١١ سپتامبر سالگرد كودتاى شيلى- سیف خدایاری

مقالات

تاریخ عصر مدرن دو ١١ سپتامبر به خود دیده است که معروفترین آن حملات تروریستى در آمریکا و قربانی شدن سه هزار نفر در آن فاجعه تروریستی بود. اما فاجعه ای دیگر و دهشتناک در چهل سال پیش در شیلی با کودتای آمریکایی پینوشه اتفاق افتاد که در آن بیش از ۵ هزار نفر اعدام شدند و دهها هزار تن روانه زندانها شدند یا طبق ادبیات سیاسی دیکتاتوری پینوشه ” ناپدید” شدند.
یکی از مهمترین تجربه های کودتای شیلی برملا شدن افسانه دروغین دموکراسی آمریکایی بود. بزعم تمام تلاشهای رسانه های مزدور بورژوازی در رنگ و جلا دادن به این افسانه دروغین و بنا به تمام حقایق موجود در رابطه با شیلی، سالوادور آلنده با رأی مردم به قدرت رسید و با کودتایی خونین پایین کشیده شد. باز بنا به حقایق موجود در آمریکایی بودن این کودتا کمترین تردیدی وجود ندارد و کافی است به چند نقل قول در زمان کودتا توجه کرد:
“سیاست قطعی و پیوسته ما این است که آلنده با یک کودتا سرنگون شود… لازم است که اقدامات ما مخفیانه و با اطمینان انجام شود تا دست دولت ایالات متحده پنهان بماند.”
ازیادداشتهای مشاور سیا در سال ١۹۷۰
“اقتصاد را به لرزه در آورید تا از رسیدن آلنده به قدرت جلوگیری شود یا او را بر کنار کند.”
از دستورات نیکسون به سیا در ١۹۷۰
آلنده یک سوسیال دمکرات بود که به رفرم از طریق پارلمان باور داشت و توانست موفقیت هایی در این عرصه کسب کند، اما مشکل ” ژنتیک” چپ در آمریکای لاتین که از تسخیر قدرت سیاسی به مفهوم پرولتری آن یعنی خلع ید از بورژوازی و برچیدن نظام کار مزدی عاجز است. آلنده از سویی با حفظ ارتش بورژوایی و سپردن چند وزارتخانه به ژنرالها و از سویی دیگر با بهره نگرفتن از قدرت دموکراسی شورایی کوردون ها ـ شوراهایی غیر منسجم و کمتر سازمان یافته متشکل از کارگران، بیکاران، دهقانان و اقشار زحمتکش ـ زمینه کودتا را فراهم کرد.
دخالت امپریالیستی و کودتای شیلی اولین و آخرین نمونه از مهندسی بورژوایی ” نظم موجود” نیست و نخواهد بود. کودتای شیلی قبل از به قدرت رسیدن آلنده با ترور رنه اشنیدر فرمانده عالی ارتش شروع شد و با ریختن میلیونها دلار پول از جانب بانکها، شرکتها و صاحبان سرمایه در خدمت کودتاگران که بخشی از آن صرف تحریک سندیکای کامیونداران ـ که با اعتصاب خود دولت آلنده را فلج کردندـ و بالاخره با ریختن بمب بر محل اقامت آلنده میسر شد. نمونه های دیگر این دخالتها را بویژه قبل از پایان جنگ سرد و سقوط بلوک شرق در سرتاسر جهان و هر جا که کمترین رایحه ای از سوسیالیسم وجود داشته می توان برشمرد. با پایان یافتن جنگ سرد و ” رفع خطر” کمونیسم این دخالتگریها در اهداف استراتژیک آمریکا و غرب در افغانستان، عراق، لیبی و سوریه مشهود است. تفاوت اینجاست که عمق فاجعه رژیمهایی چون طالبان، صدام حسین، بشار اسد و … پوششی ” بشردوستانه ” به اقدامات تروریستی آمریکا خواهد داد. امروز در پرتو بحران سوریه و در چهلمین سالگرد کودتای آمریکایی شیلی هر جا که دم از ” دخالت بشردوستانه غرب” میزنند را با نمونه کودتای شیلی بست.
١١ سپتامبر ٢٠١٣