابراهیم علیزاده در این مصاحبه 2 ساعته از اشاره به ماهیت قومپرستانه و ارتجاعی جریانات کُرد در شمال سوریه سر باز میزند و همکاری و توافق انها با رژیم اسد و امریکا را نادیده میگیرد، تایید و پشتیبانی از این نوع سیاست را باید از زبان یکی دیگر از اعضای همین جریان دید. جریان علیزاده در هر دوره و در هر رسانه ای و در مقابل هر مخاطبی پرده از بخشی از سیاستهای قومپرستانه خودشان با ادبیاتی شبه چپ برمیدارند. در این راستا باید بخشهای دیگر این استراتژی قومی را بمثابه یک پازل پیچیده در اظهارات بقیه رهبری آنها کنار هم گذاشت و افشا کرد. برای نمونه در رسانه ها اعلام شد که یک “ابر شرکت امریکایی بنام، دلتا کرست انرژی” قراردادی نفتی با جریانات “کُرد سوریه” امضا کرده است که طبق اخبار رسانه ها روز پنجشنبه 30 ژوئیه “لیندسی گراهام” امضای این قرارداد با “مظلوم عبدی”، فرمانده نیروهای دموکراتیک سوریه را به کنگره آمریکا اعلام کرده است. مایک پومپئو، وزیر امور خارجه آمریکا، در کنگره و در پاسخ به این سوال گراهام که آیا آمریکا از توافق نفتی با “کردها” حمایت می‌کند یا نه، گفته است که : “ما حمایت می‌کنیم.”
در این رابطه امروز چهارم اوت 2020 مصاحبه ای از تلویزیون کومه له تحت عنوان قرارداد نفت “ادارە خودمختار شمال کردستان” با یک “ابرشرکت آمریکایی” با یکی از اعضای رهبری این جریان پخش میشود که از جهت تکمیل صحبتهای ابراهیم علیزاده با “رادیو دیالوگ” حائز اهمیت است. همانطور که در خصوص صحبتهای علیزاده در رادیوی مذکور گفته شد ایشان با پنهان کردن ماهیت جریانات قومی و حمایت از انها تحت عناوین مختلف مسئله همکاری و سیاست جاده صاف کنی این جریانات برای سیاست غرب و خصوصا امریکا را لاپوشانی میکند اما فریدون ناظری از قرارداد نفتی “ابرشرکت امریکایی” با جریانات قومپرست سوریه بدون لکنت زبان و سرراست تر و تحت عنوان “رئال پلتیک و دیپلوماسی” دفاع میکند. ایشان میگویند این قرارداد نفتی با “کردهای سوریه” به لحاظ سیاسی این فائده را دارد که دولت حامی این شرکت از مردم کردستان دفاع میکند! و به لحاظ اقتصادی هم برای مردمی که به طور واقعی صاحب این نفت هستند منافع زیادی دارد؟ اقای ناظری و رهبری جریان کومله فعلی با تظاهر به بی خبری خرافات به جامعه تحویل میدهند، چون حکومت اقلیم کردستان هم از این دست قراردادها با امریکا و اروپا کم نبسته اند اما پول نفت مانند جمهوری اسلامی و هرجای دیگر به جیب سرمایه داران میرود نه کسی دیگر. گفته میشود 90 درصد نفت کشور سوریه در شمال این کشور و در دست احزاب قومی و اسلامی است اما اینکه گفته میشود مردم کردستان سوریه صاحب این منابع زیر زمینی هستند، زمانی میتواند متحقق شود که جریانات قومی –اسلامی و حامی نظام سرمایه داری از نوع حکومت اقلیم بر آن چنبره نیانداخته باشند. باید از این اقایان سوال کرد آیا جرات میکنید این مصاحبه را میان مردم کردستان عراق و عراق ببرید و از میان مردم معترض در کردستان عراق سالم بیرون بیایید؟ “آیا” احزاب قومپرست شمال سوریه “کمونیست” شده اند یا جریان شما کاملا به کمپ قومپرستان اسباب کشی کرده است.
افشای سیاستهای جریان علیزاده به مراتب مبرم تر از سایر جریانات قومی در کردستان ایران است. مستقل از خواب و خیال جریان علیزاده در خصوص دست یابی به “حکومت کردی” که در این مصاحبه با تاکید از ان اسم برد و مستقل از اینکه چنین استرتژی بتواند طبقه کارگر را از راهی که در پیش گرفته منحرف کند یا نه، نباید گذاشت چنین سیاستهای قومی قبیله ایی را با استفاده از لفظ “چپ و سوسیالیسم” به خورد جامعه و طبقه کارگر کردستان بدهند.
سمکو نوری

لینکهای مربوطه
https://www.youtube.com/watch?v=Ntx9H2UXqi8

https://www.youtube.com/watch?v=KgZJSkSEWDA
https://www.dw.com/fa-ir/%DB%8C%DA%A9-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D9%86%D9%81%D8%AA%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA/a-54424470